♥ ๑♥๑ سخن دل ♥๑♥๑
لینک دوستان
 خوشبختی گمشده ی همه ی ماست....

                        مواظب باشیم اگر آن را پیدا کردیم...

                                                خودمان را گم نکنیم...

[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 18:37 ] [ شاهزاده ] [ ]

حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دیدهمه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول،  عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد. در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .

قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» ؛ ذوالنون را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم.

با سلام و عرض ادب    

دوستان عزیز ، ماه بزرگ ذی القعده  هست و بنده وقتی ذکر یونسیه (  يعني گفتن: لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين.(آيه 87، سوره انبيا)    رو با خودم زمزمه می کنم ، و به عمری که خدا عنایت کرده و فعلا سپری شده  نگاه می کنم  ، می بینم که گاهی انسان بخاطر اشیاء و افرادی که هیچ گونه لیاقت و ارزش زماندهی رو ندارن چقدر به خودش ظلم کرده ،  در بهترین و عزیزترین لحظات عمرش !

و از خدای تبارک وتعالی بعد از این عمر مبارک و بهینه رو می طلبم 

و نیز برای تمامی دوستان و خانواده ی مهربانم ، عمر با عزت رو می خوام  ، طوریکه تک تک ساعتشو غنیمت بدانیم 

 در این پست آثار و خواص ذکر یونسیه رو خالی از لطف ندیدم  ، امیدوارم  مورد توجه دوستان عزیز قرار بگیرد : 

آثار و بركات ذكر يونسيه
1-پیامبر گرامى(ص): هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است .

2-.رسول خدا (ص): آیا به شما خبر دهم از دعایى كه هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن دعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس كه طعمه ماهى شد: لا اله الا انت سبحانك إنّى كنت من الظالمین.

3- امام صادق(ع): عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى خواند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرماید: فاستبجنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین (ما او را پــاسـخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم )

 

چون اين ذكر به معني استغفار است در آن هيچ عوارضي نيست. براي ديدن حالات برزخي مؤثر است.

براي تقويت نفس و قلب و مكاشفات بسيار خوب است و براي رفع حجب و نورانيت مؤثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنين، از طرف خدا شامل گوينده آن مي شود.

 

مرحوم آخوند ملا حسنقلي همداني: هر قدر، در هر وقت بتوانيد؛ اين ذكررا بگوئيد.

مرحوم شيخ محمد بهاري در تذكره المتقين: سالك در اواسط كارش اين ذكر را بگويد.

 در ايام فراغت، همانند راه رفتن و نشستن،  ذكري براي نورانيت قلب و رفع حجب  است!

 ناگفته نماند كه اين ختم به منزله ي توبه اي حقيقي است اگر خالصانه براي خدا بجاي آورده شود، اثر شگرفي در پيشبرد انسان دارد.

از بسياري از بزرگان اين ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در ميان نماز مغرب و عشاء و يا قبل از اذان صبح و يا قبل از اذان صبح و يا بين الطلوعين جهت افاضات روحاني نقل شده است

وقتي از مرحوم آيةالله كشميري پرسيدند بهترين كار براي سالك در كدام يك از اعمال عبادي است؟ فرمودند: بهترين آن سجده است كه ذكر يونسيه در آن گفته شود. و فرمودند: امان ذكر يونسيه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخي ميگردد.

اين ذكر شريف اثر بسيار عجيبي در رفع غم و اندوه دارد.

امام صادق (ع) فرمودند: تعجب مي كنم از كسي كه دچار غم و اندوه شده است اما به اين سخن پناه نمي برد، زيرا كه حق تعالي در دنباله آن فرموده: «و نجيناه من الغم و كذلك ننجي الموءمنين» يعني ما او را «حضرت يونس را به سبب اين سخن» از غم و اندوه نجات داديم و اينگونه ما مؤمنان را نجات مي بخشيم.

زمان مناسب برای انجام این ختم بعد از عشاء است (حدودا ساعت ده به بعد)

در مورد تعداد این ختم هم باید از 400 شروع شود و کم کم زیاد شود البته نیازی نیست حتما شما تعداد بشمارید بلکه از 20دقیقه که زمان تقریبی 400 ذکر است شروع کنید و ذره ذره (مثلا سه دقیقه یا پنج دقیقه)انرا زیاد کنید..هر چقدر تعداد این ذکر بیشتر باشد بهتر است.

التماس دعای فراوان از خوبان  

    

 

 

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 18:59 ] [ شاهزاده ] [ ]

احادیثی چند از امام صادق علیه السلام  به مناسبت شهادت این بزرگوار  : 

1- کسی که بدون آگاهی عملی انجام دهد ، مثل کسی است که خارج از راه اصلی طی طریق می کند ، پس سرعت رفتن چیزی جز دور شدن را بر او نمی افزاید 

2- هر کس بیماری را برای رضای خداوند عیادت کند آن مریض هرچه از خداوند برای عیادت کننده درخواست کند خداوند دعایش را مستجاب خواهد کرد 

3- هرکس که بخاطر فقر و نادانی ازدواج نکند در حقیقت نسبت به خداوند و رحمت او سوء ظن دارد 

4- همانا خداوند عزوجل به خاطر محبت زیاد مرد نسبت به فرزندش به وی رحم می نماید 

5- رفتن مسلمان در پی حاجت برادر مسلمانش بهتر از هفتاد طواف خانه کعبه است 

6- کسی را که به دوستی گرفتی ،  نه با او مزاح کن نه جدل 

7- سرپرستی عائله و رسیدگی بوضع آنها از سعادت مرد است 

8- هفتاد گناه از جاهل بخشوده میشود ، پیش از آنکه یک گناه از عالم بخشوده شود 

9- هرکس بد اخلاق است ، پس در گوشش اذان بگویید 

10- سه چیز مایه ی افتخار مومن و زینت او در دنیا و آخرت است :                                                         - نماز شب خواندن  - قطع امید از آنچه در دست مردم است - پذیرش ولایت امامی از آل محمد (ص) 

11- اگر بردبار نیستی ، خود را به بردباری وادار 

12- نه توشه ای بهتر از پرهیزگاری است و نه چیزی بهتر از خاموشی 

13- کار خیر رزق را زیاد می کند 

14- مدارا با مردم نیمی از ایمان است و با نرمی رفتار کردن با آنها نیمی از زندگی است 

15- خدای رحمت کند کسی را که محبت مردم را به ما جلب کند 

16- فهمیدن یک حدیث بهتر از آنکه هزار حدیث را ( نفهمیده ) نقل کنی 

17- منزلت مردم را به اندازه نقل حدیثشان از ما بشناسید 

18- هر کس تیغ ستم برکشد با همان تیغ کشته میشود 

19- هر کس حج واجبش را به جای آورد ، گرهی از آتش از گردن خویش گشوده است 

20- کسی که با مسلمانان با دورو و دو زبان رفتار نماید در روز قیامت برای وی دو زبان از آتش قرار داده میشود 

21- سه چیز است که که حق تعالی مومن را در روز قیامت بر آن حساب نکند :                                         - طعامی که بخورد - جامه ای که بپوشد - زن صالحه ای که یار و یاور او باشد و او را از حرام نگاه دارد 

22- بترسید از خدا در حق دو ضعیف : یتیمان و زنان 

23- کسی که گفتارش مقارن کردارش باشد رستگار است و اگر چنین نباشد ایمان او عاریتی است 

24- اگر محبتی کردی با به رخ کشیدن تباهش مساز بلکه با محبت بهتری تکرارش کن 

25- هیچ کس اظهار بزرگی و تکبر نمی کند ، جز به سبب ذلتی که در خود می بیند 

بفرموده ی این معصوم  باید بدانم که : 

مالک هیچ چیز نیستم - خودم را مدبر و برنامه ریز ندانم  ، مدیر و مدبر خداست - کارهایی که انجام می دهم مورد نهی خداوند نباشد - هیچ وقت روی خودم کاملا حساب نکنم  ، چون در دنیا صاحب چیزی نیستیم - هیچ وقت از تلاش باز نایستم  - علماء را دوست داشته باشم - خودم باید به فکر اعمالم باشم ، دیگری عبادت من را انجام نمی دهد - خداوند مطلع بر تمام اعمال و کردارم است ، پس حیا می کنم در محضر او ، که همه ی عالم محضر اوست - می دانم و یقین دارم که رزقی که خدا برایم مقرر کرده ، به کس دیگری نمیرسد ، پس اطمینان یابم که برایم حواله میشود - بدانم  پایان زندگی مرگ است ، پس تلاش می کنم تا رضایت خداوند را جلب کنم 

موفق و موید باشید 

 

 

 

[ جمعه سی و یکم مرداد 1393 ] [ 19:7 ] [ شاهزاده ] [ ]

 

از اعمال مهم سالک در این ماه بزرگ شناخت حقیقت این ماه ، ماه مهمانی خداست و فهمیدن معنی روزه و مناسبت آن با میهمانی خداست . آنگاه تلاش و کوشش برای بدست آوردن اخلاص در کردار و رفتارهایی است که مطابق با رضایت صاحبخانه است !

شکستن شدت شهوت و نیروهایی است که باعث انجام گناهان کبیره شده و سبب هلاکت انسان میشود ، چون بیشتر گناهان کبیره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسی بوجود می آید و کم کردن این دو شهوت باعث مصون ماندن از خطرها می شود 

نعمتی بالاترو بهتر از نعمت شناخت ، نزدیکی و دیدار خداوند نیست و گرسنگی از راههای نزدیک رسیدن به آن است 

{شرایط روزه ی صحیح }

در روایات آمده است : غیبت ، دروغ ، نگاه (حرام) پی در پی ، دشنام دادن و ظلم (کم باشد یا زیاد ) باعث باطل شدن روزه می شود 

روزه فقط خودداری از خوردن و آشامیدن نیست ، هنگام روزه گوش و چشم وزبان و فرج و شکمت نیز باید روزه بگیرند                                                                                                                                 

دست و پایت را نگه دار وبسیار سکوت کن مگر از خیر !                                                                       وبا نوکرت رفق و مدارا نما ، از جدال و آزار رساندن خودداری کن و وقار روزه را داشته باش ، روزی که روزه ای باید با دیگر روزها فرق داشته باشد                                                                                              خداوند در ماه رمضان موقع افطار هفتاد میلیون نفر را که همگی سزاوار آتش شده اند ، از آتش آزاد می کند و به اندازه ی تمام افرادی که در ماه رمضان آزاد نموده ، در شب آخر آن آزاد می کند ...!

مردم ! کسی که به مومن روزه داری افطار دهد ، ثواب آزاد کردن یک بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد  عرض کردند : یا رسول الله همه ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم !                                                   حضرت فرمودند : از آتش بپرهیزید ، گرچه با نیم دانه ی خرمایی ، گرچه با جرعه ی آبی باشد ...

مردم ! هر کدام از شما که اخلاق خود را در این ماه اصلاح کند ، روزی که در صراط پاها می لغزد ، جوازی بر صراط خواهد داشت و هر کدام از شما که بر بنده و کنیز خود آسان بگیرد ، خداوند در حساب بر او آسان خواهد گرفت و کسی که شر خود را در آن باز دارد ، خداوند در روزی که او را ببیند غضب خود را از او باز می دارد

کسی که یتیمی را بزرگ بدارد ، خداوند در روزی که او را ببیند او را بزرگ خواهد داشت و کسی که در این ماه صله رحم کند ، خداوند روزی که او را ببیند او را به رحمت خود وصل می کند و کسی که قطع رحم کند ، خداوند روزی که او را ببیند رحمت خود را از او قطع خواهد نمود !                                                                     و کسی که عمل واجبی انجام دهد ثواب کسی که هفتاد واجب را در ماهی غیر از این ماه انجام دهد ، خواهد داشت و کسی که در این ماه زیاد بر من صلوات بفرستد روزی که ترازوها سبک است خداوند ترازوی او را سنگین می نماید و کسی که یک آیه در این ماه بخواند ، مانند پاداش کسی که قرآن را در ماهی غیر از این ماه ختم کند خواهد داشت                 

 امیر المومنین علیه السلام می فرمایند : عرض کردم ای رسول خدا برترین اعمال در این ماه چیست ؟            فرمودند : ابالحسن !  برترین اعمال دوری گزیدن از حرامهای خدای بزرگ و عزیز است .                               سپس گریه کرد ، عرض کردم چرا گریه می کنید ؟!      رسول خدا فرمود : علی !  به خاطر حلال شمردن تو در این ماه است ، گویا با تو هستم و تو برای پروردگارت نماز می خوانی و بدبخت ترین اولین و آخرین ، همانند        " پی کننده ی شتر ثمود " ضربه ای به جلو سرت میزند که موی صورتت با آن رنگین می شود ...            

امیرالمومنین فرمودند : عرض کردم : آیا در آن حال دینم سالم است ؟ آری دینت سالم است !                       کسی که تو را بکشد مرا کشته و کسی که به تو ناسزا بگوید به من ناسزا گفته و کسی که باتو دشمنی کند با من دشمنی نموده است ، زیرا تو مانند نفس من هستی روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است   و ....

" من الله التوفیق و علیه التکلان " 

ان شاالله قسمت شما هم بشه نجف اشرف  اونهایی که تشریف بردن میدونن که محراب چه صفا و چه بوی خاصی میده ، واقعا تاحالا این طور بویی رو استشمام نکردم ، سرم رو که داخل جایگاه محراب بردم  بوی بهشت میومد ، بوی بهشت ...!!! به مولا آدم مست میشه مست الست  ...!

اسدالله الاعظم ، اسدالله الغالب ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

دوستان عزیز ! این ذکر ،  امروز فی البداهه به ذهن این حقیر برای گره گشایی از امور همه ی مسلمین اومد ...

التماس دعای فراوان 

برگرفته از کتاب : المراقبات ( مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی ره ) 

 

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 12:27 ] [ شاهزاده ] [ ]

به مناسبت سه ماه بهشتی ( رجب ، شعبان و رمضان ) 

نام : محمد    لقب : مصطفی   کنیه : ابوالقاسم    نام پدر : عبدالله   نام مادر : آمنه   ولادت : 17 ربیع الاول          مدت نبوت : 23سال    مدت عمر : 63 سال   شهادت : 28 صفر   قاتل : زن یهودیه   محل دفن : مدینه             تعداد فرزند : 3 پسر  و 4 دختر  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 نام: علی   لقب : امیرالمومنین   کنیه : ابوالحسن   نام پدر : ابوطالب    نام مادر : فاطمه   ولادت : 13 رجب         مدت امامت : 30 سال   مدت عمر : 63 سال   شهادت : 21 رمضان   قاتل : ابن ملجم   محل دفن : نجف           تعداد فرزند : 12 پسر و 16 دختر

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

نام : فاطمه  لقب : زهراء  کنیه : ام الائمه  نام پدر : محمد   نام مادر : خدیجه کبری   ولادت : 20 جمادی           الثانی   مدت عمر : 18 سال   شهادت : 3جمادی الثانی   قاتل : قنفذ    مدفن : مدینه                            تعداد فرزند : 3پسر و 2 دختر

 


 

نام : حسن  لقب : مجتبی  کنیه : ابومحمد  نام پدر : علی   نام مادر : فاطمه  ولادت : 15 رمضان                  مدت امامت : 10 سال      مدت عمر : 47 سال   شهادت : 28 صفر   قاتل : جعده  مدفن : بقیع            تعداد فرزند : 8 پسر و 7 دختر


 

نام : حسین     لقب : سیدالشهداء   کنیه : ابو عبدالله  نام پدر : علی  نام مادر : فاطمه   ولادت : 3 شعبان       مدت امامت : 11سال    مدت عمر : 57 سال     شهادت : 10 محرم    قاتل : شمر   مدفن : کربلا               تعداد فرزند : 4 پسر و 3 دختر  


 

نام : علی     لقب : زین العابدین   کنیه : ابو محمد   نام پدر : حسین   نام مادر: شهر بانو      ولادت : 5 شعبان       مدت امامت : 35 سال   مدت عمر : 57 سال    شهادت : 25 محرم      قاتل : هشام               مدفن : بقیع     تعداد فرزند : 11پسر  و 4 دختر


 

نام : محمد   لقب : باقر   کنیه : ابو جعفر     نام پدر : علی   نام مادر : فاطمه  ولادت : اول رجب                   مدت امامت : 16 سال    مدت عمر : 57 سال   شهادت : 7 ذی الحجه   قاتل : ابراهیم    مدفن : بقیع           تعداد فرزند : 5پسر و 2 دختر  


 

نام : جعفر   لقب : صادق    کنیه : ابو عبدالله   نام پدر : محمد   نام مادر : ام فروه    ولادت : 17 ربیع الاول       مدت امامت : 33سال     مدت عمر : 65 سال   شهادت : 25 شوال    قاتل : منصور   مدفن : بقیع               تعداد فرزند : 7 پسر و 3 دختر  


 

نام : موسی  لقب : کاظم   کنیه : ابوالحسن    نام پدر : جعفر   نام مادر : حمیده   ولادت : 7 صفر                 مدت امامت : 35 سال   مدت عمر : 55 سال   شهادت : 25 رجب    قاتل : هارون     مدفن : کاظمین           تعداد فرزند : 18 پسر و 19 دختر 


 

نام : علی    لقب : رضا    کنیه : ابوالحسن    نام پدر : موسی    نام مادر : نجمه    ولادت : 11 ذیقعده           مدت امامت : 20 سال    مدت عمر : 55 سال   شهادت : آخر صفر    قاتل : مامون    مدفن : طوس              تعداد فرزند : 1 پسر و 1 دختر


 

نام : محمد  لقب : جواد   کنیه : ابو جعفر    نام پدر : علی   نام مادر : خیزران     ولادت : 10 رجب                 مدت امامت : 17 سال    مدت عمر : 25 سال    شهادت : آخر ذیقعده     قاتل : معتصم    مدفن : کاظمین     تعداد فرزند : 4پسر و 7 دختر 


 

نام: علی   لقب : هادی    کنیه : ابوالحسن     نام پدر : محمد    نام مادر: سمانه    ولادت : 15 ذی الحجه      مدت امامت : 33 سال     مدت عمر : 43 سال    شهادت : 3 رجب   قاتل : متوکل   مدفن : سامراء             تعداد فرزند : 4 پسر و 1 دختر 


 

نام : حسن  لقب : عسگری     کنیه : ابو محمد    نام پدر : علی    نام مادر : حدیث    ولادت : 8 ربیع الثانی     مدت امامت : 6 سال    مدت عمر : 28 سال    شهادت : 8 ربیع الاول     قاتل : معتمد     مدفن : سامراء        تعداد فرزند : 1 پسر  


 

نام :  م ح م د           لقب : مهدی         کنیه : ابوالقاسم          نام پدر : حسن        نام مادر : نرجس       ولادت : 15 شعبان    

 تعجیل در فرجش صلوات ...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

          

 

[ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ] [ 0:5 ] [ شاهزاده ] [ ]

دوستان عزیز به دلیل مردمی بودن سخنان حاج آقا قرائتی ، بنده به شخصه خیلی علاقه به سخنان ناب این بزرگوار دارم ، بهمین دلیل ، این پست رو تقدیم به تمامی کابران گرامی می کنم : 

آقای عزیز!


۱) به همسرت بگو : دوستت دارم!

2) واژه « دوست داشتن » را فقط برای او هزینه کن .

3) همسر تو کریستاله ! مواظب باش او را نشکنی

4)کاری کن که به تو ایمان بیاره ؛

5)تو باید تکیه گاه خوبی براش باشی

6) از عشقت برای او هزینه کن ، نه فقط از ثروتت ؛

7)زیبایی همسرت را ستایش کن ؛

8)کارهایی که از توانش بیرونه , به او واگذار نکن ؛

9)او گل خوشبوی بهاری است ، پژمرده اش نکن ؛

10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه ؛

11) با بحث و جدل او را خسته نکن ؛

12) نسبت به همسرت همیشه وفادار باش

13) اقتدار و صلابت را جایگزین خشونت کن

14) همدردی و همدلی او را آرام می کنه؛

15) قبل از انتقاد ازش تعریف کن ؛

16) سربسرش نگذار

17)اگه به او احترام بذاری , به زندگی امیدوار می شه ؛

18) اگه آزارش بِدی , از تو متنفر می شه؛

19) از دست پختش تعریف کن ؛

20) نیش او نوشه ، ناراحت نشو ؛

21) دل او را نشکن ؛

22) مسخره اش نکن ؛

23)حسادت او را با تحقیر برنیانگیز ؛

24) انگشتان ظریف و صدای نازکش می گویند : " با من ستیز مکن "

25) هر وقت بهت شک کرد ، با

صداقت و مهربانی مطمئنش کن ؛

26 ) اگه گفت : « به اندازه دنیا دوستت دارم »؛

27) اگه گفت : تو منو دوست نداری
؛ من بدبختم که با تو ازدواج کردم ! بلافاصله به او بگو : عوضش من خیلی خوشبختم که با تو ازدواج کردم ؛

28) اگه گفت : دلم گرفته تو این خونه ؛ بگو : در اولین فرصت روی دوشم سوارت می کنم تو آسمونا می گردونمت ؛

29) اگه گفت : تو خیلی بدی ! بگو : عوضش تو خیلی خوبی ؛

30) اگه ناز کرد ! نازشو به قیمت گرون بخر ؛

31) اگه گریه کرد ، خیلی دستپاچه نشو فقط نوازشش کن ؛

32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم بگو : بهت حق می دم ! تو خیلی صبوری ازت متشکرم ؛

33) اگه اخم کرد ؛ بهش بگو : اخم نکن , زشت می شی ؛

34) اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه ؛

35) اگه از مادر و خواهرت شکایت کرد ، فقط شنونده خوبی باش ؛

36) اگه گفت : من خواستگارای زیادی داشتم ؛ با لبخند بگو : پس من خیلی آدم خوش شانسی هستم ؛که تو رو به چنگ آوردم ؛

37) اگه گفت : تو زشتی ؛ بگو عوضش تو خوشگلی !

38) اگه بازم گفت : زشتی ؛ بهش بگو : زیبایی مرد در عقل اونه ؛

39) اگه گفت : طلاق می خوام ؛ حتما به مشاور مراجعه کن ؛

40) دلآرامی که داری دل در او بند .

3254780612.jpg?for=tumblr

 

خانم محترم !


۱) به شوهرت افتخار کن !
.
2)کسی را با او مقایسه نکن!

3)اقتدار و غرور او را نشکن!

4)زیبایی او را در عقل او جستجو کن!

5)قناعت پیشه باش !

6)زیباییت را به رخ دیگران نکش!

7)ناز کن اما متکبر نباش !

8)دلبری و فریبایی و طنازی پیشه کن!

9)احساسات زیبایت را با اندیشه ای متین همراه کن !

10)لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی !

11) تمکین کن تا تاج سرش باشی

12) !پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه !

13) زیبایی با سادگی و بی آلایشی برای تو آرامش بخش تر خواهد بود !

14) هوس بازی نکن ولی زیبا دوست باش!

15) اگر آشپزی را خوب نمی دونی حتما یاد بگیر!

16) قبل از رانندگی سازندگی را بیاموز!

17) هیچگاه بدون آرایش مقابل شوهرت نشین !

18) دهانت را مسواک وخوشبو کن!

19) بدنت هیچ وقت بوی عرق نده !

20)لباست بوی غذا ندهد !

21) موقع آشپزی از پیش بند استفاده کن !

22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پیش از او بیدار شو !

23) موی تو یکی از دو زیبایی توست ، ازش مراقبت کن!

24) لبخند قشنگت را در هیچ شرایطی با اخم معاوضه نکن !

25) توی رنج هات معناهای زیبا پیدا کن !

26)اگه شوهرت گفت : کسی غیر از من با تو ازدواج نمی کرد ! بگو : پس خیلی باید از تو ممنون باشم

27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم ! بهش بگو : عوضش من به تو افتخار می کنم!

28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم ! بهش بگو : منم غیر از تو کسی رو ندارم!

29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمیاد ! بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم !

30) اگه عصبانی شد ! بگو : منو ببخش !

31) گاهی برای مادرشوهرت هدیه بخر !

32) در خواست هاتو با ناز و دلبری برآورده کن!

33) زورگو نباش !

34) سختی کار شوهرت را درک کن!

35) او را در مردم داری کمک کن!

36) وقتی وارد خونه می شه , به پیشوازش برو ! دستشو بگیر ! بِزار روی صورتت!

37) هیچ وقت بهش نگو : تو بی عرضه ای !

38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه!

39) وقتی غذا رو سر سفره می ذاری به او بگو : نمی دونم خوشت میاد یا نه ؟ !

40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگیر !

هر چه محبت زن و مرد بيشتر گردد 

بر فضيلت  و ايمانش افزوده مي گردد 

 امام صادق (علیه السلام) 

برگرفته از دو وب ارزشمند : زینت یار  - مطالب دو دقیقه ای 

 

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

فصل بهار آمد و رنگ بهار نیست 

اردی جهنم است زمانیکه یار نیست 

دنیا ! به جز عذاب چه داری برای من ؟!

شبهای تار هست و صدای یار نیست ...

امروز 27 اردیبهشت (به شمسی) و شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها (به قمری ) سالگرد پدرم خدابیامرز هستش ، تقریبا چهار ساله که ایشون رفتند و ما رو تنها گذاشتند 

خدایاااااااااا گاهی دوستان بهم میگن چرا از خودت چیزی نمی نویسی ؟! البته هدفم تو این وب دل نوشته نیست و دوس دارم توی وبم چیزی رو مردم یاد بگیرن ، تا ثوابش برای روح پدر بزرگوارم باشه . ولی امروز که سالگرد ایشون گفتم که کمی برای دل خودم بنویسم : 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پدر ای چراغ خونه مرد دریا ، مرد بارون !

با تو زندگی یه باغه ، بی تو سرده مثل زندون 

هرچی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها 

هنوزم اگه نگیری دستامو می افتم از پا ...

اون  شبی که پدرم  به رحمت خدا رفتند ، خودم بالای سرشون دعای عدیله رو داشتم می خوندم  ، بعد از فوتشون رفتم توی حیاط فقط دور خودم دیوانه وار چرخ می زدم و فریاد می زدم : خداااااااااااااا  ، آسمون پر از ستاره بود ، توی ماه اردیبهشت !  از گلهای توی باغچه کندم  و آوردم توی اتاق ریختم روی روکش سفیده تختشون ، صورتشون  عین ماه می درخشید ، با رفتنشون تکیه گاه قوی زندگیمون از دست رفت !

به یاد دو بوسه : اولی وقتی بچه به دنیا میاد ، پدر می بوسه ، بچه نمی فهمه !

دومی وقتی پدر از دنیا میره ، بچه می بوسه ، پدر نمی فهمه !

  • خدایا به داده هایت شکر به نداده هایت شکر و به گرفته هایت شکر چون. داده هایت نعمت است نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان.
     
    همه اش باید که مشق عشق کرد و بس ....!!!
     
    تمامی پدران آسمانی رو مهمان کنیم به روشن کردن فانوسی از حمد بر روح پاک و ملکوتی آنان ...
    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 
    در ضمن دوستان عزیز ، هر ساله ما برای پدر مرحومم ، جلسه ختم انعام  به مناسبت سالگرد ایشون برگزار می کنیم ، چیزی که برای من جالب بود : یکی از اقوام که به این مجلس دعوت شده بودند ، در راه کیفشون سرقت شد ، ما هم خیلی ناراحت بودیم ، بنده تو اون لحظه که فهمیدم  ، از پدرم خواستم که : پدر جان کمک کن که شرمنده ی این مهمان عزیز نشیم ، چون محبت داشتند و به مجلس سالگرد پدرم تشریف آوردند 
    باورتون نمیشه که هنوز ختم انعام تموم نشده بود  از آگاهی خبر رسید که سارق رو از توی خیابون با موتور دستگیر کردن !
     
     این هم از عنایات و برکات این مرحوم مغفور ، پدر عزیزم بود ، چون فوق العاده دلسوز و مردم دار بودن 
  • برای غفران و آرامش پدران از دست رفته و سلامتی پدران در قید حیات : صلوات ....

 

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 16:28 ] [ شاهزاده ] [ ]

با سلام و عرض ادب ، خدمت تمامی کاربران ومعلمان و استادان محترم ،‌تمامی زنان و مردان فرهیخته ی میهنم .

به مناسبت هفته ی معلم ، گلچینی از سخنان گرانبهای شهید مطهری ، بهترین معلم اخلاق ، ادب و فلسفه و عرفان رو تقدیم به شما دوستان عزیز می نمایم ...

منزل شخصی شهید مطهری از سوی سازمان فرهنگی، هنری شهرداری تهران به «خانه موزه» شهید مطهری تبدیل شده که پس از در اختیار گذاشتن رسمی این مکان از سوی شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران، منزل شخصی شهید مطهری به «خانه موزه» تبدیل می‌شود.
در این موزه، کتاب‌ها، آثار و لوازم شخصی وی به نمایش گذاشته می‌شود.
و همچنین ازبرگزاری هم‌اندیشی و بررسی مجموعه مقالات شهید مطهری به عنوان دیگر برنامه‌های خانه موزه شهید مطهری خبر داده شده !
پیش از این منزل شخصی مرحوم سندوزی و دکتر علی شریعتی از سوی سازمان فرهنگی، هنری شهرداری به خانه موزه تبدیل شده بود.  

گلچینی از سخنان شهید مطهری

1-عشق

مسلم این است که بشر عشق را ستایش می‏کند ، یعنی یک امر قابل‏ ستایش می‏داند ، در صورتی که آنچه از مقوله شهوت است قابل ستایش نیست‏ . مثلا انسان شهوت خوردن یا میل به غذا که یک میل طبیعی است دارد . آیا این میل از آن جهت که یک میل طبیعی است هیچ قابلیت تقدیس پیدا کرده‏ ؟ تا به حال شما دیده‏ اید حتی یک نفر در دنیا بیاید میلش را به فلان غذا ستایش کند ؟ عشق هم تا آنجا که به شهوت [ جنسی ] مربوط باشد ، مثل‏ شهوت خوردن است و قابل تقدیس نیست ، ولی به هر حال این حقیقت ، تقدیس شده است و قسمت بزرگی از ادبیات دنیا را تقدیس عشق تشکیل‏ می‏دهد .(کتاب فطرت شهید مطهری(ره) 

 

2-حجاب و شرافت زن 

شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد . ( از کتاب مساله حجاب )

 

3-صراط مستقیم در مورد فعالیت زن در اجتماع 

صراط مستقیم باریک‏ است،کمی از این طرف برویم پرت می‏شویم ، کمی از آن طرف برویم هم پرت‏ می‏شویم ، اندکی به نام عفت و عصمت و پاکی ، زن را بکشانیم به گوشه‏ صندوقخانه ها ، پرت شده ایم ، یک ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم (  در " مسئله حجاب " این حدود کاملا مشخص شده ) را بشکنیم نیز از آن طرف افتاده ایم‏ شرکت ملازم با اختلاط نیست شرکت ملازم با نوعی التذاذ جنسی از یکدیگر بردن نیست........منطق اسلام یک منطق معتدل است .(از کتاب پیرامون جمهوری اسلامی)

بر گرفته از اندیشه مطهر 

4- عدالت 

آن چیز که بیش از هر چیز حق را محترم ، عدالت را مقدس ، دلها را به یکدیگر مهربان و اعتقاد متقابل را میان افراد برقرار می سازد ، تقوا و عفاف را تا عمق وجدان آدمی نفوذ می دهد ، به ارزشهای اخلاقی اعتبار می بخشد و همه افراد را مانند اعضای یک پیکر به هم پیوند می دهد و متحد می کند ، ایمان مذهبی است . ( از کتاب انسان و ایمان )

حضرت علی (علیه السلام ) ، دو طبقه را سخت دفع کرد : 1- منافقان زیرک 2- زاهدان احمق !

 

همین دو درس ، برای مدعیان تشیع او کافی است که چشم باز کنند و فریب منافقان زیرک را نخورند . تیزبین باشند و ظاهر بینی را رها کنند ، چرا که جامعه تشیع در حال حاضر سخت به این دو درد مبتلا است .

باید توجه داشت که هراندازه احمق زیاد باشد ، بازار نفاق داغ تر است . مبارزه با احمق و حماقت ، مبارزه با نفاق نیز هست ، زیرا احمق ، ابزار دست منافق است . قهرا مبارزه با احمق و حماقت ، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است .

 

حق را با میزان قدر و شخصیت افراد نمی شود شناخت . این صحیح نیست که تو اول شخصیت هایی ر امقیاس قرار دهی و بعد حق و باطل را با این مقیاس ها بسنجی . اشخاص نباید مقیاس حق و باطل قرار گیرند . این حق و باطل است که باید معیار اشخاص و شخصیت آنان باشند .( از کتاب حماسه حسینی )

5- زن و زندگی  

زن ، آفریننده عشق است و عشق ، آفریننده مرد و مرد ، آفریننده تاریخ . ( از کتاب پیرامون انقلاب اسلامی )  

زنان در طول تاریخ تنها مولد و زاینده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبوده اند بلكه الهام بخش و نیرو دهنده و مكمل مردانگی آنها نیز بوده اند

امروز چرا حافظی به وجود نمی آید ؟ آیا دیگر قریحه ها خشک شده است که حافظی نباشد ؟ خیر ! دلیلی ندارد که قریحه ها خشک شده باشد ، بلکه روح ها در مسیر دیگری است . یعنی روح حافظ دیگر وجود ندارد تا اثری مثل حافظ و حتی مثل جامی به وجود آورد . ( از کتاب تماشاگه راز ، عرفان حافظ )

به تعبیر استاد شهید مطهری، مکانیسم طبیعی ازدواج بر این است که زن در منظومه خانوادگی محبوب و محترم باشد. بنابراین اگر به عللی زن از این مقام خود سقوط کند و شعله های محبّت مرد نسبت به او خاموش شود و مرد نسبت به زن بی علاقه گردد، پایه و رکن اساسی خانوادگی خراب شده و یک اجتماع طبیعی به طور طبیعی از هم پاشیده است. اسلام به چنین وضعی با دید تأسّف می نگرد، و چنین پیوندی را مرده و تمام شده می داند و از نظر قانونی نیز نمی خواهد رسمیّت داشته باشد.

(از نظر اسلام منتهای اهانت و تحقیر برای یک زن این است که مرد بگوید من تو را دوست ندارم، از تو تنفّر دارم، و آن گاه قانون بخواهد به زور و اجبار آن زن را در خانه مرد نگاه دارد… قانون قادر است مرد را مجبور به نگهداری از زن و پرداخت نفقه و غیره کند، امّا قادر نیست زن را در مقام محبوبیّت و مرکزیت نگهداری کند… از این رو هر زمان شلعه محبّت و علاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است.) 

طبیعت زن و مرد به گونه ای است که از سوی مرد باید علاقه و تقاضا باشد، و از جانب زن پاسخ. محبّت اصیل و پایدار زن آن است که به صورت واکنش به علاقه و احترام یک مرد نسبت به او به وجود می آید. طبیعت، کلید محبّت طرفین را به مرد داده است، علاقه زن به مرد، معلول محبّت و علاقه مرد است، از این رو کلید فسخ این علاقه نیز به طور طبیعی در دست مرد است.

(این مرد است که با بی علاقگی و بی وفایی خود نسبت به زن، او را نیز سرد و بی علاقه می کند. برخلاف زن که بی علاقگی اگر از او شروع شود تأثیر در علاقه مرد ندارد، بلکه احیاناً آن را تیزتر می کند… سردی و خاموشی علاقه مرد، مرگ پیوند زناشویی و پایان حیات خانوادگی است… مرد به شخص زن نیازمند است و زن به قلب مرد.)

از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نباید به گونه‌ای باشد كه تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد. زیرا تمتعات جنسی، منحصراً در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و كشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت‌های اجتماعی می‌شود و در كنار عوامل دیگر، در كاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و به سزایی دارد. زیرا در سایه‌ی این روابط، ازدواج مانعی برای لذت‌جویی‌های نامحدود و آزاد محسوب می‌شود. معاشرت‌های آزاد و بی‌بندوبار، ازدواج را به صورت یك تكلیف و محدودیت در می‌آورد كه باید آن را با توصیه‌های اخلاقی یا احیاناً با اعمال زور بر جوانان تحمیل كرد. تفاوت جامعه‌ای كه روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می‌نماید، با اجتماعی كه روابط آزاد در آن مجاز است، این است كه ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می‌دهد و آن‌ها را ملزم می‌سازد كه به یكدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می‌دهد. (رك. مطهری، 1379: ج 19، ص 438)

برگرفته از پایگاه جامع شهید مطهری

روحش شاد و راهش پر رهرو باد ...

[ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 12:44 ] [ شاهزاده ] [ ]

حضرت امام هادی (ع)

به مناسبت شهادت امام هادی علیه السلام ، چند حدیث رو خدمتتون می نویسم  و التماس دعا در 3 رجب المرجب : 

1- جاهل اسیر زبان خودش است 

2- کسی که برای خود ارزش قايل نبود از شرش بپرهیز 

3- دنیا بازاری است که بعضی در آن بهرمند میشوند و گروهی زیان می بینند 

4- گرفتاری برای اشخاص شکیبا یک ناراحتی و برای افراد بی تاب دو ناراحتی دارد ...

5- تمام خیانت ها در اتاقی است که کلید آن" دروغ " است 

6- کسی که خود پسند است ، دشمنان او زیاد می شوند 

7- کارهای نیک از مرگهای بد جلوگیری می کند 

8- عاق والدین روزی را کم و انسان را خوار می کند 

9- هر که از خدا پروا کند ، مردم حرمتش را نگهدارند ...

10- شب زنده داری خواب را لذت بخش تر می کند و گرسنگی بر گوارایی غذا می افزاید 

11- مسخره کردن سرگرمی ابلهان و کار افراد نادان است 

12- ابله ذیحق ، گاه به نادانی چراغ خویش را خاموش کند 

13- سرزنش بهتر از کینه توزی است 

14- هر کسی که نهایت علاقه و نظرش را به تو ابراز نمود ، تو نیز نهایت فرمانبرداری ات را به او ابراز کن !

15-  حسرت کوتاهی ها را با پیشه کردن عاقبت نگری یاد کن ...

16- " حکمت " اثری در دلها و قلبهای فاسد نمی گذارد 

17- هر کس انتقاد و سرزنش را بپذیرد ، خدا برای وی خیر خواسته است

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

[ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 22:21 ] [ شاهزاده ] [ ]

مبارک باد بر شما ماه رجب که آن را ( اصب ) یعنی سرشار نامیده اند ، که در این ماه بندگان از رحمت الهی سرشار میشوند

مدام "  لا اله الا الله   " گو  و غبار دل به اشک مغفرت گیر و نیازمندان دعا را برخوان معنویت مهمان کن !

فرا رسیدن ماه رجب و  ولادت امام محمد باقرعلیه السلام ، بر همه ی شیعیان جهان مبارک باد

 

به این مناسبت احادیثی چند از این امام معصوم رو به شما عزیزان تقدیم می کنم :  

1-به خدا سوگند که هیچ بنده ای به در گاه خدا اصرار نورزد ، جز اینکه خدا برای او اجابت کند

2- مردی به ساحت امیرالمومنین علیه السلام آمد و عرض کرد : من از نماز شب محروم شده ام ، حضرت فرمود : گناهانت تو را به بند کشیده اند

3- هر کس به جهت حفظ آبروی خود که از مردم چیزی نطلبد و نیز کوشش برای تامین خانواده خویش بکند و به همسایه خود احسان نماید ، به کسب مال و مواهب دنیا بپر دازد ، در قیامت خدا را ملاقات می کند در حالیکه چهره اش چون ماه شب چهارده درخشنده و نورانی است

4- پسندیده ترین شما نزد خدا ، کسی است که آسایش خانواده خود را بیشتر فراهم کند

5- گرامیترین شما نزد خدا کسی است که بیشتر به همسرش احترام بگذارد

6-خداوند اشخاص بد زبان ، دشنام گوی ، گوشه زن را دوست ندارد

7- بدانگونه که مایلید درباره شما سخن گویند ، بهتر از آن درباره ی دیگران صحبت کنید

8- مومن بر مومن حق واجب دارد که تا هفتاد گناه کبیره بر او پرده پوشی کند !

9- چون دو مومن بهم دست دهند ، از گناه پاک شوند

10- سه خصلت وجود دارد که دارنده ی آن نمی میرد مگر این که وبال و مجازات آن را در دنیا ببیند : ستمکاری – قطع رحم – قسم دروغ

11- هر کس زبانش راست است ،  کردارش پاک است

12- هر کس در نزد او از برادر مومنش غیبتی شود و او را یاری کند ، خداوند او را در دنیا و آخرت کمک و یاری می نماید  -  و کسی که یاری ننماید و از مومن دفاع نکند ، در حالیکه توانایی یاری را دارد ، خداوند او را در دنیا و آخرت کوچک و ناچیز می گرداند

13- تا حق هر صاحب حقی را ادا نکنی ، توبه صورت نگرفته است !

14- یکی از فواید صله رحم این است که مرگ و اجل را به تاخیر می اندازد ...

15- چون فرصت دست دهد ، بسوی هدف خویش بشتاب ، هیچ فرصتی مانند روزهای فراغت همراه با تندرستی نیست

16- حیا و ایمان در یک رشته و همدوشند ، چون یکی از آن دو رفت ، دیگری هم از پی آن برود

17- در لذتی که پشیمانی به دنبال دارد ، هیچ خیری نیست ...!

18- کبر برازنده ی خداست و متکبر در ستیزه با خداوند است

19- سامان یافتن کار مردم در معاشرت و هم زیستی  است

20- ثواب صله رحم سریعتر از هر کار خیری به صاحبش می رسد

21- هیچ گرفتاری به انسان نمی رسد ، مگر به سبب گناه ...!

22- هیچ کس از گناه در امان نمی ماند ، مگر اینکه زبانش را نگه دارد

23- کسی  حق پدر و مادر را نمی تواند ادا کند، مگر در دو وقت : یکی آنکه پدر"  بنده  " باشد و او را بخرد و آزاد کند ، یا بر او قرضی باشد و ادا کند

24- سخن نیک را از گوینده ی آن بگیرید ، گرچه بدان عمل نکند ...

25- همانا سخن ما دلها را زنده می کند ...!!!  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

استشمام عطر خوشبوی معنویت  وزمزمه ی دلنشین

عارفان از پنجره ملکوت و نوشیدن از نهر رجب گوارای وجود پاکتان باد

مقدمتان به ضیافت الهی گلباران

التماس دعا

[ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ] [ 20:50 ] [ شاهزاده ] [ ]
___†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888‡‡‡‡‡‡
____‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡8‡‡‡88‡‡‡‡‡88‡‡‡‡‡‡¶¶¶¶¶¶¶8‡†
____††‡‡‡88888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡88‡8888‡‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8†††
____‡¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡888¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡†††
___†¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡†††‡‡‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8¶¶‡‡†‡††††
____8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††††††‡88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡††††††
____†¶¶888888¶¶¶¶8††††††††††‡‡‡‡†888‡‡‡‡‡‡†‡††††††††
_____‡¶8888888¶¶¶¶†††††††††‡††††‡†‡‡‡†‡†††††††‡†††††
_______¶¶¶888¶¶¶¶¶‡††††††‡††††††††††††††††††††††††††
________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡††††††††††††††††‡‡‡‡†††††††††††††
_________¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡††††††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
__________8¶¶¶¶88‡†††††‡‡‡†††††††††‡‡‡‡‡‡†††††††††††
___________¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††‡‡‡‡‡‡‡‡††††††††††
___________‡‡‡‡‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††‡††
___________‡††‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††††
___________‡†‡‡‡‡†‡‡‡††††‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
___________‡‡‡‡‡‡8‡8‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡††
___________‡‡‡8888¶8¶¶‡¶¶¶‡†‡88‡‡†††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡88888¶¶¶¶¶¶¶¶88‡‡‡‡††‡†‡‡††‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
___________‡8¶88¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡†††‡††‡††‡‡††8¶88‡‡‡‡‡
____________‡¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡†††‡†††††††††‡‡‡¶¶¶88‡‡
_____________†¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡‡†‡8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶†‡‡‡‡
_______________¶¶¶¶¶¶¶¶‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡††8‡88†††‡‡‡‡
________________†¶¶¶¶¶8¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡‡††‡‡88‡‡‡†‡‡‡‡‡‡‡
___________________¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶‡8888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
____________________‡¶¶¶¶¶¶†8‡‡88‡8888888‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡‡
_____________________†8¶¶¶¶88888¶¶¶¶¶¶¶8‡‡‡‡‡‡‡‡‡†††
______________________†‡¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶888‡‡‡‡‡‡‡8888

بانوی گل ، شاهکار زیبای خلقت ، ای فرشته ی باوقار و با محبت من ...

ای هستی من ، مهربانم ...

ای زیبا صورت و سیرت ، طناز ترین آفریده ی خداوند ...

قوی خرامان دریای زندگیم ، جهان می شکفد از جادوی عشق و مهربانیت 

برخود ببال که تصویر با شکوه آفرینشی و نام زن بر تو نهاده شده ... ! 

شادی تو شادی دنیای من است ...

پس بخند و شاد باش ، پرواز کن و در اوج باش 

مادرم ، مهمترین زن در زندگی من ... زنده باشید و سر افراز 

تولد خانوم فاطمه زهراء سلام الله علیها و روز زن بر تمامی زنان و مادران میهن عزیزمان مبارک باد 

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 21:30 ] [ شاهزاده ] [ ]

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم                                                                          وَلَا تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ ءَابَآؤُكُمْ مِّنَ النِّسَآءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَحِشَةً وَمَقْتاً وَسَآءَ سَبِيلاً   ( سوره نساء آیه 22 )         و با زنانى كه پدرانتان به ازدواج خود در آورده‏ اند، ازدواج نكنيد، مگر آنچه درگذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است. همانا اين گونه ازدواج، بسيار زشت و مايه ‏ى دشمنى و راه بدى است ...!

چند وقت پیش قرآن می خواندم ، تا به این آیه جالب از سوره ی نساء رسیدم  ، با خودم فکر کردم که الان هم دوران جاهلیت تکرار می شود ، متاسفانه روابط خارج شرع که در حال حاضر همگی از اخبار می شنویم دلسوزی و نگاه محبت آمیز پارلمان اروپا و غرب را برای رواج همجنس گرایی در ایران !  که با تاسف بسیار بنده فکر می کنم ، جنگ با طبیعت را شروع کرده اند ، جنگ با کانون گرم خانواده ، جنگ با حس و کشش ، فطرت آدم و حوا بودن را   جنگ با ژنتیک و نظام طبیعی خلقت ! 

کما اینکه هجمه ی اشتباه و غیر انسانی روابط با محارم را با آب و تاب فراوان از طریق رسانه ها به مردم  مسلمان دیگر کشورها تزریق می کنند  و موارد دیگر شبیه آن....

در سوره نساء آیه 23 آمده بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه ‏هايتان و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهايتان كه به شما شير داده ‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان كه [آنها دختران] در دامان شما پرورش يافته‏ اند و ....

نمی دونم چرا بعضی  از ایرانیها   فکر می کنن که رفتار و طرز تفکر غرب عالی و درسته  و سریع دچار خود باختگی و شیفتگی خامی میشن  ، اصلا چرا همه چیز اونا باید مردم ما رو شگفت زده کنه !!!

اگر مسلمانان خون هم گریه کنند باز هم کم است برای بدعت اسفناک غرب و فجایع درد آور انسانی که به بار می آورند    چون فطرت پاک انسانی را به بهانه های واهی حقوق بشر دروغینشان همیشه زیر پاهای آلوده شان لگد مال می کنن 

خدایاااااااااا چقدر دلم برای مومنیت قدیم و زندگی های طبیعی ، سالم و پر از معنویتشان تنگ شده ...

به نظر من ، هر وقت از کتاب آسمانی و احکام آن به بهانه های مختلف فاصله گرفتیم باید منتظر نازل شدن بلا باشیم 

نوشتم به امید ظهور ، همین و بس ...!


[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 22:56 ] [ شاهزاده ] [ ]

فدك ذوالفقار فاطمه (س): فاطمه مطالبه فدك مى كند

قربان وفاتم به وفاتم گذری کن     تا بوت کنم لحظه ای از رخنه ی تابوت 

چون روز شهادت صدیقه ی طاهره ، به تاریخ قمری روز وفات پدر بزرگوار بنده نیز هست ، دوستان عزیز را برای آرامش روح همه ی پدران و مادران بزرگواری که دار فانی رو وداع گفتند دعوت می کنم که این چند سطر را درباره ی شهادت سرور زنان دو عالم مطالعه کنند 

روز شهادت : 

ام سلمه همسر ابو رافع می گوید : من در دوران بیماری حضرت صدیقه سلام الله علیها ، پرستار آن حضرت بودم ، در یکی از روزها به من فرمودند : " مادر برای غسل من آبی بیاور "  حضرت به بهترین وجه غسل کردند ، سپس فرمودند : " مادر لباسهای جدید مرا بیاور "  آنها راپوشیدند و به من امر کردند بسترشان را در وسط اتاق بگذارم ، حضرت روی آن و رو به قبله خوابیدند و فرمودند : " من اکنون قبض روح میشوم ، هیچ کس رو اندازم را برندارد "      

اسماء بنت عمیس می گوید : وقتی فاطمه سلام الله وارد اطاق شد ، اندکی صبر کردم ، سپس آن حضرت را صدا کردم ... پاسخی نفرمودند !   داخل اتاق شدم و روپوش حضرت را برداشتم ، بین نماز مغرب و عشاء قبض روح شده بودند ، به روی آن عزیز مظلوم افتادم ، او را می بوسیدم ، می سوختم ... و می گفتم :                           ای فاطمه جان ! وقتی بر پدرت وارد شدی از جانب من هم سلام برسان 

در این لحظات جانگداز امامان بزرگوار (حسن و حسین علیهما السلام ) وارد خانه شدند و روی مادر افتادند و  او را می بوسیدند و هر یک می گفتند : مادر پیش از آنکه قلبم پاره شود و بمیرم با من حرف بزن و ....

فریاد و ناله مدینه را فرا گرفت و مردم جمع شدند ، ابوذر آمد و گفت : مردم بروید تشییع جنازه امشب انجام نمیشود بدین ترتیب مردم متفرق شدند و امیرالمومنین غسل را شروع نمودند و از آنجا که فاطمه صدیقه بود ، نباید جز صدیق شخص دیگری او را غسل می داد همانگونه که مریم را عیسی غسل داد                       

امیر المومنین برای مخفی ماندن قبر آن شهیده و برای عمل به وصیتش ، در بقیع هفت و به روایتی چهل قبر درست کردند ، سیاستمداران و بازیگران حکومت راه حل را در نبش تمام قبرها دانستند و دستور دادند : زنانی از مسلمانان برای نبش قبرها بیایند و گفتند : ما باید شهیده را بیرون بیاوریم و بر او نماز بخوانیم !!!                       وقتی این توطئه را به امیرالمومنین خبر دادند ، حضرت از خانه خشمگین بیرون آمد ، در حالیکه قبای زرد رنگ خود را که در جنگها به تن می کرد پوشیده بود و ذوالفقار را در دست داشت . سوگند یاد کرد که اگر یک سنگ از یکی از قبرها تکان بخورد ، شمشیر را در میان می گذارد 

در این هنگام عمر و یارانش رسیدند ، عمر گفت : به شما ربطی ندارد ، چه می گویی ؟ به خدا سوگند یا ابالحسن ، قبر او را شکافته و بر او نماز می گزاریم !                                                                             امیرالمومنین اطراف جامه او را گرفتند و او را بر زمین کوبیدند و فرمودند : " یا بن السوداء از حقم گذشتم تا مردم از دینشان برنگردند . اما درباره ی قبر فاطمه ، به خدایی که جان علی در دست اوست اگر سنگی از این قبرها جابجا شود ، زمین را از خونتان آبیاری می کنم ..."                                                                                ابوبکر که کناری ایستاده بود ، برای نجات جان رفیقش پیش آمد . امیرالمومنین را به رسول خدا (ص) سوگند داد تا عمر را رها کند !

امام از او دست برداشتند و مردم بازگشتند ...

برگرفته از کتاب : " زندگانی حضرت فاطمه الزهراء علیها السلام "  مولف :آیت الله سید عبد الرزاق موسوی مقرم 

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم 

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا

پروردگارا! مرا و پدر و مادرم را و هر کسی را که با ایمان به خانه ام درآید و مردان و زنان مؤمن را بیامرز و ظالمان را جز هلاکت نیفزای

(سوره نوح آیه 28) 

[ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 ] [ 1:4 ] [ شاهزاده ] [ ]

6e8fb4e4c2com 11.jpg عکس های فصل بهار

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید ،
برگ های سبز بید،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمه ی شوق پرستو های شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم نرمک می رسد اینک بهار،
خوش به حال روزگار !
خوش به حال چشمه ها و دشت ها،
خوش به حال دانه ها و سبزه ها،
خوش به حال غنچه های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز-
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.
اي دل من ، گرچه - در اين روزگار -
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام،
باده ی رنگین نمی نوشی ز جام ،
نُقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت - از آن می که می باید – تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم !
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب !
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ؛
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!  ( فریدون مشیری ) 

اینک بهار تا دروازهای شهر رسیده و من در دعایی خاضعانه به درگاه مدبر هستی احسن الحال را برای شما دوستان عزیز آرزومندم 

 نوروز فاطمی ، بر شما و خانواده محترمتان گرامی باد 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 23:46 ] [ شاهزاده ] [ ]

این پست رو بخاطر ایام فاطمیه و فوت نابهنگام  عمه ی عزیزم در این ایام سوگواری   می نویسم ، باشد که از ثواب این نوشتار به روح این بزرگوار هم بهر ه ای برسد 

دل من از تبار دیوارها ی کاه گلیست ، ساده می افتد ، ساده می شکند ، ساده می میرد ، اما ساده از یاد نمی برد مهر خوبان را !!!

خاطرات شیرین و زیبای کودکیم و مهر و الطاف ایشان را در مورد پدرم و دلسوزیشان نسبت به خواهران و برادرم ، مثل خواهر بودنش را برای مادرم  هرگز فراموش نخواهم کرد !

خدایااااااااااااا چه کشیدند حضرت زینب سلام الله علیها با غمخواری کردن از فرزندان آل الله ...

یا حضرت زهراء ، صدیقه ی کبری ، شما اجر صبر در این ایام معنوی  به همه ی مصیبت دیدگان بدهید 

چون پدر بزرگوارم هم روز شهادت فاطمه زهراء در ایام فاطمیه به رحمت خدا رفتند 

روح پاک همه ی رفتگان قرین رحمت واسعه ی الهی باد ...  " تقدیم به همگی رفتگان اهل اسلام  "


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

احادیثی چند از بانوی بزرگ اسلام و تاج سر و سرور زنان عالم " خانوم فاطمه زهراء سلام الله علیها " : 


1- خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

2- شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

3- هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

4- همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

5- در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

6- افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

7- پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

8- خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

9- سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

10- ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

11- در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

12- خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

13- خدایا مرا بمیران آن هنگام که می دانی مرگ برایم نیکوست 

14- خداوند نماز را برای پاک شدن شما از کبر واجب کرد 

15- اگر به آنچه تو را به آن فرمان دادیم عمل کنی و از آنچه نهی کردیم ، باز ایستی از شیعیان مایی و گرنه نیستی !

16- آگاه باشید !!! هر کس بر دوستی آل محمد بمیرد شهید مرده است ...

17- حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

18- عدالت ،  مایه آرامش و هماهنگی دلهاست 

19- در يكى از سخنرانى هاى خود ـ : خداوند پرهيز از خوردن مال يتيم را به خاطر جلوگيرى از ظلم و حقّ كشى واجب فرمود .

20-  بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 21-همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود. 

22- ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى

"ومن الله التوفیق و علیه التکلان " 



[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 14:26 ] [ شاهزاده ] [ ]

ولادت حضرت زینب (س)   

حضرت زینب السلام الله علیها  در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

شب میلاد دختر زهراست/ هر کجا بنگری شعف برپاست

 

خانه مصطفی شده گلشن/ دیده مرتضی شده روشن

 

مونس و یار مجتبی آمد/ حامی شاه کربلا آمد

  روزگار دیگر زنی چون زینب كبری(س) ندیده و مادر دهر چون او نزاییده است. زنی كه وارث صفات نبوت و عصمت و طهارت و تربیت شد.او مهد عفت و ولایت و حلم و شجاعت است. او وارث همه صفات انبیا و اولیای خداست

همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. در كتاب اعلام الورى براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم ذكر شده است

 

 پیامبر خدا صلوات الله علیه می فرمایند :

- هر کس برای برآوردن نیاز مریضی بکوشد ، چه آن را برآورده سازد و چه برآورده نسازد ، مانند روزی که از مادرش زاده شده است ، از گناه بیرون می آید

 

- هر کس یک شبانه روز از مریضی پرستاری کند ، خداوند او را با ابراهیم خلیل الرحمان محشور کند و از پل صراظ مانند برق جهنده بگذرد

 

از مصادیق بارز پرستاری كمك و نگهداری ‏افرادی می‏باشند كه دارای ناتوانی جسمی ‏هستند، از نوزاد شیرخوار تا افراد مسن، پیامبر اسلام‏ برای افرادی كه این امر به ‏عهده آنان می‏باشد، پاداش ویژه‏ای یادآوری ‏شده ‏اند:

«ونیز می فرمایند :  هر كس انسانی را كه ناتوانی جسمی دارد، یاری كند، خداوند او را در كارهایش یاری ‏می‏دهد و در قیامت فرشتگانی را می‏گمارد تا او را در پیمودن مسیر هولناك قیامت و عبور از گودالهای آتش و بر عبور از صراط به سوی ‏بهشت ‏با سلامت و امنیت كامل یاری دهند.

 

 هر گاه بر بیمار وارد شدید، او را به سلامت و طول عمر امیدوار سازید، گرچه این امیدوار ساختن در قضا

و قدر مؤثر نیست ولی بیمار را دلخوش می‏سازد و باعث آرامش وی می‏گردد.

 

 

پرستاران در تاریخ اسلام و ایران اسلامی

 

پرستاری، از آغازین لحظات طلوع اسلام، به صورت حرفه ای مقدّس مطرح بوده است. تاریخ اسلام از پرستارانی چون ام‌سَلَمه، رَبیع، ام‌سَنان، لیلا غفاری و در رأس همه آنها، حضرت فاطمه و حضرت زینب علیهماالسلام نام می بَرَد.

اینان با کمال اخلاص و حفظ حریم عفاف و نجابت، به بیمار داری و معالجه مجروحان می‌پرداختند. حضرت زینب علیهاالسلام ، آن وارث معدن عاطفه و شجاعت فاطمی، مقام پرستار را در دشت نینوا چنان اعتبار بخشید که ، روز پرستار، به زاد روز آن بانوی بزرگ، شکوه و عظمت یافته است.

 

زینب یعنی: «زین اًب»، یعنی زینت پدر و ضمن این كه لقب آن را كبری گفته‌اند، «ام المصائب» هم گفته‌اند، چون حضرت امیر اسم تمام دخترانش را زینب گذاشت. زینب كبری، زینب صغری. زینب كسی است كه امام حسین گفت: زینب در نماز شب‌ها به من كه امام حسین هستم دعا كن. زینب كسی است كه امام سجاد گفت: تو از طریق خدا با سواد شدی، علم تو علم لدنی است. شخصیت زینب خیلی مهم است و تولد آن هم دردآور است به طوری كه وقتی خانه‌ی امیرالمؤمنین آمدم كه بگویم: تبریك می‌گویم كه زینب متولد شده است، دیدم حضرت امیر گرفته است. گفتم: یا امیر چرا گرفته‌ای؟ فرمود: این زینب، تاریخ مصیبت باری دارد.

زن مگو کمتر کنیزش حور عین

زن مگو مردآفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال، اخت الوقار  

زن مگو دخت امیر المؤمنین


نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ...عقیله بنی هاشم 

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین مینویسد:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السّلام روایت فرموده است. و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل مینویسد:

ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و ميگوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..» دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السّلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء ميباشد.

حضرت زينب(سلام الله علیها) ملقب به، عقيله بني هاشم و عقيله الطالبين بود. عقيله، زن كريمه را می¬گويند كه در بين فاميل بسيار عزيز و در خاندان خود ارجمند باشد.

اولین محیط تربیتی هر انسان خانه اوست. ‏خانواده زینب؛ پدر و مادر او نمونه ‏های كامل انسانیت هستند؛ علی(علیه‌السلام) تا زمانی كه زنده بود ذره‏ای غیر از حلال نخورد و برای غذای خود به نان جو خشكی همراه با شیر اكتفا می‏كرد. آخرت را بر آسایش و راحتی زندگانی دنیا ترجیح می‏داد و اگر در مقابل دو كار الهی قرار می‏گرفت كار سخت‏تر را انتخاب می‏كرد. خود آب از چاه می‏كشید و هیزم برای آتش می‏آورد. حضرت علی (علیه‌السلام) همیشه خوشرو و متبسم، متواضع و فروتن بود. بسیار ساده مانند بردگان می‏نشست و غذا می‏خورد. در عبادت بی‏ نظیر بود. در روز ای هر شبانه روز ای بسا هزار ركعت نماز می‏خواند. كانون خانواده‏اش سراسر ایثار، محبت و تعاون بود 

همسرش «عبدالله بن ‏جعفر» از نیكان زمان و ثروتمندان آن عصر بود و در جود و بخشش مشهور به «ابوالمساكین‏» است. با این حال زینب سلام برای خود هیچ اندوخته‎ ای نداشت و با دست‏ خالی به كربلا به اسارت رفت و بازگشت. امام سجاد(علیه‌السلام) فرمود: «زینب سلام الله علیها در زندگانی خود برای آینده‏اش هیچ چیز ذخیره نكرد

زينب عليهاالسلام در عفاف و حجاب به حدى بود كه همسايه ‏ها هيچ‏گاه صداى او را نشنيدند و اصلاً او را نديدند. آن مخدره، در نيمه ‏هاى شب براى زيارت قبر جدش از خانه خارج مى‏شد؛ در حالى كه امام حسن عليه‏السلام در يك جانب و امام حسين عليه‏السلام ، در جانب ديگرش بودند. و امام على عليه‏السلام پيشاپيش او حركت مى‏كرد و وقتى به نزديك قبر مى‏رسيدند، اميرالمؤمنين على عليه‏السلام پيش مى‏رفت و نور چراغ‏ها را كم مى‏كرد

. در واقعه کربلا  طرز پوشش اسيران در نزد مورخان متفاوت است. صاحب «طراز المذاهب» مى‏گويد: «نهايت مطلبى كه مى‏توان در مورد زنان اسير گفت اين است كه زنان و نسوانى مانند زينب عليهاالسلام كه بالغه بوده‏اند، حجاب و پوشش داشته‏اند و اينكه مى‏بينيم در برخى از روايات آمده كه زنان، مكشفات الوجوه بوده‏اند، منظور دختران نابالغ و كنيزان آنهاست و اصلاً نبايد زنان و دختران خاندان رسالت را با ديگر زنان قياس كرد؛ زيرا كه چشم‏هاى خائن را توانايى آن نيست كه به ايشان نگاه كنند؛ مانند آنكه بخواهند در شعاع خورشيد بنگرند»

 

حضرت زینب (سلام الله علیها) حتی در زمان کودکی و سنین پایین، دارای معرفتی والا و عالی بودند. روزی از پدر خویش، حضرت علی (علیه السلام) پرسیدند: آیا مرا دوست داری؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: آری، آن گاه آن حضرت در پاسخ پدر فرمود: دو محبت – محبت خدا و محبت فرزندان – در قلب مؤمن نمی گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا می باشد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نیز در پاسخ، ایشان را تأیید کرده و ستودند. 

 

امام سجاد (علیه السلام)

«عمه ام زینب (سلام الله علیها) در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد و رنج های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دل داری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی کرد، حتی در بعضی منزلگاه می دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به صورت نشسته نمازهای خود را می خواند و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن نداشت...!» 

در جای دیگر فرمود: «در سفر اسارت از كوفه تا شام مشاهده كردم عمه‏ام زینب گاهی غذای خود را بین كودكان تقسیم می‏نمود و خود از شدت گرسنگی و ضعف نماز شب را نشسته می‏خواند

در بین راه شام در یكی از منازل كودكی از شتر می‏افتد، فریاد می‏كند «یا عمتاه‏»! چون حضرت به كمك وی می‏شتابد بچه را در زیر دست و پای شتر كشته می‏بیند.

کار عبادت و شب زنده داری زینب (سلام الله علیها) قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) هم از وی می خواهد:

«خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن». 

 

 در بعضی مقاتل نوشته: «در روز عاشورا هنگامی که فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) به شهادت رسیدند، ایشان از خیمه بیرون نیامد و بر بالینشان حاضر نشد. وقتی علت را سوال کردند، پاسخ داد: «تا مبادا برادرم خجالت بکشد

در مقابل ایمان و اعتقاد به خداوند همین بس که همه مصائب را برای او در راه رضای حق تحمل می‌کند و همه اینها را چون از سوی معبود است، زیبا می‌بیند. وقتی در کوفه ابن زیاد از او سوال می‌کند: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» در جواب می‌فرماید:  " چیزی جز زیبایی ندیدم ...! "

  برگرفته از : (نور پرتال )  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

البته ، به نظر بنده ،  فقط پرستاری به عنوان یک شغل نباید ستایش شود ، بلکه برخی از مادران عزیز که قابل ستایش خاص هستند نیز باید در این روز گرامی داشته شوند ، نمونه این مادران ، مادر گرامی این جانب است که از پدرم با بیماری خاص ، مراقبت ویژه و دلسوزانه ای کردند که امیدوارم تمامی این مادران عزیز اجر شان را از خانوم حضرت زینب بگیرند 

براستی آیا پرستاران ما به این ویژگی منحصر به فرد عقلیه ی بنی هاشمی آراسته هستند ؟!

و تا چه حد سعی در نزدیک شدن به صفات این نور الهی را دارند ؟!

در نجابت ، صبوری ، دلسوزی و تعهد ، فرق نگذاشتن بین افراد خودی و غریبه ، و بلاخره وجدان کاری و ....

امیدوارم که تمام کادر متعهد همیشه موفق و پیروز باشند و اجر صبرشان را از خداوند بزرگ بگیرند 

آمین ...      


[ پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 ] [ 1:55 ] [ شاهزاده ] [ ]

d35a8c5884f8faee79006d8ac07f0cbf-425

بعضی از شرایط دعا بحکم عقل ، بعضی به حکم شرع و بعضی به حکم هردو می باشد .  دعا در اصطلاح یعنی : " درخواست شخص پست و پایین ، با خضوع و فروتنی ، چیزی را از شخص بلند مرتبه ، گویند "

شرایط دعا

1-حضورقلب

2-خضوع و فروتنی

3- شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او ( باید دعا کننده خدا را شناخته و علم و قدرت او را نسبت به خواسته ی خود باور داشته باشد )

4- در خواست خیر واقعی ( که یکی از رازهای عدم اجابت دعای خوبان است )

5- امیدواری به خدا و قطع امید از دیگران (چنانکه خداوند متعال میفرمایند : قسم به عزت و جلال و ارتفاع من برعرشم ،  بلاشک امید هر کسی را که به غیر من امیدوار شود قطع می کنم و حتما لباس خواری در میان مردم به او می پوشم )

6- خوش گمانی به خداوند( امام صادق علیه السلام میفرمایند : وقتی دعا کردی ، گمان کن که حاجت تو دمِ در است !) ( و نیز روایت شده است : هنگامی که خدا از حساب خلق فارغ شد ، مردی باقی ماند که گناهان او بیش از کارهای نیکش می باشد ، فرشتگان او را به طرف آتش می برند ولی او سرش را برمی گرداند . خداوند دستور می دهد که او را برگردانید ، آنگاه به او میفرماید : چرا سرت را برگرداندی ؟ در حالیکه خدا خود می داند ...! مرد می گوید : پروردگارا چنین گمانی به تو نداشتم !  خداوند متعال میفرماید : قسم به عزت وجلالم او یک روز هم به من خوش گمان نبوده ولی چون ادعا می کند ، خوش گمان بودم ، او را به بهشت ببرید ...!!!

7- پرهیز ازگناه به ویژه ستم مالی و آبرویی بر مردم ( در حدیث قدسی آمده است : دعا از تو ، اجابت از من ، زیرا دعایی از من پوشیده نمی ماند ـ مگر دعوت لقمه ی حرام ! )

8- تلاش و عمل  ( از پیامبر روایت شده است : کسی که بدون عمل دعا می کند ، مانند کسی است که بدون چله کمان تیر اندازی می کند )

9- حالات عالی مثل : تضرّع ،تبتّل ، اٍبتهال ، اٍستکانت ، رغبت ، رهبت (1) ،  خشوع و خضوع ، اظهار ذلت ، تملق وخوش زبانی ، نشستن روی خاک ، سجده کردن ، گذاردن صورت بر خاک ،بستن دستان بر گردن ، غلتیدن در خاک ،  برداشتن کلاه و یا عمامه و مانند آن از سر، که موجب نزدیک شدن به اجابت میشود )    نکته ی نویسنده : بعضی از این موارد بالا برای خود من هم جالب آمد که خدایا ما چگونه آمرانه از تو می خواهیم و در حالیکه آداب دعا در محضر باری تعالی این چنین باید باشد  !!!

10- گریستن ( روایت داریم : هر چشمی که از ترس خدا پر اشک شده باشد ، خداوند بقیه بدنش را بر آتش حرام می کند و اگر این اشک روی صورتش بریزد هیچ گاه به این صورت ، نداری و خواری نمی رسد و اگر بنده ای در میان امتی گریه کند ، خداوند به این امت بخاطر گریه ی او رحم می کند )

11- رقت قلب ( روایت شده که : خداوند دعایی را که از قلبی سخت برخاسته باشد ، اجابت نمی کند )

 12-ذکر نامهای خداوند و سپاس و ستایش باری تعالی ، گفتن نعمتها و شکر آن

  13- بیان گناهان و آمرزش خواستن برای آنها

14- درنگ و عجله نکردن -  اصرار و پافشاری در دعا ( زیرا که خداوند درخواست کننده ی لجوج را دوست دارد و حداقل دعا این است که دعای خود را سه بار تکرار کند )

15- پنهان کردن دعا ( زیرا به اجابت نزدیک است و از آفت ریا به دور – دعای پنهانی 70 برابر دعای آشکار است )

16- شریک ساختن دیگران در دعا و قبل از خود برای دیگران دعا کردن

17- پاکدلی و روی آوردن با تمام وجود به خدا ( دل خود را از افکار پست که باعث نجاست و کثیف شدن روح میشود مانند : افکار حرام و مکروه پاک کند – بخصوص غم و غصه ی دنیا و ترس از ناگواریها و بد گمانی و بی اعتمادی نسبت به وعده های خدا )

18-  دعا قبل از بلا ( چنین دعایی خیلی موثرتر از دعایی است که پس از رسیدن بلا و سختی صورت می گیرد )

19- در دست داشتن انگشتری عقیق یا فیروزه ( خداوند متعال میفرمایند : خجالت می کشم دست بنده ای را که انگشتر فیروزه در آن است رد کرده و حاجتش را برنیاورم )

20- صدقه دادن ( روایت است : رزق را با صدقه دادن فرود آورید )

21- اوقات خاص ( مثل : شب و روز جمعه – آخر شب تا طلوع فجر – بعد ازنمازهای واجب –سه شب قدر – بین الطلوعین – بعد از نماز وتر – نمازها و اعمال مستحبی – هنگام وزیدن بادها – باریدن باران – ازبین رفتن سایه ها – ریختن اولی قطره خون مقتول مومن – هنگام اذان ظهر که درهای آسمان و بهشت باز شده است )

22- طهارت و نماز و روزه

23- داشتن نیت صادقانه ( روایت شده که دعای 4 نفر مستجاب نمیشود : 1- مردی که در خانه بنشیند و بگوید : خدا به من روزی بده ! 2- مردی که زنش را نفرین کند 3- مردی که خداوند مالی به او بدهد ولی آن را از بین ببرد 4- مردی که قرض بدهد و شاهد نگیرد ، آنگاه او آن را انکار کند 5- نفرین برهمسایه 6- درخواست حرام کردن 7- قطع رحم و ....)

24- بلند کردن کف دستها هنگام دعا

25- و بلاخره ،  " صلوات برمحمد و آل محمد "  

التماس دعا تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

وبرخی از اصطلاحات : رغبت (دستانت را طوری باز کنی که کف دست پیدا باشد )  رهبت ( به گونه ای که پشت دست پیدا باشد )  تضرع ( انگشت خود را به طرف راست و چپ به حرکت در آورد ) تبتل ( انگشت خود را به آهستگی به بالا و پایین ببرد ) ابتهال (دستها و ساعد ها به طرف آسمان باز شود و در برابر صورت خود قرار گیرد ) استکانت ( دستها را روی شانه هایش بگذارد ) 

برگرفته از کتاب : المراقبات ( مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی ره ) 


[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 17:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

هر کدام خصوصیتی برای بعضی از حاجتها دارا می باشند چنانچه دعای توسل شاهدی بر این مطلب است.

رسول خدا صلی الله علیه آله وسلم و دختر بزرگوارش خضرت فاطمه زهرا علیها السلام و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در حاجت ها مربوط به بدست آوردن طاعت خدا و خشنودی او خصوصیتی دارند.

 امیرالمومنین علیه السلام خصوصیتی در مورد انتقام از دشمنان و بر طرف نمودن ظلم ظالمین دارد.

 امام سجاد علیه السلام خصوصیتی در مورد ستم پادشاهان و القاءات و وسوسه های شیطان دارد.

 امام باقر علیه السلام و وامام صادق علیه السلام خصوصیتی در کمک گرفتن در مورد آخرت دارند.

 امام کاظم علیه السلام خصوصیتی در مورد سلامتی کامل از بیماری ها و دردهایی که مردم از آن گریزانند دارد.

 امام رضا علیه السلام خصوصیتی در مورد ترس های مسافرت در دریا و خشکی و زمین های بی آب و علف و بدون آبادی و سکنه دارد.

 امام جواد علیه السلام خصوصیتی در مورد توسعه روزی و بی نیاز شدن از آنچه در دست مردم است دارد.

 امام هادی علیه السلام خصوصیتی در مورد قضای نافله ها و احسان به برادران مومن و به کمال رسیدن طاعت های پروردگار دارد. 

امام حسن عسکری علیه السلام خصوصیتی در کمک نمودن در مورد آخرت دارد.

 و امام عصر( عج )، پناهگاه امید و حافظ ما، نور ما و زندگی ما، امام مهدی (عج) جامع تمام خصوصیات مذکوره بوده و برای حاجات دیگر نیز توسل به او مناسب است.

 خلاصه : ما راٌیت اٍلا جمیلا 


منبع:کتاب  المراقبات: آیت الله جواد ملکی تیریزی (ره)تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترجمه ی ابراهیم محدث بندر ویگی 

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 13:27 ] [ شاهزاده ] [ ]

لطفا پست کنید و نشر دهید.                                                                       


به اطلاع می رساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی، شاهین نجفی صورت گرفته است، زمانی که اسم مقدس این امام معصوم علیه السلام را با نام های نقی و امام نقی در جستجوگر گوگل سرچ می کنیم، همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر می شود.
توجه داشته باشید، دوستانی که وب دارند، پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب های، نقی، naghi، امام نقی، imam naghi، امام نقی علیه السلام، emam naghi، در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود.
شایان به ذکر است شما می توانید با ورود به وب ya-20.blogfa.com از تعدادی پوستر امام نقی علیه السلام برای استفاده در وبتان بهرمند شوید.
این مطلب را گسترش دهید!
مراجعه شود به وبلاگ امام هادی النقی (علیه السلام)
http://yahadiyanaghi.blogfa.com
چند وبلاگ که در زمینه (حمایت از امام نقی علیه السلام، بخاطر توهینی که در فضای مجازی به ساحت مقدس این امام بزرگوار شده) فعالیت دارند، به محضر شما محب اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام، معرفی می شوند تا ان شاءالله برای حمایتشون لینک نمائید.
1.امام هادی النقی (علیه السلام)
http://yahadiyanaghi.blogfa.com
2.عشقم امام هادی علیه السلام
http://ya-20.blogfa.com
3.امام هادی(علیه السلام)
http://emam-hadi.blogfa.com/
4.امام علی النقی (هادی)
http://www.yaalinage.blogfa.com
5. امام نقی (ع) emamhadinaghi.blogfa.com
اجرتون با امام غریب و مظلوم امام نقی علیه السلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!
اللهم عجل لولیک الفرج!

لطفا پست کنید و نشر دهید ، یا علی مدد                                                   تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی  

بخاطر امام عزیزم ، نور چشمانم ...

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 19:37 ] [ شاهزاده ] [ ]

برگزاری جشن میلاد امام رضا (ع) در حرم حضرت عبدالعظیم(ع)

به مناسبت ولادت، سید الکریم ،  حضرت عبدالعظیم حسنی ( شاه عبدالعظیم )   

محقق بزرگ مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی می نویسند: «بنابر نقل کتاب الخصائص العظیمیّه ولادت حضرت عبد العظیم علیه السلام در روز پنجشنبه چهارم ربیع الثانی سال 173 ق در مدینه واقع شده است». پدرش عبداللّه و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس به پرورش و آموزش او اهتمام زیادی داشته اند. عمده دوران کودکی او به تعلیم قرآن و ممارست در معارف اهل بیت علیهم السلام سپری شد


حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در دانش و تقوا به منزلتی رسید که همواره مورد احترام و اعتماد امام معصوم زمان خویش بود. نقل شده است که شخصی به نام اَبا حَمّاد رازی با تحمّل زحمت های فراوان خود را به سامرّا می رساند تا از امام علی النقی علیه السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش های حمّاد فرمودند: «ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمنا سلام مرا هم به او برسان». امام هادی در جای دیگر به شخصی از اهالی ری می فرمایند: «اگر قبر عبدالعظیم علیه السلام را که در نزد شماست زیارت می کردی مانند کسی بودی که امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است »


آرامگاه عبدالعظیم حسنی در مجموعه آرامگاه‌های نوادگان حسن بن علی است که در شهر ری (در جنوب تهران) قرار دارد. این آرامگاه با آرامگاه حمزه و طاهر یکی از مشهورترین زیارتگاه‌های شیعیان ایران بوده و مربوط به دوره ایلخانی - دوره صفوی - دوره قاجار است. این اثر در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۳۴ با شمارهٔ ثبت ۴۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است


بعضی گفته اند كه از تاریخ وفات او اطلاعی در دست نیست ولی قدر مسلم آن است كه در زمان امام هادی علیه السّلام وفات كرده است . ولی بعضی دیگر در تاریخ وفات آن جناب نتیجه تحقیق را چنین دانسته اند كه او در 15 شوال سال 252 هجری رحلت كرده است . بنابراین نقل ، آن جناب ده ساله بوده اند كه امام موسی بن جعفر علیه السّلام از دنیا رفته اند ، یعنی تمامی زمان امام هشتم و نهم و امام دهم را درك كرده و دو سال قبل از شهادت حضرت هادی علیه السّلام رحلت كرده اند . بعضی نیز نقل كرده اند كه آن حضرت به مرگ طبیعی ازدنیا نرفت بلكه دشمنان او را به طور زنده ، در همین محلی كه فعلاً قبر آن بزرگوار قرار دارد در زیر خاك مدفون ساختند

 

از جذابیت‌های اطراف حرم بازار قدیم ری است. این بازار در شمال آرامگاه شاه عبدالعظیم، بازار ری واقع است. بازار ری متشکل از دو راسته بازار است که در محل تلاقی خود تشکیل یک چهار سوق را می‌دهند. این محل از قدیم الایام یکی از مراکز فروش ادویه، داروهای سنتی و کالاهای تجاری بود که توسط بازرگانان از طریق جاده ابریشم وارد ری می‌شد. این بازار دارای ساختاری متشکل از گچ، آجر، خشت و گل و از نظر قدمت متعلق به صفویه است

 

از شیخ رجبعلی نکوگویان نقل شده است که حضرت عبدالعظیم را در عالم معنا زیارت می‌کند و از او می‌پرسد: از کجا به این مقام رسیدید؟ ایشان پاسخ می‌دهد: «از راه احسان به خلق. از قرآن، نسخه برداری می‌کردم و آن نسخه‌ها را در اختیار مردمی که طالب آنها بودند، می‌گذاشتم و دستْمزد ناچیزی نصیبم می‌شد که آن را احسان می‌کردم .»

 کرامات


نجات پینه دوز

علامه سید محمد حسین در کتاب روح مجرد، ص: 271نقل کرده است :پينه‏دوزى بود سر كوچه حمّام وزير كه منزل ما در آنجا بود، و ما كفشهاى خود را براى پينه و وصله به او ميداديم. يك روز با حالت گريه به منزل آمد و اين قضيّه را براى پدرم كه عالم محلّه بود تعريف كرد، و من صغير بودم و خوب به خاطر دارم.مى‏گفت: ما كفش دوزها عادتمان بر اينست كه چون بخواهيم ميخهائى را به كفش بزنيم، يك مشت از آنرا در دهان خود ميريزيم، سپس يكى يكى در مى‏آوريم و به كفش ميكوبيم. من يك مشت ميخ سياه بنفش (كه معروف است و بلند و نوك تيز است) در دهان خود ريختم تا به كفش بزنم. ناگهان كسى آمد و مشغول گفتار شد و من غفلت كردم و آنها را بلعيدم در آنگاه مرگ را در برابر چشمانم مشاهده كردم كه اينك است كه معده و روده من پاره پاره شود. بدون معطّلى در دكّان را بستم و به حضرت عبد العظيم عليه السّلام رفتم، و خود را به ضريح چسباندم و گفتم: يا سَيِّدَ الْكَريم! تو ميدانى كه من عائله سنگين دارم، فقط شفاى خود را از تو ميخواهم. حالم بسيار منقلب بود. چون از حرم بيرون آمدم، وسط صحن كنار حوض نشستم. ناگهان حال قِى و استفراغى به من دست داد، چون قى كردم ديدم همه آن ميخها در آن است‏

پيمان دو خادم

دو نفر از خادمين حضرت عبدالعظيم عليه السّلام با هم عهد مي بندند كه هر كدام زودتر ازدنيا رفت از خدا بخواهد ديگري را هم ببرد . از قضا يكي از آنان به رحمت خدا مي رود . پس از گذشت چهل روز، يار هم عهد در عالم رويا ، متوّفي را مي بيند كه در جايگاهي مناسب و خوب قرار دارد . سلام مي كند و به او مي گويد : رفيق ، از تو گله دارم ، مگر ما با هم قرار و عهد نداشتيم ؟ و او پاسخ مي دهد : درست است . من بر سر عهد بودم ، اما مقداري از پيمانه ات خالي است ، وقتي پر شود ، خواهي آمد . اين بار مي پرسد : به من بگو آنجا چه خبر است ؟ اين مكان خوب و خرّم را چطور به تو داده اند ؟ پاسخ مي دهد : آن قدر بگويم كه سخت است . يادت مي آيد در آن سفر كربلا كه رفتيم از چند گمرك بايد مي گذشتيم . اينجا هم همان است . گمرك به گمرك جلوي آدم را مي گيرند . يكي از آنها مربوط به حساب نماز است . يكي مربوط به روزه است و الي آخر. امّا رفيق ، من به هر يك از اين جايگاهها مي رسيدم ، وجود مقدّس حضرت عبدالعظيم عليه السّلام تشريف مي آورد ، دست مرا مي گرفت و از آنجا رد مي كرد . تا مرحله آخر كه مرا به اينجا آوردند و مي بيني … . ده سال پس از اين خواب ، آن خادم هم از دنيا رفت تا به يار هم عهد خود بپيوندد …

ماجراي تعزيه

در سالهاي گذشته ، موضوعي تا مدّتها در شهرري نقل محافل بود و امروز نيز پيرمردها آن را به ياد دارند ، و اگر از آنان بپرسيد چه كسي كاشي كاري مناره هاي حرم سيّدالكريم عليه السّلام را انجام داده ، پاسخ مي دهند :«همان كه از ايوان امامزاده حمزه عليه السّلام افتاد دنبه گوسفندش تركيد .» حال ببينيم كه اين ماجرا چه بوده است؟! در آن زمان ايّام محرّم كه فرا مي رسيد در صحن حضرت حمزه بن موسي عليه السّلام هر روز مراسم تعزيه خواني برقرار مي شد . آن روز موضوع تعزيه مربوط به قرباني كردن حضرت اسماعيل عليه السّلام توسّط حضرت ابراهيم عليه السّلام بود . در اين تعزيه اينطور عمل مي شد كه وقتي تعزيه خوان به تلاش حضرت ابراهيم عليه السّلام براي قرباني كردن حضرت اسماعيل عليه السّلام مي رسيد و به اراده خداوند موفّق به اين كار نمي شد ، در همين لحظه جعبه اي از بالاي ايوان به طرف پايين مي آمد كه درون آن فردي كه نقش جبرئيل را ايفا مي كرد به همراه يك گوسفند قرار داشت . گوسفند كه به زمين مي رسيد ، كسي كه نقش حضرت ابراهيم عليه السّلام را داشت آن را مي گرفت و قرباني مي كرد . اين جعبه به وسيله طنابي از بالاي ايوان هدايت مي شد. آنرزو در حالي كه جمعيّت انبوهي به تماشاي تعزيه نشسته بودند كار به لحظه پايين آمدن جعبه رسيد . طبق معمول درون جعبه «استاد محمود كاشي كار» كه نقش جبرئيل را داشت به همراه يك رأس گوسفند قرار گرفته بود . جعبه هنوز فاصله چنداني از ايوان نگرفته بود كه صداي جمعيّت و شيپور و طبل موجب رم كردن گوسفند شد كه در اثر تكان هاي شديد بالاخره به واژگون شدن جعبه انجاميد . در اين لحظات حسّاس معين البكاء (مسؤول تعزيه) كه مراقب اين اوضاع بود در يك آن متوجّه اين واقعه مي شود و در همان حال با ذكر «يا پسر موسي بن جعفر عليه السّلام » متوسّل به حضرت حمزه بن موسي عليه السّلام مي گردد . در آنجا بود كه جمعيّت در عين ناباوري مي بيند گوسفند به صورت چهار دست و پا در ميان جمعيّت مي افتد و در پي آن استاد محمود كاشي كار نيز آنچنان دقيق بر روي گوسفند مي افتد كه دنبه گوسفند مي تركد . در اين واقعه با وجود آن جمعيّت فشرده و ارتفاع زياد ، به هيچ يك از تماشاچيان و همچنين استاد محمود كاشي كار ، كوچكترين آسيبي وارد نمي شود . استاد محمود كاشي كار همان كسي است كه كاشي كاري مناره هاي حرم حضرت عبدالعظيم عليه السّلام يادگار اوست.

هديه سيّدالكريم عليه السّلام

يكي از علماي بزرگ پس از آنكه مقطعي از درسش را در نجف به پايان مي برد به تهران مي آيد و مقدّمات ازدواج ايشان فراهم مي گردد . دختري معرّفي مي شود و به خواستگاري مي روند ، مسائل مطابق سليقه طرفين طي مي شود . جز اينكه پدر دختر شرطي را براي داماد مطرح مي كند ، تا پس از تحقّق آن دختر به خانه بخت برود . شرط پدر دختر تهيّه اين اقلام بود : يك جفت گوشواره ، 4 عدد النگو ، 2 عدد پيراهن ، 2 قواره چادري و 2 جفت كفش . اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگير نبود ، لكن براي آن عالم بزرگوار تهيّه همين قدر هم مقدور نبود .ايشان نااميد از انجام شرط ، عازم قم مي شود . امّا قبل از حركت به سمت قم به قصد زيارت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام در شهرري توقّف مي كند . آن عالم بزرگوار قبل از آنكه به حرم مشرّف شود ، دقايقي را در حياط صحن و مقابل ايوان مي ايستد . تمام حواسش به شرطي است كه از عهده انجام آن برنيامده است . در اين لحظه كاملاً متوجّه آن حضرت مي شود و مشكل را با آن وجود مقدّس در ميان مي گذارد . در حالتي دل شكسته زار زار مي گريد و براي آنكه كسي متوّجه نشود عبايش را روي صورتش مي گيرد . چند لحظه بعد ، كسي دست روي شانه اش مي گذارد و آرام به گوشش مي خواند : كه آقا ، بسته تان را برداريد تا خداي نكرده كسي آن را نبرد ! و ايشان ناراحت از اينكه او را از چنين حالي بيرون آورده اند ، مكثي مي كند و بعد چشم مي اندازد ، بسته اي جلوي پايش افتاده است ! ابتدا اعتنا نمي كند ، امّا ، بلافاصله طنين صدايي را كه لحظاتي قبل او را متوجّه اين بسته كرده بود در ذهنش مي نشيند . نگاه جستجو گرش كسي را نمي يابد . بسته را مي گشايد . درون بسته اين اشياء به طور مرتّب چيده شده بود : 2 جفت كفش زنانه ، 2 قواره چادري ، 2 عدد پيراهن ، 4 عدد النگوي طلا و يك جفت گوشواره .

يك ريال بده ، دو ريال بگير

 يكي از خادمين سادات نقل مي كرد : يك روز صبح عيالم رو به من كرد كه : «امشب مهمان داريم ، برو چيزي تهيّه كن .» از منزل بيرون آمدم در حالي كه حتيّ يك شاهي هم نداشتم . آن روز نوبت كشيك من نبود . در آن وضعيّت كسي را نيافتم تا از او درخواست كمكي كنم . اگر هم مي يافتم ، از چنين درخواستي شرم مي كردم . بنابراين بي اختيار به سمت حرم رفتم . حرم خلوت بود و معدود زوّار مشغول زيارت بودند . رو به ضريح به حضرت عبدالعظيم عليه السّلام عرض كردم : «يابن رسول الله تفضّلي فرما ، شرمنده عيال و مهمان نشوم .» بعد ازاينكه اين خواسته از قلبم گذشت ، گوشه اي از حرم ايستاده بودم كه زائري جلو آمد و به من گفت : «سيّد، يك ريال به من بده ، وقتي از زيارت امامزاده حمزه عليه السّلام برگشتم ، دو ريال به تو مي دهم .» اين موضوع زياد متعجّبم نكرد . بسياري بودند كه براي بيشتر شدن بركت مالشان اينكار را مي كردند ، و به همين رسم پولي به دست سيّدي مي دادند و آن را پس مي گرفتند . خوشحال از اينكه بالاخره با اين يك ريال ها به التفاوت مي توانستم مهماني آن شب را آبرومندانه برگزار كنم . امّا من همان يك ريال را هم نداشتم . به زائر گفتم : «آقا ، يك دقيقه صبر كنيد ، الان برمي گردم .» بيرون آمدم ، همينطور كه دور و برم را نگاه مي كردم ، يكي از آشنايان را ديدم . به او گفتم يك ريال به من قرض بده نيمساعت ديگر پس مي دهم ، يك ريالي را گرفته به نزد آن زائر رفتم . ايشان يك ريالي را گرفت و به زيارت امامزاده حمزه عليه السّلام رفت . و همان طور كه گفته بود ، وقتي از زيارت بازگشت يك سكّه كف دستم گذاشت . خادمين ديگر كه اين صحنه را زيرنظر داشتند ، پرسيدند قضيّه چيست ؟ ماجرا را گفتم . امّا آنان به حرف من اكتفا نكردند و از آن زائر هم پرسيدند . ايشان هم به آنان همان را گفته بود و از حرم بيرون رفته بود . من به خيال خودم رفتم ، تا يك ريالي كه قرض گرفته بودم ، پس بدهم . امّا وقتي چشمم به سكّه افتاد ، ديدم اين دو ريالي زرد است و مي درخشد ! با تعجّب به بازار رفتم . سكّه را به يكي از طلا فروشان نشان دادم . عيار گرفت و گفت : «طلاست » و آن را 3 تومان مي خرد . از آن سه تومان يك ريال قرض را پس دادم و 29 ريال بقيّه را به خانه بردم . آن زائر غريب را هيچگاه قبل از آن نديده بودم و بعدها نيز نديدم

برگرفته از : ویکی پدیا (دانشنامه آزاد ) - شیعه نیوز - حدیث نت 

این پست ارزشمند رو در شب ولادت این سید بزرگوار نوشتم ، برای حوائج همه ی هموطنان گرامی  ، خصوصا  حاجت خواهر عزیزم ، تا امشب ان شاالله که  خبر خوشی از جواب آزمایش پزشکی ایشون بشنوم 


[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 16:40 ] [ شاهزاده ] [ ]
sms www.3et.ir 161 داستان زیبای ابلیس و مرد عابد

داستان عابد و شیطان

عابدی از کنار جماعتی رد شد و دید درختی را عبادت می کنند. از شدت خشم برآشفت. به خانه رفت و به نیت بریدن درخت، تبری برداشت.سوار بر الاغ به راه افتاد. در طول مسیر با شیطان برخورد کرد. شیطان گفت: کجا راه افتاده ای؟ گفت : مردم درختی راعبادت می کنند. برای قطع کردن آن می روم. شیطان گفت: چرا خودت را در مشقت می اندازی؟ انسانهای بی خرد که آن را عبادت می کنند خود خسته می شوند. آن مرد قبول نکرد و راه خود را پیش گرفت، شیطان وقتی دید که نمی تواند او را قانع کند به سویش حمله کرد و با عابد درگیر شد. تا سه مرتبه شیطان مغلوب شد و ضربات بسیار شدیدی بر بدنش وارد شد . وقتی شیطان فهمید نمی تواند به این طریق جلوی عابد بایستد، حیله و نیرگی را به کار برد؛ گفت : شما از انجام دادن این کار صرف نظر کن من در عوض روزانه دو درهم به تو می دهم و آنها را هر صبح زیر رختخوابت قرار می دهم. عابد اندکی به این حرف شیطان فکر کرد و در دام پلید و مؤثر شیطان افتاد. عابد گفت: آیا واقعا چنین خواهی کرد؟ شیطان گفت : بله به شما وعده می دهم . عابد از کارش منصرف شد و به خانه اش بازگشت. هر صبح وقتی از خواب بیدار می شد دست زیر تختخوابش می برد و دو درهم را بیرون می آورد. یک ماهی به همین منوال سپری شد، تا اینکه وقتی صبح شد طبق روزهای قبل دست زیر تختخوابش کرد ولی چیزی نیافت، روز دوم نیز درهمی نبود تبر را برداشت و به راه افتاد، در راه با شیطان برخورد کرد. شیطان گفت : کجا؟ عابد گفت : آمدم تا درختی را که مردم گمراه عبادت می کنند از بین ببرم. شیطان با صدای بلندی خندید. عابد گفت : ای لعین من را مسخره می کنی. شیطان گفت : این کار از توانت خارج است . عابد خشمگین شد و به طرف شیطان حمله کرد اما شیطان در چند لحظه او را زیر قدمهایش گذاشت . عابد با تعجب پرسید: چگونه توانستی من را شکست دهی در حالی که من تو را دفعات قبل به شدت شکست دادم. شیطان جواب داد: بار اول به خاطر خدا حرکت کردی و قصد نابودی درخت را داشتی، به طوری که اگر من تمام توانم را به کار می گرفتم باز هم توان منع تو را نداشتم ، ولی حالا به خاطر خدا نبود ، بلکه به خاطر دو درهم به راه افتادی . اگر یک قدم بیشتر جلو حرکت کنی گردنت را در جا خواهم زد. این بود که عابد از تصمیمش منصرف شد و با حالت پشیمانی و اندوه به خانه بر گشت !!!

                     *************************************************
در زمان حضرت موسی(ع) مرد عابدی بود که به زهد و تقوا و عبادت مشهور بود. شیطان که حسابی از دست این مرد به تنگ اومده بود روز از انصار و اعوان خودش چاره جویی کرد که چطور میشه این مرد عابد رو از راه به در کرد. هر کدوم از بر و بچه ها یه نطری دادن که البته مورد تایید قرار نگرفت. تا اینکه یکی از این بچه ها که نسبت به بقیه با هوشتر بود یه نظری داد. اون گفت که به من اجازه بده تا از راه خودش وارد بشم و این مرد عابد رو گول بزنم. ابلیس هم گفت چطور میخوای این کارو انجام بدی؟ در جواب گفت من هم مثل خودش عابد و متقی میشم و از این راه حسابی از راه به درش میکنم. شیطان هم از این نقشه خوشش اومد و این ماموریت رو به اون واگذار کرد. این شیطونک در هیبت جوانی خوش سیما در خونه این عابد رفت و به اون گفت که من دوست دارم موحد باشم ولی خانواده من با این مرام مخالفن. اگه اجازه بدی من همینجا کنار تو به عبادت خدا مشغول بشم. مرد عابد که از این جوون خوشش اومده بود با کمال میل قبول کرد و این دو با هم مشغول عبادت شدن. تا جایی که وقت غذا رسید و مرد عابد به جوون گفت که بیا یه غذایی بخوریم و بعد مشغول عبادت بشیم. جوون گفت که نه تو برو غذاتو بخور ولی من باید بیشتر عبادت کنم. بعد عبادتشو ادامه داد تا وقت خواب شد. اینبار هم وقتی که مرد عابد از جوون خواست تا بیاد بخوابه جوون همون جواب قبلی رو داد. بعد از گذشت چند روز به همین منوال عابد که دیگه حسابی کم آورده بود به جوون گفت که تو چطور میتونی اینهمه بی وقفه عبادت کنی؟ جوون گفت: من در گذشته یه خطایی کردم که الان به تاوان اون خطا خودمو مجبور به عبادت بیشتر میبینم. گفت چه خطایی؟ گفت: زن فاحشه و زانیه ای بود که من یکبار از روی نادانی با اون زنا کردم و البته بعدش توبه کردم ولی الان هر وقت یاد اون خطا میفتم نمیتونم از عبادت دست بردارم. مرد عابد گفت که آخه من نه محلشو میدونم و نه پول کافی برای این کار دارم. جوون گفت که محلشو من معرفی میکنم یه کمی هم پول دارم که بهت میدم تا بتونی بعد از اینکار و توبه کردن به عبادت بسیار مشغول بشی. مرد عابد که تمام شرایط رو محیا میدید قبول کرد. جوون آدرس اون زن رو به مرد عابد داد. مرد به سراغ اون زن رفت و در زد. وقتی زن دم در اومد با یک مردی روبرو شد که از قیافه اون عابد بودن میریخت. گفت که شما حتما اشتباه اومدین. مرد گفت نه، من درست اومدم. زن گفت نه، من مشتریهای خودمو خوب میشناسم. تو نمیتونی جزء اونا باشی. آدرس منو از کجا گیر آوردی؟ مرد هم ماجرا رو براش تعریف کرد. زن خطاکار گفت که من هرگز چنین مشتری نداشتم. اون هر کی که بوده میخواسته تو رو گول بزنه در ضمن من با حرف خودت خودتو محکوم میکنم. مگه نگفتی که اون جوون بعد از این کار توبه کرده؟ چه تضمینی داره که تو که از پیش من رفتی اجل فرصت توبه رو به تو بده؟ اونوقت تو با حالت جنابت از حرام از دنیا میری و با همین حالت دفن میشی. مرد کمی فکر کرد و از راهی که اومده بود برگشت. بعد از چند هفته خداوند به حضرت موسی(ع) وحی کرد که به فلان آدرس برو. در اونجا یکی از اولیای ما مرده ولی کسی خبر نداره. نذار جنازه اون روی زمین بمونه. حضرت موسی که به در اون خونه میره متوجه نگاههای مرموز افراد میشه. یکی به خودش جرات میده و نزدیک میاد و میگه ای پیغمبر خدا تو کجا و خونه این زن فاحشه نابکار کجا؟ در اینجا حضرت موسی رو به پروردگار کرده و میپرسه که تو میگی یکی از اولیات اینجاس ولی مردم چیز دیگه ای میگن. جریان چیه؟ خدا وحی میکنه که نه من دروغ میگم و نه مردم. صاحب این خونه قبلا یه زن زانیه و خطاکار بوده ولی چند هفته پیش هم از خطای یه مرد عابد جلوگیری کرد و هم بعد از رفتن اون خودش به خطای خودش پی برد و توبه کرد و در این مدت گناهی نکرد و مدام مشغول عبادت بود.
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 21:41 ] [ شاهزاده ] [ ]
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم                                                                          و اعلموا ان الله یعلم ما فی انفسکم فاحذروه  و اعلموا ان الله غفور الرحیم                                                       ( و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید ، می داند ، از مخالفت او بپرهیزید و بدانید خداوند آمرزنده و بردبار است )      و در مجازات بندگان عجله نمی کند 

"حلیم " کسی است که در عین توانایی ، در هیچ کاری قبل از وقتش شتاب نمی کند و در کیفر مجرمان عجله ای به خرج نمی دهد ، مصداق کامل این صفت خداوند متعال است 

در روایتی آمده است که امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) شنید کسی به قنبر ، خدمتکار باوفایش دشنام داد و قنبر خواست با او مقابله کند ! امام او را صدا زد و فرمود :                                                                         " آرام باش و کسی را که به تو دشنام داد ، رسوا شده رها کن ، که در این صورت ، خدای رحمان را راضی کرده ای و شیطان را خشمگین و دشمنت را مجازات کرده ای !                                                                قسم به خدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید ، انسان با ایمان با هیچ چیزی همانند حلم و بردباری ، خدای خود را خشنود نمی کند و شیطان را با هیچ چیزی مانند سکوت خشمگین نمی سازد و آدم احمق را به خاطر کار زشتش با هیچ چیزی مثل سکوت در برابر { بی ادبی های } او مجازات نمی کند " 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ     

روايات زيادي دربارة حلم وارد شده است. در بعضي از روايات دارد که بعد از علم، برترين صفت مؤمنين، حلم است. حضرت صادق فرمودند: «عَلَيْكَ بِالْحِلْمِ فَإِنَّهُ رُكْنُ الْعِلْم ؛ برتو باد که در کارهايت حليم باشي؛ چرا كه حلم، رکن علم است». مواظب باش با شتاب زدگي عملي را انجام ندهي و زود تصميم به کاري نگيري.

 

يک سوال: ممکن است کسي بگويد: شما مي فرماييد که انسان در برخوردها و ناملايمات، حلم بورزد و بردبار باشد؛ پس من بنشينم تا يک کسي بزند توي سرم و من هم هيچ چيز نگويم؟ آيا معناي حلم، اين است؟
جواب، اين است که نه؛ اين، معناي آن نيست. كسي که به حق من تجاوز مي­كند - هر بعدي از ابعاد؛ توهين باشد، فحاشي باشد، قتل باشد، ضرب باشد، فرق نمي کند- بايد جلوي او بايستم. در قرآن مي فرمايد:
فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْكُم ؛ هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن، بر او تعدّى كنيد.

همين طوري که دشمن مي خواهد به تو آسيب برساند بايد جلوي او بايستي و از خودت دفاع بکني. دفاع واجب است. حتي حيوانات هم از خودشان دفاع مي کنند. اما گاهي هست که اين شخص که به من بدگويي مي کند، از روي نفهمي، جهل و ناداني او است. اين جا، حلم بورز. جايگاه حلم، اينجاست؛ مثلاً اگر بچه­ات به تو بي ادبي کرد، حلم بورز. اگر خويشان نزديکت به تو توهين كردند، حلم بورز. در خانه، خانمت عصباني شده است و به تو برگشته، اينجا حلم بورز و عصباني نشو. اينجا جاي «فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْكُم» و مقابله به مثل نيست.                از نظر روانشناسی تحمل به زور نباشد تا از جایی دیگر این زخم سر باز کند ،  بلکه " گوش دادن فعال " و کنار آمدن و سازگاری باشد 

 اگر دشمن آبروي من را مي خواهد از بين ببرد، تصميم گرفته ناموس من را، مالم را، جانم را،‌از بين ببرد، در اينجا دفاع کن. اگر هم کشته شدي، از جمله شهدا هستي؛ اما گاهي اشخاصي، از روي جهل، ناداني، بي فکري و نفهمي به من توهين مي کنند. اينجا من بايد حلم بورزم. آيات قرآن و روايات حلم، اينجا را مي گويد.

مثلاً حضرت حق كه حليم است، برابر ما كه از روي جهل و ناداني، گناه و معصيت مي کنيم، حليم است. ما كه عنادي با خدا نداريم؛ لذا او هم با ما حليم است، مي بخشد، عفو مي کند. موقع افطار، ميليون ميليون مي بخشد و عفو مي کند؛ چون، قصد مخالفت با حق را نداريم. از روي جهل، ناداني، سفاهت و بي فکري، گناه مي کنيم و اسير نفسيم. لذا اگر صادقانه بگوييم: «خدايا نفهميدم»، خدا هم مي­گويد: «همه را بخشيدم»؛ اما يک دفعه است کسي چون با خدا عناد دارد، مخالفت مي­کند و خدا هم براي او عذاب مي فرستد. خدا هم دو جور عمل مي کند و هر طايفه اي را بر اساس نيت و عمل آن‌ها مجازات مي کند.انسان هم بايد همين طور باشد.

يکي از بزرگان فرموده است : «موقعي که غضب کردي، تصميم نگير و کسي را هم مجازات نکن». نه براي عملي تصميم بگير و نه کسي را مجازات و تأديب کن. چرا؟ زيرا عقل در اين حالت از کار مي افتد. غضب، حاکم است و عقل نيست؛ لذا پشيماني ها و ناراحتي هاي زيادي براي تو دارد

در روايت است که وقتي غضب کردي، يک کم آب سرد بخور، تا غضب تو فروکش کند. يا اگر ايستاده‌اي، شروع کن راه برو؛ چند قدم حرکت تا غضب تو فروکش کند ... !

حضرت علی علیه السلام میفرمایند : 

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَك‌َ اَن یَكُون مِنْهُم

اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.

برگرفته از"  قرآن حکیم"  و نیز " پایگاه جامع اخلاق " 

[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 19:40 ] [ شاهزاده ] [ ]

آغاز هفته وحدت گرامی باد  

به عشق پیامبر اعظم می نویسم : 

حضرت محمد صلوات الله علیه می فرمایند : 

مرا با دنیا چه کار ؟!                                                                                                                      من در دنیا چون مسافری هستم که در سایه ی درختی نشست و برفت و آن را واگذاشت ...!!!

1- براستی برای صاحب خلق خوش ، اجری چون روزه دار شب زنده دار است 

2- هر کس زیاد استغفار کند ، خداوند گره غم های او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش برد 

3- مومن از همه ی مردم گرفتار تر است ، زیرا باید به کار دنیا و آخرت ، هردو برسد 

4- خوشا بحال کسیکه اصلاح عیوب خویش وی را از پرداختن به عیوب مومنان باز دارد 

5- پرهیزگارترین مردم کسی است که ، حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید !

6- نمی توان همه را به مال راضی کرد ، اما به "حسن خلق "  میتوان ...!

7- کسی که به ملاقات برادر مومن خود برود ، در صورتی که نیازی به وی نداشته باشد ، گویی خدا را ملاقات کرده است 

8- سخن چینی موجب عذاب قبر است 

9- هر کس عمل زشت دیگری را در دهن ها اندازد ، مثل این است که : خود کننده ی آن است 

10- از لجاجت بپرهیز که انگیزه آن نادانی و حاصل آن پشیمانی است 

11- بر دروغ گویی تو همین بس که : هر چه شنیدی نقل کنی 

12- خداوند بهشت را بر مردم بد زبان ، که هرچه بگویند و بشنوند اهمیت نمی دهند ، حرام کرده است 

13- خداوند برهیچ پدر ، موهبتی ارجمندتر از " حسن ادب " به فرزند عنایت نکرده است 

14- هیچ کس بعد از ایمان ، غنیمتی بالاتر از "همسر موافق " به چنگ نیاورده است 

15- بدترین مردان شما را معرفی کنم ؟!                                                                                       آنکه به بی گناهان تهمت میزند - بخیل و بد زبان است - سر سفره تنها می نشیند - خیرش به کسی نمی رسد - همسر و غلامش را می زند - عائله اش را محتاج دیگران می کند و پدر و مادرش را می آزارد 

16- بهترین زنان شما را معرفی کنم ؟!                                                                                         بچه آور - مهربان و پاکدامن - نزد فامیل عزیز و محترم - در مقابل شوهر متواضع - برای شوهر زینت کند و نسبت به دیگران باوقار و بی اعتنا باشد 

17- برادرم جبرئل (ع) به من خبر داد و همواره سفارش زنان را می نمود تا آنجا که من گمان می کردم ، برای شوهر جایز نیست که به زنش اْف بگوید ( شما زنان را به عنوان امانت خدا گرفته اید !)

18- آنکه امانت دار نیست "ایمان " ندارد 

19- اگر زن و شوهری یک ساعت کنار هم بنشینند و به یکدیگر مهر بورزند و حرفهای عاشقانه بزنند ، ثوابش به اندازه ی یک شب ، شب زنده داری در "مسجد النبی " است !

20- کیفر هیچ گناهی چون " ظلم " زودرس نیست 

21- بپرهیز از ظلم کردن که خانه هایتان را ویران می کند 

22- بهترین خانه ی شما خانه ای است که : در آن " یتیمی " مورد احترام باشد

23- صله رحم موجب ازدیاد مال و محبوبیت در بین خویشاوندان و تاخیر در مرگ میشود 

24- بهترین شما کسی است که برای عهد و عیالش بهتر باشد 

25- از هوش مومن حذر کنید که به نور خدا می نگرد 

26- هیچ صدقه ای نزد خدا ، بهتر از " حق گویی " نیست !

27- نشانه های مومن پنج چیز است :                                                                                        پرهیزگاری در خلوت - صبر در مصائب - صدقه در تنگدستی - حلم در وقت غضب - راستگویی هنگام ترس

28- هر کس نزد ثروتمندی برود و ( به خاطر ثروتش ) برای او فروتنی کند ، دو سوم  دینش بر باد رفته است 

29- کسی که به روی بی نمازی تبسم کند ، مثل این است که خانه ی خدا را ویران کرده است و یا مثل کشتن هزار فرشته است 

30- خاموشی زینت دانا و حجاب نادان است 

( برمحمد و آل محمد صلوات ... ) 

 

[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 16:17 ] [ شاهزاده ] [ ]

جملات زیبا گیله مرد

*****************************************************

به یازده خُم مِی گر چه دست ما نرسد 

بده پیاله که یک خٌم هنوز سر بسته است

همانا ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان ریشه کنتان می کردند  تقوی پیشه سازید و به ما اعتماد کنید.( از توقیعات حضرت صاحب الزمان (عج) به شیخ مفید) 

آغاز امامت ولی عصر عج بر  شما مبارک باد

*****************************************************

امام حسن عسگری علیه السلام میفرمایند : 

1- از نشانه های تواضع سلام کردن به همه ی کسانی است که برخورد می کنی و در مجلس پایین تر از مقام خود نشستن است !

2- کسی که دوست خود را پنهانی اندرز گوید ، او را آراسته کرده است و کسی که دوست خود را آشکارا نصیحت کند ، او را شرمنده کرده است 

3- بهترین دوستان تو آنست که گناه تو را فراموش کند و نیکی های تو را از یاد نبرد 

4- چقدر زشت است که مومن به چیزی علاقمند باشد ، که او را خوار کند !

5- کاملترین " سرمایه ی ادب "  آنست که آنچه از دیگران بد می دانی از آن دوری کنی

6- خشم  کلید هر بدی است 

7- " احتیاط  " را اندازه ای است که چون از آن بگذری ، ترس است 

8- عبادت به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست ، بلکه بیشتر " اندیشیدن " در کار خداوند است 

9- شادی کردن در برابر شخص مصیبت زده ، از بی ادبی است 

10- حسودان نا آسوده ترین مردمند 

11- روزی همه ی انسانها دست خداست و با حواله ی " سعی  " به دستشان میرسد 

12- جود و سخاء اندازه ای دارد ، که اگر از آن تجاوز کنند اسراف میشود 

13- جدال مکن ! که خوبی وحسن تو از بین می رود 

14- دو خصلت بالا دست ندارد : ایمان به خدا  - نفع رساندن به برادران 

15- نعمت را جز شخص سپاسگزار نشناسد 

16- شوخی زیاد مکن ، که دیگران برتو جرات پیدا می کنند 

17- هر عزیزی که "حق " را رها کرد ، خوار شد و هر ذلیلی که به "حق " عمل کرد ، عزیز شد 

18- تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند 

19- قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست 

20-گستاخی فرزند بر پدر و مادر خود در کودکی ، به عاق والدین در بزرگی می انجامد !

21- راحتی کینه توز از همه ی مردم کمتر است 

22- ستیزه جویی مکن ، تا فرٍّ و شکوهت از میان نرود

23- بدترین "بنده " انسانِ دورو است !

24- هر که فرمان خدا برد ، فرمانش برند 

25- هر کس از مردم پروا ندارد ، از خدا هم پروا ندارد 

"عرض تسلیت خدمت آقا امام زمان (عجل الله ) بخاطر شهادت پدر بزرگوارشان "

هدیه گر تو خواهی فرستی بر اموات ، هدیه بر حسن عسگری نما ، صلوات ...

[ پنجشنبه نوزدهم دی 1392 ] [ 23:11 ] [ شاهزاده ] [ ]
آیت الله سید علی قاضی تبریزی 

ـ مراقبه 

خود ایشان می گویند: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود. »

آقا سید هاشم حداد می فرمودند: « من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی دیدم، چشمم به زن نامحرم نمی افتاد.

یک روز مادرم به من گفت: عیال تو از خواهرش خیلی زیباتر است !!!
من گفتم: من خواهرش را تا به حال ندیده ام، گفت: چطور ندیده ای در حالی که بیشتر از دو سال است که در اطاق ما می آید و می رود و غالباً بر سر یک سفره غذا می خوریم؟! به رسم اعراب که زنانشان حجاب درستی ندارند و در منزل غالباً همه با هم محشورند؛ در عین عصمت تام و عفت کامل.من گفتم: والله! که یک بار هم چشم من به او نیفتاده است!! و این عدم نظر نه از روی حفظ و خودداری چشم بوده است؛ طبعاً حالشان اینطور بوده است.

ـ پول با برکت  

آیت الله سید عباس حسینی کاشانی می فرمود: « در ایامی که نجف اشرف بودیم دوستی داشتم که در امرار معاش دچار سختی و فشار بسیاری شده بود؛ روزی به محضر آقای قاضی رفت و عرض کرد: آقا! خداوند سبحان به من تمام چیزهای خوب را داده است جز اینکه سخت در فقر و فاقه هستم و فشار بسیاری را از این لحاظ تحمل می کنم، اگر ممکن است چاره ای برای این مشکل من بنمائید. مرحوم آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای این شخص دستش را در جیبش برد و یک مشت فلوس ( پول خرد عراقی) را از جیب خود در آورد و به وی داد و فرمود: بدون اینکه به مقدار این پول دقت کنی از آن استفاده نما.

دوست ما نقل کرد که تا مدتهای مدید بدون اینکه از مقدار آن پول آگاه باشم، هر جا که نیازی به پول پیدا می کردم از آن استفاده می نمودم تا اینکه روزی وسوسه شدم و با خود گفتم مگر این پول چقدر است که تمامی ندارد؛ برای همین دست در جیب بردم و به شمارش آن پرداختم دیدم جز چند فلس ناچیز، چیز دیگری نیست! ولی طولی نکشید همین پول ناچیز، برکتش از بین رفت و دوباره به فقر و فلاکت افتادم. دوباره به محضر آقای قاضی رفتم و قبل از اینکه من چیزی بگویم فرمود: ها! چکار کردی؟ پولها را شمردی؟ بار دیگر مقداری فلوس به من داد و فرمود:دیگر آنها را مشمر! آیت الله کاشانی فرمودند: تا زمانی که دوستم در قید حیات بود از آن پول با برکت استفاده می کرد بدون اینکه در آن کاستی پیدا شود! »

ـ نمونه شکیبایی شاگرد 


آقا سید هاشم حداد می فرمود: « چندین بار خدمت آقای قاضی عرض کردم که اذیت های قولی و روحی، امّ الزوجه( مادر زن) من، به حد نهایت رسیده است و من حقاً دیگر تاب و صبر شکیبایی آن را ندارم و از شما می خواهم اجازه دهید زنم را طلاق دهم.» مرحوم قاضی فرمودند:
از این جریانات گذشته، تو زنت را دوست داری؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: آیا زنت هم تو را دوست دارد؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: ابداً راه طلاق نداری. برو صبر پیشه کن، تربیت تو به دست مادرزنت می باشد، با این طریق که می گویی خداوند چنین مقرر فرموده است که ادب تو به دست مادرزنت باشد. باید تحمل کنی و بسازی و شکیبایی پیشه کنی!

من هم از دستورات مرحوم آقای قاضی ابداً تخطی و تجاوز نمی کردم و آن چه این مادرزن بر مصایب ما می افزود تحمل می نمودم تا این که یک شب تابستانی خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم، داخل اطاق بودم که مادرزنم تا فهمید من آمده ام شروع کرد به ناسزا گفتن و فحش دادن و همین طور به این کلمات مرا مخاطب قرار دادن، من هم داخل اتاق نرفتم، یکسره رفتم پشت بام تا در آن جا بیفتم،  ولی این زن صدای خود را بلند کرد به طوری که نه تنها من بلکه همسایگان هم می شنیدند و به من سبّ و شتم و ناسزا گفت، گفت و گفت و همین طور می گفت تا حوصله ام تمام شد ولی بدون این که به او پرخاش کنم و یا یک کلمه جواب بدهم از خانه بیرون رفتم و سر به بیابان نهادم.

بدون هدفی و مقصودی همین طور داشتم می رفتم، در این حال ناگهان دیدم من دو تا شدم، یکی سید هاشمی است که مادرزن به او تعدّی می کرده و سبّ و شتم می گفته و یکی، من هستم که بسیار عالی و مجرد و محیط می باشم و ابداً فحش های او به من نرسیده، و اصلاً به این سید هاشم، فحش نمی داده و مرا سبّ و شتم نمی نموده، در این حال برایم منکشف شد که این حال بسیار خوب و سرور آفرین و شادی زا فقط در اثر تحمل آن ناسزا ها و فحش هایی است که وی به من داده است و اطاعت از فرمان استاد مرحوم قاضی برای من فتح باب نموده است و اگر من اطاعت نکرده، تحمل اذیت های مادرزن را نمی نمودم تا ابد همان سید هاشم محزون و غمگین و پریشان و ضعیف و محدود بودم.

الحمدلله که الان این سید هاشم هستم که در مکانی رفیع و مقامی بس ارجمند و گرامی هستم، که گرد و خاک تمام غصه های عالم بر من نمی نشیند و نمی تواند بنشیند. فوراً از آن جا به خانه بازگشتم و به دست و پای مادرزنم افتادم و می بوسیدم و می گفتم: مبادا تو خیال کنی من الان از آن گفتارت ناراحتم از این پس هر چی می خواهی به من بگو که آن ها برای من فایده دارد. »

آقای قاضی می فرمودند:
« انسان هیچ وقت نباید مأیوس شود و از دیر کرد نتیجه نباید دست از سیر و سلوک بردارد زیرا ممکن است کسی با ناخن زمین را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جاری شود. »

ـ دعای ولیّ خدا 


آیت الله سید عباس حسینی کاشانی نقل می کرد: « روزی در محضر آقای قاضی نشسته بودیم که ناگهان شخصی با عجله و ناراحتی بسیار خود را به مجلس آقای قاضی رسانید و با نگرانی بسیار گفت: همسرم در حال احتضار است و نزدیک است بمیرد، اگر او بمیرد من هیچ کس را ندارم؛ خواهش می کنم دعایی بفرمایید حالش خوب شود و از مرگ نجات پیدا کند.

آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای آن شخص به آرامی فرمود: « چرا با حالت جنب به اینجا آمده ای! برو غسل کن دوباره به اینجا بیا تا دعا کنم.»مرد عرب در حالی که از تعجب حیرت زده شده بود با عجله بلند شد و به منزلش رفت و پس از مدتی بازگشت و در مقابل آقای قاضی مودبانه نشست. مرحوم قاضی دو انگشت سبابه اش را به دو شقیقه پیشانی آن مرد گذاشت و به قرائت دعا مشغول شد و در این مدت مدام اشک چشمان آقای قاضی بر محاسن سفیدش می ریخت؛طولی نکشید دعا تمام شد و مرد عرب به منزلش رفت. من دیگر او را ندیدم تا اینکه چند روز بعد در صحن حرم مطهر او را ملاقات کردم و از نتیجه دعا پرسیدم. او گفت: وقتی به منزل بازگشتم دیدم همسرم سالم و تندرست بیدار شده و از خطر مرگ رهایی یافته و مشغول امورات منزل است!

ـ جلسات منحصر به فرد 

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد رضا آل یاسین نقل میکند:« روزی به یکی از مجالس خاص که به خواص معمولی از تلامذه ایشان تعلق داشت راه یافتم. وقتی از منزل ایشان بیرون آمدم همین را بگویم که عبا را روی سر و صورتم کشیدم و راه افتادم و مالک اشکهای چشمانم نبودم و بی اختیار گریه می کردم به هر کجا و به هر کس که نگاه می کردم بدم می آمد و در اثر انقطاع موقت که از عوالم دنیوی برایم حاصل شده بود طاقت ماندن در دنیا و زندگی با مردم دنیا از من سلب شده بود؛ صد حیف که بعدها نتوانستم در آن مجالس نورانی حاضر شوم. »

ـ توجه به شاگردان 

 آن قدر با آن ها مهربان و بی تکلف بود که وقتی فهمید شاگردش آیت الله کشمیری خرما نمی خورد و خرمای دری دوست دارد، به در منزلش می رود و برایش از آن نوع خرما می برد.
حجت الاسلام حاج آقا مروی می گوید:آیت الله سید عبدالکریم کشمیری می فرمود: « روزی آقای قاضی خرمایی تعارف کرد بخورم عرض کردم: آقا! من خرما میل ندارم. فرمود: از این نوع میل ندارید یا نوع دیگر میل دارید؟ عرض کردم: «خرمای دری» را سخت دوست دارم. پس از مدتی دیدم ایشان با همان لباس عربی بلند آمده منزل ما و دو جیب اش را پر از آن نوع خرما کرده و آورده است! »

ـ توحید، حقیقت انکار ناپذیر 
علامه طهرانی(ره) می فرماید: چندین نفر از رفقا و دوستان نجفی ام از یکی از بزرگان علمی و مدرسین نجف اشرف نقل کردند که او می گفت: « من درباره مرحوم استاد العلماء العاملین حاج سید علی آقا قاضی طباطبائی(ره) و مطالبی که از ایشان احیاناً نقل می شد و احوالاتی که به گوش می رسید در شک بودم. با خود می گفتم آیا این مطالبی که اینها دارند درست است یا نه؟ 

مدتها با خود در این موضوع حدیث نفس می کردم و کسی هم از نیّت من خبری نداشت. تا یک روز رفتم برای مسجد کوفه برای نماز و عبادت و به جای آوردن بعضی از اعمالی که برای آن مسجد وارد شده است.
در بیرون مسجد به مرحوم قاضی برخورد کردم و سلام کردیم و احوالپرسی از یکدیگر نمودیم و قدری با یکدیگر سخن گفتیم تا رسیدیم پشت مسجد. در این حال، در پای  دیوار های بلندی که در خارج مسجد در بیابان بود ، هر دو با هم روی زمین نشستیم تا قدری رفع خستگی کرده و سپس به مسجد برویم. با هم گرم صحبت شدیم، و مرحوم قاضی از اسرار و آیات الهیه برای ما داستانها بیان می فرمود و از مقام اجلال و عظمت توحید !

 من در دل خود با خود حدیث نفس کرده و گفتم: که واقعاً، در شک و شبهه هستیم و نمی دانیم چه خبر است در این حال، مار بزرگی از سوراخ بیرون آمد و در جلوی ما خزید،  چون در آن نواحی مار بسیار است و غالباً مردم آنها را می بینند ولی تا به حال شنیده نشده است که کسی را گزیده باشند. همین که مار در مقابل ما رسید و من فی الجمله وحشتی کردم، مرحوم قاضی (ره) اشاره ای به مار کرده و فرمود: مت بإذن الله! « بمیر به اذن خدا!»


مار فوراً در جای خود خشک شد. مرحوم قاضی بدون آنکه اعتنایی کند شروع کرد به دنباله صحبت که با هم داشتیم و سپس برخاستیم رفتیم داخل مسجد؛ مرحوم قاضی اول دو رکعت نماز در میان مسجد گزارده و پس از آن به حجره خود رفتند. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این بزگوار در تبریز، 13 ذی الحجه 1285 متولد شدند.

 و پدر ایشان آیت الله سید حسین قاضی که مشهور به تقوا بودند از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود.

 و در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده شدند 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر گرفته از : " انجمن مذهبی ،  فرهنگی و سیاسی نور آسمان "  


[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 14:44 ] [ شاهزاده ] [ ]
گـشتـم بر در دیــوار حریـمت

جایی ننوشتند گنهکار نیاید… 

امام رضا علیه السلام  میفرمایند :

1- نیکی به پدر و مادر واجب است ، گرچه مشرک باشند - ولی نباید از دستوراتی که معصیت خداوند را در بر دارد اطاعت کرد 

2- خویشاوندی را پیوند ده ، گرچه با یک خوراک آب باشد 

3- کسی که به روزی اندک راضی شود ، خدا نیز به عمل اندک از وی راضی گردد 

4- هیچ پرهیزگاری مفید تر از آزار نرساندن به مومن نیست 

5-اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را می پسندی ، اجابت کن و از تنگ دستی او نهراس  

6-  از نقطه های مرتفعی که راه بالا رفتنش آسان و راه برگشتن آن سخت و ناهموار است پرهیز کن

7- نعمت ها را با گناه و معصیت از خود مرانید 

8- زبانت را نگه دار تا عزیز باشی 

9- کسی که از خدا توفیق بخواهد و لی تلاش نکند ، خود را مسخره کرده است !

10- هرکس اندوه مومنی را برطرف کند خداوند روز قیامت غم از دلش می زداید 

11- با دوستان فروتن و با عموم مردم گشاده رو باش 

12- کسی که کار نیک خود را پنهان کند ، ثوابش برابر با 70 کار نیک است و کسی که کار زشت خود را آشکار کند ، خوار و بی یاور میماند و کسی که کار زشت خود را پنهان کند ، امید بخشیده شدنش میرود 

13- مومن کسی است که از مراجعه مردم و رفع گرفتاریهایشان خسته نمیشود 

14- از نشانه های فهمیدن دین خویشتن داری و خاموشی است 

15- شتابزده و بی تامل جواب دادن موجب خطا و اشتباه می شود 

16- هرکس کار را از راهش وارد شود ، اشتباه نمی کند

17- سه خصلت مومن که نشانه ی ایمان کامل است :                                                                       صفت از خدا (کتمان سر) - صفت از پیامبر (مدارا با مردم ) - صفت از امام ( صبوری در ناملایمات ) 

18- مهمانی دادن هنگام ازدواج از سنتهای پیغمبر است 

19- پنج مورد است که حتما باید در فرد باشد وگرنه خیر دنیا و آخرت را از او انتظار نداشته باش :                      حسب و نسب خوب - استواری در اخلاق (دمدمی مزاج نباشد ) - مناعت طبع - حیا و نجابت - ترس از خدا  

20- بر اشخاص توانا لازم است که در زندگی زن و فرزند خود توسعه و گشایش دهند 

         ______________________________________________________________

21- سخاوتمند از غذای مردم می خورد تا از غذای او بخورند ، ولی بخیل از غذای مردم نمی خورد تا از غذای او نخورند 

22- طعام گرم برکت ندارد و شیطان در آن بهره دارد 

23- شخصی به خدمت امام شکایت کرد ، از کمی فرزند ! فرمودند : استغفار بکن و تخم مرغ را با پیاز بخور 

24- انجیر ، گند دهان را زایل می کند و استخوان را سخت می کند و مو را می رویاند و با آن به دوای دیگر حاجت نیست  و شبیه ترین میوه ها به میوه های بهشت است 

25- خوردن کاسنی شفای همه ی درد هاست ، هیچ دردی اندرون فرزند آدم نیست ، مگر آنکه کاسنی آن را از بیخ می کّنّد 

26- بخورانید به بیماران خود برگ چغندر را ، که آن شفاست و در آن درد نیست و ضرر ندارد و بیمار را به خواب راحت می اندازد و اصلش سودا را به حرکت در می آورد 

27- آب جوشیده که هفت مرتبه بجوشد و از ظرفی به ظرف دیگر بگردانند ، تب را زایل می کند و قوت می دهد ساق و قدم را 

28- بعد از طعام آب بسیار نوشیدن ضرر ندارد ، اما در غیر آن حال ، آب بسیار مخور 

29- هر گاه چیزی خوردی ، برپشت بخواب و پای راست را روی پای چپ بگذار 

30- خدای رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده کند ، گفته شد : چگونه ...؟!                                                        فرمودند : علوم ما را یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 23:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

پوستر هایی زیبا برای حضرت محمد رسول الله (صل الله علیه و آله و سلّم)

1-پیامبر فرمود : هنگامی که خدا بنده ای را دوست داشت ، او را مورد آزمون قرار می دهد و هنگامی که او رابسیار دوست بدارد او را ویژه ی خود قرار میدهد . گفتند چگونه ؟! ثروت و فرزندی دست و پاگیر برایش نمی نهد ...

2- کسی که زبان خویش را از آبرو و امنیت مردم نگاه دارد ، خدا در روز رستاخیز لغزشهای او را می بخشد

3- هنگامی که پروردگارم مرا بالا برد ، به مردمی گذر نمودم که دارای ناخن هایی از "مس" بودند و چهره و سینه های خود را می خراشیدند . گفتم : ای جبرئیل اینان کیانند ؟! گفت : اینان کسانی هستند که در دنیا گوشت مردم را میخورند و بر آبروی مردم می تازند

4- بر شرارت و بد منشی انسان همین بس که برادر مسلمان خود را تحقیر کند

5- بهره یا ربا هفتاد و سه گونه است ، که آسانترین آن در کیفر چنان است که ربا خوار با مادرش ازدواج کند و بدتر از همه رباها و رباخواریها تجاوز به آبروی مردم مسلمان است !

6- از نشانه های رستاخیز آنست که : دانش از میان برداشته میشود و نادانی و بی فرهنگی آشکار می گردد ، ناپا کدامنی و زنا رایج و شراب نوشیده میشود ، مردان میروند و زنان می مانند ، تا جایی که پنجاه تن زن می مانند و یک سرپرست ...!!!

7- روزگاری برمردم خواهد آمد که انسان با ایمان در آن روزگار از بز و بزغاله ی خود هم خوار و بی مقدارتر می گردد

8- جامه هایتان را بشویید و موهای اضافی را بچینید و مسواک بزنید ، آراسته و بهداشتی زندگی کنید ، چرا که فرزندان اسرائیل  چنین نکردند و همین کارشان باعث ناپاکدامنی برخی از زنان آنان شد ...

9- کسی که در زندگی با درنگ و شکیب رفتار کند به آنچه آرزو می کند خواهد رسید

10- ساعت های رنج وآزار این جهان ، ساعت های رنج آن جهان را از میان میبرد

11- برای انسان با ایمان روا و حلال نیست که به برادر خود به گونه ای بنگرد که نگاهش او را بیازارد ...

12- جز آن چه آسان بگیری آسانی نخواهد بود !!!

13- انسان با ایمان آسان گیر و نرم خوست تا جایی که از نرم خویی کم خردش پنداری ...!

14- لذت و بهره ی انسان های حسود از همه کمتر است

15- درهای آسمان در هر روز دوشنبه و پنج شنبه گشوده میشود  و آنروز هر بنده ای که به خدا شرک نورزیده ، مورد آمرزش قرار می گیرد ، مگر کسی که میان او و برادرش دشمنی و کینه باشد ...

16- نیمه های شب درهای آسمان گشوده میشود و ندا کننده ای بانگ میزند که : آیا دعا کننده ای هست تا دعایش پذیرفته شود ...؟    و آنگاه هیچ انسانی نمی ماند که دعا و تقاضا کند جز آنکه خدا تقاضای او را می پذیرد ، مگر زن روسپی که با روسپی گری روزگار می گذراند و یا باجگیر و زور گیری که مال مردم را به ستم می گیرد !

17- کسی که گناه و لغزشش به راستی او را بد حال سازد ، گرچه آمرزش نخواهد – مورد آمرزش قرار می گیرد  

18- کفاره ای کسی که غیبت او را نموده ای آنست که برایش آمرزش بخواهی

19-  آفت دین و آیین سه چیز است : دانا و دانشمند بد کردار ، زمامدار بیدادگر و پیشوای نادان و ساده اندیش

20- آموزش دهید و خشونت نورزید ، چرا که آموزگار بهتر از پر خاشجو وخشونت گر است !

21- چون یکی از شما کسی را به کار گیرد ، مزدش را به او اعلام کند

22- جز با اجازه ی دو نفر میان آن دو منشینید...!

23- هنگامی که همسایگانت تو را بستایند ونیکوکارت وصف کنند ، تو نیکوکار هستی – و آنگاه که همسایگانت تو را به بدی یاد کنند ، تو بد رفتار هستی ...

24- رابطه ات را با کم خرد بگسل !!!

25- از همه ی ایمان داران ، ایمان کسی کامل تر است که اخلاق و منش او نیکوتر باشد و نسبت به خاندان خود پرمهر تر

26- بنگر که فرزند خود را در کجا قرار می دهی ، چرا که وراثت ، سخت اثر گذار است ...

27- برترین صدقه آن است که میان دو تن ، طرح آشتی درافکنی !

28- آن گاه که مردان از زنان بی فرهنگ فرمان ببرند ، نابود خواهند شد ...

29- کسی که از افکار عمومی شرم نمی کند ، از خدا هم شرم نخواهد کرد

30- پنج چیز از رویدادهای کمر شکن است : بد رفتاری با پدر و مادر – کار زنی که شوهرش به او اعتماد می کند و او به شوهر خیانت می کند – و کار کسی که وعده می دهد و تخلف می ورزد – و بد گویی در باره ی ریشه و نسب مردم ...

31- از نشانه های نزدیک شدن رستاخیز : دشنام گویی و زشت کرداری – گسستن از خویشاوندان – برچسب خیانت زدن به امانت دار و امانتدار جازدن خیانتکار است !

32- ترسناک ترین چیزی که بر جامعه خود از آن میترسم ، هر انسان دوچهره ای است که : دانشور و زبان باز باشد ...

33- از نشانه های ایمان بنده ی خدا آنست که با دقت و احساس مسولیت سخن بگوید و در همه ی سخنانش استثنایی بیاورد

34- نیت انسان مومن از کار او رساتر و شایسته تر است

35- از هوشمندی انسان با ایمان بترسید ، چرا که او بوسیله نور خدا می نگرد !

36- چاره اندیشی درست نیمی از زندگی ـ مردم دوستی و مردم داری نیمی از خرد – اندوه نیمی از پیری  و شمار کم خانواده نیمی از توانگری است

37- شرط بندی روی اسب و مسابقه اسب سواری رواست!!!

38- کسی که بخواهد دعایش پذیرفته شود و اندوهش برطرف شود ، باید در زندگی آدم تنگدستی گشایش پدید آورد

39- کسی که خدا شش دهه عمر به او بدهد (60 سالگی ) ، از نظر عمر و زندگی – حجت را برای جبران و اصلاح کارها بر او تمام کرده است  

40- باور داشتن تقدیر و اندازه گیری در آفرینش اندوه را از بین می برد

" بر خاتم انبیاء محمد مصطفی صلوا ت   "

برگرفته از کتاب : فرهنگی از آزمونهای محمد ( برگردانی از نهج الفصاحه ) نوشته ی :علی کرمی فریدنی

[ سه شنبه سوم دی 1392 ] [ 22:19 ] [ شاهزاده ] [ ]

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

1 در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.

اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.

امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.

ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آن عمل را انجام میدهد، پس عمل، از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .

ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.

2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد. چون وقتى ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.

3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد، تا شيطان فرار كند.

4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:

 ((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))

زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.

5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.

6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.

ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.

7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود.

دوستان پس هنگام خواندن مطالب در هر جایی و شروع هر کاری ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) را فراموش نکنید تا شیطان بر عقلتان حاکم نشود

برگرفته از وب ارزشمند : زندگی

[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 ] [ 22:58 ] [ شاهزاده ] [ ]

امام موسی کاظم (علیه السلام ) میفرمایند :

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

1- ازما نیست کسی که به حساب خود نرسد همه روزه ... ! اگر کار خوب کرده از خدا افزایش بخواهد و اگر کار بد کرده از خدا طلب بخشش نماید و توبه کند

2- هرکس برادر خود را بفریبد از رحمت خدا بدور باد

3- از خدا بترس و حق را بگوی ، گرچه موجب نابودی تو گردد

4- طول عمر برای خود پیش بینی نکنید زیرا این عمل شما را حریص و آزمند می کند

5- مثل مال دنیا مانند آب شور دریاست ! هر اندازه که تشنه از آن بیاشامد ، تشنه تر گردد تا اورا هلاک نماید

6- {حکمت } را به نافهمان ارزانی مدارید ، که به آن ستم کرده اید و آن را از اهلش دریغ مکنید که به آنان ستم روا داشته اید !

7- هر گاه مردم گناهانی را که سابقآ مرتکب نمی شدند ، انجام دهند خداوند برای آنها بلاهایی را که سابقه اش را نداشته اند پدید می آورد ....!!!

8- حق چشمانت این است که آنرا از هرچه روانیست بپوشانی

9- کسی که تعهد نداشته باشد ، دین ندارد

10- مومن کم حرف است و عملش زیاد ، و منافق پرحرف است و کم کار !

11- دوستی و رفاقت با مردم نصف معیشت انسان را تآمین میکند

12- سه کس را روز قیامت جز پناه عرش سایه ای نیست و در سایه عرش الهی است :

کسیکه برادر مسلمانش را زن دهد - کسیکه خادمی برای او تهیه کند - کسیکه سر و راز برادرش را فاش نکند

13- خدا برای هیچ چیز خشمگین نمیشود چنانچه برای : ظلم به زنان و کودکان !

14- سبکی و کج خلقی طفل در کودکی ، علامت آن است که : در بزرگی ، دانا و بردبار خواهد بود

15- کسی که پشت سر برادر مومنش دعا کند ، از عرش ندا میشود که : برای خودت یکصد برابر است

16- از واجب ترین حقوق برادرت این است که ، او را به خیر و صلاحش متوجه کنی و هر چیزی را که برای امر دنیا و آخرتش مفید وکافی است از او پنهان نداری

17- صله ارحام کنید گرچه آنها با شما قطع رابطه کرده باشند !

18- هیچ چیزی نیست که چشمت آن را ببیند مگر آنکه پندی داشته باشد ...!!!

19- نیرومندترین مردم آنست که خشم خویش را نگه دارد

20- در نهان از خدا شرم داشته باشید ، همچنان که در آشکارا از مردم شرم دارید

21- طمع از دیگران ببرید زیرا این صفت سرچشمه ی خواری و ذلت است ....!

[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 0:14 ] [ شاهزاده ] [ ]

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

در کتاب امیرالمومنین آمده است : سخت ترین مردم از نظر بلا و گرفتاری انبیاء و سپس اوصیاء و بعد اشخاص شریف و بعد از آن اشخاص شریفتر از دیگران می باشند

و اساسا مومن به مقدار اعمال نیکی که انجام داده است مبتلا میشود ! بنابر این کسی که دین وکردارش صحیح است ابتلاءش شدید و سختتر است !

زیرا حق عزوجل دنیا را اجر و پاداش برای موءمن و عقوبت برای کافر قرار نداده است - وکسی که دینش سخیف و عملش ضعیف باشد ، ابتلاءش کمتر است !

و بلا و گرفتاری نسبت به موءمن از ریزش باران به سطح زمین سریع تر می باشد

و نیز آن حضرت فرمودند  : اگر موءمنی در قله ی کوهی باشد هر آینه خداوند عز وجل کسی را به آنجا می فرستد تا او را آزار و اذیت کند تا موءمن را بر اذیت شدن وصبر ، اجر دهد

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : من و انبیاء قبل از من و موءمنین پیوسته مبتلا به کسی شده و می شویم که آزارمان میدهد و اگر مومن بالای کوهی باشد محققا حق تعالی برای او شخصی را آماده می کند که آزارش دهد تا بدین وسیله اجر وثواب ببرد !

حضرت امیرالموءمنین میفرمایند :

از زمانی که مادر مرا زایید پیوسته من مظلوم بودم ....

حتی زمانی پیش می آمد که چشم درد به عقیل ( برادر حضرت ) عارض میشد و وی به دیگران می گفت :

مرا ترک نکنید و وا مگذارید ، مگر آنکه علی را ترک کنید !

پس مرا ترک کرده و تنها می گذاشتند با اینکه رمد و چشم دردی در من نبود ....!!!

(کنایه از اینکه :‌ با توجه به این موضوع که حضرت سالم و بدون بیماری مسری بودند ایشان را رها میکردند و به خاطر لجاجت و حسادت بچه گانه به سمت عقیل می رفتند )

 ******************************************************

پروردگار عالم  وقتی ابتلا را بیشتر می‌کند که ببیند آن درجه ایمان انسان بیشتر می‌شود. لذا خداوند اظهار حبّش را به واسطه ابتلائات بیشتر می‌کند تا ببیند بنده‌اش چقدر حب‌ّپذیر است. پس مهم این است که چقدر این حبّ را می‌پذیرد.

ونیز  وجود مقدّس حضرت باب‌الحوائج، موسی‌بن‌جعفر(علیه الصّلوة و السّلام) یک تعبیر و تمثیل بسیار عالی در این زمینه دارند. حضرت می‌فرمایند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ کِفَّتَیِ الْمِیزَان ‏» مثل مؤمن، مثل دو کفه ترازو است،

« کُلَّمَا زِیدَ فِی‏ إِیمَانِهِ‏ زِیدَ فِی بَلَائِه» هر موقع ایمانش زیادتر شد، بلائش هم زیادتر می‌شود.

ترازوهای قدیم را دیدید، وقتی یک کفه بالاتر می‌رود، برای این که شاهینش مساوی باشد، باید همان قدر وزنه در کفه دیگر بگذارید. لذا معلوم است کسی که ایمانش کم است، خدا هم زیاد به او بلا نمی‌دهد و به همان اندازه مبتلایش می‌کند، امّا هر که ایمانش زیاد شد، ابتلاء و امتحانش هم زیادتر می‌شود.!

در ارتباط با نزول بلا و حب اهل البیت : خیلی جالب است یک مردی نزد حضرت باقرالعلوم، امام محمّد باقر(علیه الصّلوة و السّلام) آمد و قسم خورد و گفت: « وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّکُمْ‏أَهْلَ‏ الْبَیْتِ‏» به خدا قسم من خاندان شما اهل‌بیت را دوست دارم. حال فکر می‌کنید حضرت جواب قسمش را چگونه داد.حضرت نفرمود: خدا انشاءالله عاقبت به خیرت کند، انشاءالله با ما محشور شوی و ...،

 بلکه حضرت فرمود: « فَاتَّخِذْ لِلْبَلَاءِ جِلْبَاباً»، پس منتظر باش که مرتب به بلا گرفتارت می‌کنیم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

قسمت اول بر گرفته از : کتاب علل الشرایع = شیخ صدوق رحمة الله( اسرار آفرینش و فلسفه احکام ) جلد 1 ترجمه : سید محمد جواد ذهنی تهرانی

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 23:23 ] [ شاهزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با سلام به خوانندگان محترم , بنده در مقام دبیری که وظیفه ی راهنمایی دانش آموزان را دارم
این وبلاگ را به نیت فیض بردن همه ی کاربران گرامی طراحی کرده ام وثواب آنرا به روح پدر بزرگوارم تقدیم می کنم .
امیدوارم برای شما خواننده ی محترم مفید واقع شود .
امکانات وب