♥ ๑♥๑ سخن دل ♥๑♥๑
 خوشبختی گمشده ی همه ی ماست....

                        مواظب باشیم اگر آن را پیدا کردیم...

                                                خودمان را گم نکنیم...

[ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ ] [ 18:37 ] [ شاهزاده ] [ ]

راههای برقراری ارتباط و تعامل با مردم

همه ارتباط برقرار می کنن اما اینکه یاد بگیریم چطور خوب ارتباط برقرار کنیم نیازمند داشتن مهارته. واسه اینکه در کار و تجارت موفق بشیم (یا هر عرصه دیگه از زندگی)، باید بتونیم مهارت های ارتباطی را خوب یاد بگیریم. برای بعضی ها ارتباط برقرار کردن ساده س. بعضی ها ذاتاً استاد ارتباط برقرار کردن هستن واعتماد به نفس بسیار زیادی برای اینکار دارن. روزانه با افراد زیادی سرو کار داریم از فروشنده ، ارباب رجوع در مشاغل مختلف و تیپ های شخصیتی متفاوت

به طوریکه به تعداد افراد روی زمین شخصیتها و رفتارهای مختلف وجود داره !

مخصوصا فروشندگان که طیف وسیعی رو در جامعه از نظر تجاری و روابط اجتماعی تشکیل می دهند

مثلا نحوه برخورد اونها با مشتری خیلی در موفقیت و رزق اونها تاثیر خواهد گذاشت

چهره خوب و بشاش بهمراه احترام به مشتری ، خیلی موثره

برخی از فروشندگان بین جنس زن و مرد تفاوت قائل میشن در حالیکه خریدار ، خریداره وجنسیت مهم نیست

گاهی در مواردی به خانمها بیشتر اهمیت میدن و یا برعکس به آقایون  

و یا حتی برخورد مختلفی میشه اگر خریدار تیپ و اعتقاداتش به فروشنده نخوره مثلا مذهبی باشه یا برعکس هم اتفاق می افته !

فروشندگانی که به مردم خدمت می کنن باید طرز برخورد خوبی داشته باشن ، چهره گشاده و خندان ، احترام و وقار ، صبوری ، صداقت و عدم ریا کاری ، گاهی دیگران رو که نمی شناسن و یا  مقام متوسط و پایینی  دارن به القابی مث : دکتر ! مهندس ! استاد ! صدا می زنن که این از لحاظ روحی تاثیر خوبی نخواهد داشت ( شیره مالیدن سر افراد )

فروشنده باید صبور باشه و کاملا خریدار رو راهنمایی کنه و از جابجا کردن و آوردن جنس خسته نشه ، مثلا برخی از فروشنده ها به خریدار میگن اگه فلان چیز رو می خرید و میخواید ش تا بیارم براتون و گرنه ... !

اگر مشتری خرید نکرد ، باید با همون احترام که در شان ایشون هست بدرقه بشه و خوش آمدگویی .

گاهی فروشنده ها ساعتها با گوشی مبایل خودشون ور می رن اصلا نمی فهمن کی مشتری اومد و کی رفت ، ارتباط چشمی وجود نداره ! الان توی برخی از فروشگاههای معتبر ، فروشندگان مجاز به استفاده از گوشی در محل کارشون نیستن که این امر خیلی سودمند خواهد بود ، هم برای مشتری و هم برای خود فروشنده

بعضی از فروشگاههای بزرگ با اجناس و کالاهای گرانقیمت ، فروشنده پاهاش روی هم ،  روی مبل لم داده و اصلا به احترام مشتری بلند نمیشه و جواب سلام طرف رو هم یا به زور میده یا اصلا جواب نمیده ، نه خوش آمدگویی ونه بلندشدن و راهنمایی کردن برای خرید وجود نداره

کم فروشی و گران فروشی هم علل مهمی برای عدم موفقیت برخی از فروشندگان هست

صداقت در معرفی کالا و عدم ریاکاری و گول زدن مشتری بازم از نکات قابل توجه هست   

این مبحث توی رسانه های ارتباط جمعی مطرح شده بود و بنده جالب دیدم که توی وبم بنویسمش ، چون هر کدوم از ماها بلاخره از این نوع برخوردها دیدیم

خب بلاخره کسانی که توی تجارت و اقتصاد موفق شدن حتما رازی داره و راز اون مردمدار بودن و برخورد صحیح با مشتری هست

اصلا خودمون قضاوت کنیم ، بیشتر از فروشندگانی خرید می کنیم که خوش رو وخوش برخورد هستن یا از فروشندگان عبوس که احترامی برای مردم قائل نیستن  ؟

یه کارشناس می گفت : گاهی برخی از فروشنده ها اونقدر روابط اجتماعی بالایی دارن که در همون روز اول برخوردشون با مشتری ، با اون دوست میشن و اسم طرف رو می پرسن و با صدا زدن اسمش صمیمیت خاص رو با طرف مقابل برقرار می کنن و ارتباط فیزیکی وعاطفی مث دست دادن و ارتباط چشمی با خریدار که در فروششون موثر خواهد بود ، به دقت به حرفای مشتری گوش میدن  و با علم و اطلاعاتی که از حرفه شون دارن ، دلسوزانه مشتری رو راهنمایی می کنن ،

یه نکته هم برام جالب بود که می گفت : اگه شما فروشنده هستید باید جلوی مشتری بلند شید و بایستید ، مشتری سمت راست شما باشد با زاویه 45 درجه !

که حتی خود فروشنده از نظر روان شناسی با برق چشمای خریدار و حتی گشاد شدن مردمک چشم اون سریع تشخیص میده که اون از کالا خوشش اومده و حتما اونو می خره !

بعضی از فروشنده ها اگه کالایی رو ندارن و مغازه بغلی همون برند و مارک مورد نظرتون رو داره ، وقتی شما آدرس می گیرید شما رو به مغازه مورد نظر نمی فرستن و میگن اصلا هیچ کدوم از ما نداریم ، که متاسفانه این حسادت و عدم خیرخواهی برای دیگران از رزق و روزی خودشون هم کاسته خواهد کرد ...

خلاصه مطلب اینکه ، خوش برخوردی در تمامی مشاغل  ونیز  خوش همسایگی روزی رو زیاد می کنه ، چقدر در این رابطه حدیث و روایت داریم که روزی بدست خداست ... ! 

 اساس عقل پس از ایمان به خدای عزوجل اظهار دوستی با مردم است 
( پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ) 

 

 

[ پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 21:39 ] [ شاهزاده ] [ ]

 عکس پروانه و دست aks parvaneh va dast

در ارتباط با همسر گزینی و انتخاب شخصیت سالم به فرازی از یک سخنرانی ارزشمند اشاره می کنم ، باشد که مورد توجه دوستان  واقع شود :

راستگو و با صداقت

حرکات لطیف و مهربان

دیدارش شیرین باشد

خوش رو

خوش بو

خوش قول و قرار  

هم نشینی خوب و ارزشمند

خوش اخلاق

شاد

شوخی های بی جا نمی کند

با ادب 

با وقار

باحیا

سخنش خوراک روح و روان است

عفت دل و پاکی چشم  نگه دارد  

سخن را با اندیشه طراحی و مدیریت می کند

حرفش را می سنجد

هنگام سخن گفتن از طرف مقابل غافل نیست

با کسی که احتمال می دهد تکذیبش می کند ، حرف می زند ، هراسی از رد شدن سخنش ندارد

هنگام سخن گفتن استدلال و نمونه می آورد

نه قسم می خورد و طرف مقابلش را از قسم خوردن بی نیاز می کند

دروغ نمی گوید ، گرچه سودش در آن باشد

گاهی با سربسته گویی و مهارتهای کلامی خودش را از دروغ گفتن بی نیاز می کند  " توریه "

هنگام نکوهش و سرزنش افراط نمی کند

بیشتر" خوش بین " است تا بدبین و خوش خیال و دهن بین  

دیگران را زیبا خطاب می کند " صدا زدن همسر و فرزند ، برخورد با مشتری و ...."

کمترین تنش را با مردم دارد

اهل جر و بحث و کش دادن موضوعات نیست

گواهی دروغ نمی دهد

امانت دار و راز دار است

از سخن دروغ و ناحق در مورد خودش ناراحت نمی شود

از چاپلوسی فریب نمی خورد " گول غریبه ها را نمی خورد " در اصطلاح هیجان مدار نیست !

از ستایش نادان خوشحال نمی شود

زیاده روی و چاپلوسی در ستایش کسی نمی کند  

در ارتباط خود از دو سوم هوشش استفاده می کند ، یک سوم آن تغافل و چشم پوشی می کند " تیز بینی افراطی و گرفتن نقاط ضعف دیگران ، انجام رفتارهای وسواس گونه و دزدکی "

گاهی خودش را به غفلت می زند و ظاهرا فریب می خورد ...

قلم زیبا و متینی دارد

 از طلب علم ملول نمی شود  

دیگران را مدام مقصر نمی داند ، مطالبات از اطرافیانش وسایر مردم ندارد  و نیز انتظار بی جا ندارد ، همیشه سعی می

 کند لوکوموتیو باشد تا واگن ،آغاز هر روز با خود می گوید : من چکار می توانم برای مردم انجام دهم ؟

تا فرصتی دست دهد در هر مشکل صبوری می کند " مدام تهدید نمی کند ، قداره بندی نمی کند "

مسولیت پذیر و متعهد است

فداکاری و همکاری در زندگی مشترک دارد  

با سخاوت است ، مردم از شرش در امان و به خیرش امیدوارند

اهل بخشش است و با شجاعت اشتباه خودش را می پذیرد و در رفع آن کوشاست

بد دیگران را نمی خواهد و از مشکلات مردم خوشحال نمی شود

دورو نیست

فحاشی و بد زبانی ندارد

دیکتاتوری و زورگویی ندارد ، تفاوت زن و مرد را در مسائل عاطفی و جسمی و ... می داند

هزار کار خوب خودش انجام دهد در نظرش هیچ است ولی از دیگران زیاد می شمارد

دنبال شهرت نیست ، عزت با خدا بودن را بر هر چیز ترجیح می دهد

از رفع حاجات مردم خسته نمی شود

دیدارش شیرین و انسان را به یاد خدا می اندازد  

 

{ سید واعظ موسوی }

  

با تشکر از وقتی که برای خواندن این سخنرانی گذاشتید ، البته چون فرازی از مطالب این سخنران گرانقدر است ، خالی از لطف ندیدم که دوستان عزیز در نظرات ارزشمند خود ، هر صفات خوب و سالمی که نشانه ی یک شخصیت سالم و مومن هست رو در اظهار نظراتشون مرقوم فرمایند تا بهره بیشتری برده و این مطالب پربارتر شوند

 

قبلا از اظهار نظر ارزشمندتون بی نهایت تشکر می کنم

" ومن الله التوفیق و علیه التکلان "  

[ پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:46 ] [ شاهزاده ] [ ]

عکسهایی از چشم انـدازهای زیبا در طبیعت

اینجا سرزمین واژه های وارونه است :

جایی که گنج ، "جنگ " میشود

درمان " نامرد "

قه قه " هق هق "

اما درد همان " درد "  است !

آقا جان  { یابن الحسن } دلم آرامش وارونه می خواهد :

" ش م ا ر ا "  ...

 

[ شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 20:46 ] [ شاهزاده ] [ ]

به میمنت تولد پیامبر مهربانی و به افتخار اخلاق خوش ایشان ، فرازی از این دعای ارزشمند تقدیم میشود : 

« در مكارم اخلاق و اعمال پسنديده»

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَبَلِّغْ بِايمانى اَكْمَلَ الْايمانِ،
بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ايمانم را به درجه كامل‏ترين ايمان رسان،


وَاجْعَلْ يَقينى اَفْضَلَ الْيَقينِ، وَانْتَهِ بِنِيَّتى اِلى‏ اَحْسَنِ
و يقينم را برترين يقين گردان، و نيتم را به بهترين نيت‏ها


النِّيَّاتِ، وَ بِعَمَلى اِلى‏ اَحْسَنِ الْاَعْمالِ. اَللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِكَ
منتهى ساز، و كردارم را به بهترين كردارها تبديل كن. بارخدايا، نيّتم را به لطف خود


نِيَّتى، وَصَحِّحْ بِما عِنْدَكَ يَقينى، وَاسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِكَ ما
كامل و خالص گردان، و يقينم را بدان گونه كه دانى به راه صحت بر، و تباهى كارم را به قدرتت


فَسَدَ مِنّى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاكْفِنى ما يَشْغَلُنِى الاِْهْتِمامُ بِهِ،
اصلاح كن. بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و گره هر كارى كه فكرش مرا
به خود مشغول داشته بگشاى،

 

وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ، فَاِذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى
و مرا تا وقتى زنده بدار كه عمرم ، در طاعت تو به كار رود، و چون بخواهد عمرم چراگاه شيطان شود جانم را بستان

وَاُخالِفَ مَنِ اغْتابَنى اِلى‏ حُسْنِ الذِّكْرِ، وَاَنْ اَشْكُرَ الْحَسَنَةَ،
و برخلاف آن كه از من غيبت كرده از وى نيكو ياد كنم، و خوبى را سپاس‏گزارم،
وَاُغْضِىَ عَنِ السَّيِّئَةِ.
و از بدى چشم بپوشم


وَلا مُجامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْكَ، وَلامُفارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ اِلَيْكَ.
مپسند كه به كسى كه از تو دور است نزديك شوم، و از آن كه با تو همراه است جدا گردم.

وَ ما لى بَعْدَ انْ حَكَمْتُ عَلى‏ نَفْسى اِلاّ فَضْلُكَ،
و با ستمهايى كه بر خود كرده‏ام جز تكيه بر فضل و احسان تو راهى ندارم،

 

اَللَّهُمَّ وَ اَنْطِقْنى بِالْهُدى‏، وَ اَلْهِمْنِى التَّقْوى‏، وَ وَفِّقْنى لِلَّتى هِىَ اَزْكى‏، وَاسْتَعْمِلْنى بِما هُوَ اَرْضى‏.

الهى زبانم را به هدايت گويا ساز، و تقوا را بر قلبم

الهام كن، و به پاكيزه‏ترين روشم توفيق ده، و مرا به كارى وادار كه بيش از هر چيز به آن
خشنودى.

وَاكْفِنى مَؤُونَةَ الْاِكْتِسابِ، وَارْزُقْنى مِنْ غَيْرِ احْتِسابٍ،
و مرا از سختى و رنج به دست آوردن روزى كفايت كن، و روزيم را از جايى كه گمان نمى‏برم به من عنايت فرما،

فَلااَشْتَغِلَ عَنْ عِبادَتِكَ بِالطَّلَبِ، وَ لااَحْتَمِلَ اِصْرَ تَبِعاتِ
تا در راه به‏ دست آوردن روزى از بندگيت بازنمانم، و سنگينى وبال آن را به دوش نكشم.

 

وَ حَقِّقْ فى رَجآءِ رَحْمَتِكَ اَمَلى، وَ سَهِّلْ اِلى‏ بُلُوغِ رِضاكَ
سُبُلى، وَ حَسِّنْ فى جَميعِ اَحْوالى عَمَلى. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ،

و آرزويم را به رحمتت صورت تحقق ده، و راههاى رسيدن به خشنوديت را بر من هموار ساز، و در همه حال اعمالم را نيكو گردان. بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست،

" برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی ، استاد حسین انصاریان "

----------------------------------------------------------

 عکس میلاد پیامبر اکرم (ص),پوستر ولادت امام جعفر صادق

به مناسبت تولد صادق آل محمد " صلوات الله علیه " تقدیم میشود :

 

1- وقتی بنده ای وارد مسجد میشود و سپس " اعوذبالله من الشیطان الرجیم " بگوید ، خداوند برایش یک سال عبادت می نویسد و وقتی خارج میشود اگر همان را تکرار کند ، خداوند در مقابل هر مویی که در بدنش روییده است ، صد حسنه در نامه ی عملش می نویسد و صد درجه او را بالا می برد

2- ریشه های کفر سه چیز است : حرص و تکبر و حسد

3- بهشتیان چهار نشانه دارند : چهره گشاده - دل مهربان - زبان نرم - دست باز

4- از کسی که می ترسی دست رد بر سینه ات بزند چیزی مخواه

5- سه چیز مایه انس است : زن سازگار - فرزند نیکو - دوست یکرنگ

6- هر که خوش دارد از طول عافیت برخوردار شود ، تقوای الهی پیشه سازد

7- هر کس مومنی را به خاطر انجام گناهی سرزنش نماید ، نمیرد تا خود آن گناه را مر تکب گردد

8- سه خوی است که اگر در مرد باشد ، مترس و بگو جهنمی است : خشونت ، بزدلی ، ترس

9- رشک بردن زنان ، از بسیاری دوستی ایشان است نسبت به شوهران

10- با پدران خود نیکی کنید تا فرزندان شما به شما نیکی کنند و از زنان دیگران چشم پوشی کنید تا دیگران هم از زنان شما چشم پوشی کنند 



[ پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ ] [ 19:18 ] [ شاهزاده ] [ ]

ای سبزه تر از بهار کی می آیی ؟

دل مانده به انتظار کی می آیی ؟

آینه و آدینه و دل منتظرند ...!

یارا به سر قرار کی می آیی ؟

آغاز امامت حضرت حجت ( عج الله  ) بر همگان مبارک

 

همانا ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان ریشه کنتان می کردند  تقوی پیشه سازید و به ما اعتماد کنید.

( از توقیعات حضرت صاحب الزمان (عج) به شیخ مفید) 

تعجیل در فرجش صلوات ...

[ چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ ] [ 23:20 ] [ شاهزاده ] [ ]

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر                  کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما                        گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست !

 

حلول ماه ربیع الاول بر شما مبارک باد  

[ سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ ] [ 22:0 ] [ شاهزاده ] [ ]

 

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم

آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام

یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد

هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم

من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام

من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین

جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام

اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو 

***حاج علی انسانی***

شهادت امام رضا علیه السلام بر همه هم میهنان گرامی تسلیت باد

[ سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ ] [ 14:46 ] [ شاهزاده ] [ ]

رحلت حضرت رسول اکرم " صلی الله علیه و آله  " و شهادت امام حسن مجتبی "علیه السلام "  تسلیت باد 

وفات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

از حضرت رسول صلی الله منقول است : 

بهترین برادران شما آنست که عیوبتان را به شما بگوید

همه علمها روز قیامت وبال است ، مگر علمی که بدان عمل نمایند

کسی که با ما نیرنگ کند از ما نیست

هرکس غمدیده ای را دلداری دهد ، در روز قیامت لباس فاخری به او می پوشند و او به آن جامه مزین میشود

مبادا مهابت کسی شما را از عمل کردن به حق باز دارد ، که حق را بشنا سید و عمل نکنید

فوق هر نیکوکاری نیکی است ، تا وقتی که انسان در راه خدا کشته شود که دیگر بالاتر از کشته شدن در راه خدا چیزی نیست

آیا می خواهید شما را به آسانترین عبادت و سبکترین آنها بر بدن خبر دهم ؟  " خوش اخلاقی و سکوت "

مومن از همه گرفتار تر است ، زیرا باید به کار دنیا و آخرت هر دو برسد

در روز قیامت ، بدتر ین مردم در نزد خداوند ، دانشمندی است که از علمش سودی نبرند !

از امام حسن مجتبی علیه السلام منقول است : 

وقتی کسی بمیر د رهایش کنید و از او بد نگویید ...

کرم داشتن آن است که پیش از سوال کردن ببخشی

از راه " عقل و اند یشه " دنیا و آخرت بدست می آید

هر جماعتی که با یکدیگر به مشورت و همفکری پرداختند ، به کمال مطلوب رسیدند

با مردم طوری معاشرت کن که دوست داری با تو آن طور معاشرت کنند

بینا ترین چشمها آن است که در کار خیر به کا رافتد

کسی که قرآن می خواند دعایش مستجاب است ، یا بزودی یا با فاصله یا در زمانی دیگر

کسی که شرم وحیا ندارد ، دین ندارد

میزان عقل اشخاص به فقط هنگام خشم مشخص میشود

خوبی کردن آنست که بی منت باشد

فرصت به شتاب از دست می رود و به کندی باز می گردد

پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است و دشمنش ترسان و هراسان 

 

 

دختر بدر الدجی امشب سه جا دارد عزا
گاه می گوید پدر گاهی حسن گاهی رضا

 

[ جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 22:17 ] [ شاهزاده ] [ ]

با سلام و عرض ادب

دوستان عزیز ، اهل نوشتن دل نوشته نیستم ولی گاهی اتفاقاتی در طول عمر آدم میوفته که مث یه تلنگر هست !

چند وقته پیش ، توی یه غروب پاییزی ، با مادرم از خونه خارج شدیم برای شرکت در ختم پدر یکی از همکارا ،  مسجدی که مراسم در اون برگزار می شد ، توی کوچه پس کوچه های یکی از خیابونهای شهرمون بود ، با سختی مسجد محله رو پیدا کردیم ، بعد از برگزاری مراسم ختم ، وقتی از مسجد خارج شدیم ، بعلت پیچیدگی راه ، تو راه برگشت شک کردیم که کدوم راه به خیابون اصلی منتهی میشه !  تو اون لحظه به دوتا خانوم مومنه ، برخورد کردیم ، یکی از اونا به غایت زیبا و نورانی بود ، خلاصه ما راه اصلی رو از اونها پرسیدیم ، چون احساس کردیم  محله زندگیشون همون جاست ، بلاخره ما رو راهنمایی کردن  

بعد از تشکر و خداحافظی ، هنوز چند قدم ازشون دور نشده بودیم که همون خانوم نورانی منو صدا زد و گفت : ببخشید من یه حلالیت به شما بدهکارم ، گفتم چطور خانوم !!!  پرسیدن متولد چه سالی هستید و کدوم دبستان درس خوندید  ؟ وقتی که گفتم ، فرمودن : من یه حق الناس کوچیک از شما دوران دبستان به گردنم هست ، با توجه به اینکه چهرتون از چند ساله پیش زیاد تغییر نکرده ، اسم خانوادگی شما یادم نیست ولی مطمئنم که خودتون هستید !  ازتون می خوام که حلالم کنید

من عرض کردم اگر مسئله ای بوده ، از من حتما حلالتون باشه و مهم نیست ...

خیلی برام جالب بود که بعضی از انسانها چقدر به حق الناس اهمیت می دن که حتی از چند ساله پیش حتی به سن تکلیف نرسیده هم براشون مهمه !   خودمو بگم ،  اونوقت ماهااااااا چطور ... !!!

خوش به سعادتشون ، خیلی بهشون التماس دعا گفتم و با خداحافظی ازشون جدا شدم ، در حالیکه تا چند روز در شوک این ریز بینی و دقت نظر این خانوم مونده بودم !   خدا بهشون عمر با عزت بده و بعد از هزار سال ، بهشت گوارای وجود پاک این خوبان ...

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ

وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏

 پس هر كس به مقدار ذرّه‏ اى كار نيك كرده باشد همان را ببيند.

و هركس هم وزن ذره‏ اى كار بد كرده باشد آن را ببيند.

 

" آنقدر گرم است بازار مکافات عمل ، دیده گر بینا بود هر روز ، روز محشر است " 

[ یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ ] [ 22:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

1-      از دروغ کوچک و بزرگ بپرهیزید – جدی یا شوخی ! زیرا آدمی وقتی دروغکوچکی گفت  جرات میکند دروغ بزرگ نیز بگوید

2-      مباد که از گناه خشنود شوی زیرا خوشنودی از نافرمانی خدا – از ارتکاب آن بدتر است

3-      اگر کسی تو را دشنام داد و پس از آن پوزش طلبید بپذیر

4-      از ترک کار زشت خودداری مکن – گرچه بدان عمل زشت شناخته شده باشی

5-      همه ی خیر را در این دیدم که باید طمع از هرچه در دست مردم است برید

6-      کسی که عقل او از سایر قوای او کاملتر نباشد – سقوط و هلاکت از آسانترین حوادث زندگی اوست

7-      در برابر حق صبور باش گرچه تلخ باشد

8-      گفتار خوش مال را زیاد میکند و رزق را فراوان – موجب محبوبیت در خانواده و ورود به بهشت است

9-      مرگ برای افراد با ایمان مانند کندن لباس چرکین و گشودن قیود و زنجیرهای سنگین است

10-   بلندترین پایه درجات یقین – راضی بودن به مقدرات تلخ و ناگوار است

11-   خودداری کردن از آزار و اذیت دیگران نشانه ی زیادی عقل و خرد - رسیدن به کمال و مایه آسایش دو گیتی است

12-   مومن سکوت میکند تا سالم بماند و سخن میگوید تا سود برد

13-   هرکس به آنچه که خداوند قسمتش کرده قانع باشد از بی نیاز ترین مردم است

14-   دعا و بلا تا روز قیامت با هم هستند – همانا دعا ، بلایی را که به سختی استوار شده برمی گرداند

15-   از گناهانی که دعاها را باز می دارد و هوا را تاریک میگرداند – نافرمانی و رنجاندن پدر و مادر است

16-   کسیکه خود را گرامی بدارد، دنیا نزد او خوار است

17-   ستمگر و کسیکه او را کمک میکند و هر که به کار وی راضی باشد – هر سه در ظلم شریکند

18-   سه چیز مایه هلاکت است : بخل – هوای نفس – عجب و خود پسندی

19-   اگر مردم میدانستند که در دانش آموختن چه سودهایی است البته تحصیل می کردند، اگرچه به ریختن خونها و فرو رفتن در دریاها باشد !

20-   خدایا دل مرا برای دوستی خود خالی کن

هیچ قطره ای نزد خداوند عزوجل محبوبتر نیست از دو قطره : قطره خونی که در راه او ریخته شود و قطره اشکی که در تاریکی شب برای جلب رضای خداوند بزرگ جاری گردد 

 

شهادت جانسوز این امام همام بر همگان تسلیت باد 

التماس دعا ...

[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۳ ] [ 16:46 ] [ شاهزاده ] [ ]

d35a8c5884f8faee79006d8ac07f0cbf-425

بعضی از شرایط دعا بحکم عقل ، بعضی به حکم شرع و بعضی به حکم هردو می باشد .  دعا در اصطلاح یعنی : " درخواست شخص پست و پایین ، با خضوع و فروتنی ، چیزی را از شخص بلند مرتبه ، گویند "

شرایط دعا

1-حضورقلب

2-خضوع و فروتنی

3- شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او ( باید دعا کننده خدا را شناخته و علم و قدرت او را نسبت به خواسته ی خود باور داشته باشد )

4- در خواست خیر واقعی ( که یکی از رازهای عدم اجابت دعای خوبان است )

5- امیدواری به خدا و قطع امید از دیگران (چنانکه خداوند متعال میفرمایند : قسم به عزت و جلال و ارتفاع من برعرشم ،  بلاشک امید هر کسی را که به غیر من امیدوار شود قطع می کنم و حتما لباس خواری در میان مردم به او می پوشم )

6- خوش گمانی به خداوند( امام صادق علیه السلام میفرمایند : وقتی دعا کردی ، گمان کن که حاجت تو دمِ در است !) ( و نیز روایت شده است : هنگامی که خدا از حساب خلق فارغ شد ، مردی باقی ماند که گناهان او بیش از کارهای نیکش می باشد ، فرشتگان او را به طرف آتش می برند ولی او سرش را برمی گرداند . خداوند دستور می دهد که او را برگردانید ، آنگاه به او میفرماید : چرا سرت را برگرداندی ؟ در حالیکه خدا خود می داند ...! مرد می گوید : پروردگارا چنین گمانی به تو نداشتم !  خداوند متعال میفرماید : قسم به عزت وجلالم او یک روز هم به من خوش گمان نبوده ولی چون ادعا می کند ، خوش گمان بودم ، او را به بهشت ببرید ...!!!

7- پرهیز ازگناه به ویژه ستم مالی و آبرویی بر مردم ( در حدیث قدسی آمده است : دعا از تو ، اجابت از من ، زیرا دعایی از من پوشیده نمی ماند ـ مگر دعوت لقمه ی حرام ! )

8- تلاش و عمل  ( از پیامبر روایت شده است : کسی که بدون عمل دعا می کند ، مانند کسی است که بدون چله کمان تیر اندازی می کند )

9- حالات عالی مثل : تضرّع ،تبتّل ، اٍبتهال ، اٍستکانت ، رغبت ، رهبت (1) ،  خشوع و خضوع ، اظهار ذلت ، تملق وخوش زبانی ، نشستن روی خاک ، سجده کردن ، گذاردن صورت بر خاک ،بستن دستان بر گردن ، غلتیدن در خاک ،  برداشتن کلاه و یا عمامه و مانند آن از سر، که موجب نزدیک شدن به اجابت میشود )    نکته ی نویسنده : بعضی از این موارد بالا برای خود من هم جالب آمد که خدایا ما چگونه آمرانه از تو می خواهیم و در حالیکه آداب دعا در محضر باری تعالی این چنین باید باشد  !!!

10- گریستن ( روایت داریم : هر چشمی که از ترس خدا پر اشک شده باشد ، خداوند بقیه بدنش را بر آتش حرام می کند و اگر این اشک روی صورتش بریزد هیچ گاه به این صورت ، نداری و خواری نمی رسد و اگر بنده ای در میان امتی گریه کند ، خداوند به این امت بخاطر گریه ی او رحم می کند )

11- رقت قلب ( روایت شده که : خداوند دعایی را که از قلبی سخت برخاسته باشد ، اجابت نمی کند )

 12-ذکر نامهای خداوند و سپاس و ستایش باری تعالی ، گفتن نعمتها و شکر آن

  13- بیان گناهان و آمرزش خواستن برای آنها

14- درنگ و عجله نکردن -  اصرار و پافشاری در دعا ( زیرا که خداوند درخواست کننده ی لجوج را دوست دارد و حداقل دعا این است که دعای خود را سه بار تکرار کند )

15- پنهان کردن دعا ( زیرا به اجابت نزدیک است و از آفت ریا به دور – دعای پنهانی 70 برابر دعای آشکار است )

16- شریک ساختن دیگران در دعا و قبل از خود برای دیگران دعا کردن

17- پاکدلی و روی آوردن با تمام وجود به خدا ( دل خود را از افکار پست که باعث نجاست و کثیف شدن روح میشود مانند : افکار حرام و مکروه پاک کند – بخصوص غم و غصه ی دنیا و ترس از ناگواریها و بد گمانی و بی اعتمادی نسبت به وعده های خدا )

18-  دعا قبل از بلا ( چنین دعایی خیلی موثرتر از دعایی است که پس از رسیدن بلا و سختی صورت می گیرد )

19- در دست داشتن انگشتری عقیق یا فیروزه ( خداوند متعال میفرمایند : خجالت می کشم دست بنده ای را که انگشتر فیروزه در آن است رد کرده و حاجتش را برنیاورم )

20- صدقه دادن ( روایت است : رزق را با صدقه دادن فرود آورید )

21- اوقات خاص ( مثل : شب و روز جمعه – آخر شب تا طلوع فجر – بعد ازنمازهای واجب –سه شب قدر – بین الطلوعین – بعد از نماز وتر – نمازها و اعمال مستحبی – هنگام وزیدن بادها – باریدن باران – ازبین رفتن سایه ها – ریختن اولی قطره خون مقتول مومن – هنگام اذان ظهر که درهای آسمان و بهشت باز شده است )

22- طهارت و نماز و روزه

23- داشتن نیت صادقانه ( روایت شده که دعای 4 نفر مستجاب نمیشود : 1- مردی که در خانه بنشیند و بگوید : خدا به من روزی بده ! 2- مردی که زنش را نفرین کند 3- مردی که خداوند مالی به او بدهد ولی آن را از بین ببرد 4- مردی که قرض بدهد و شاهد نگیرد ، آنگاه او آن را انکار کند 5- نفرین برهمسایه 6- درخواست حرام کردن 7- قطع رحم و ....)

24- بلند کردن کف دستها هنگام دعا

25- و بلاخره ،  " صلوات برمحمد و آل محمد "  

التماس دعا تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

وبرخی از اصطلاحات : رغبت (دستانت را طوری باز کنی که کف دست پیدا باشد )  رهبت ( به گونه ای که پشت دست پیدا باشد )  تضرع ( انگشت خود را به طرف راست و چپ به حرکت در آورد ) تبتل ( انگشت خود را به آهستگی به بالا و پایین ببرد ) ابتهال (دستها و ساعد ها به طرف آسمان باز شود و در برابر صورت خود قرار گیرد ) استکانت ( دستها را روی شانه هایش بگذارد ) 

برگرفته از کتاب : المراقبات ( مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی ره ) 


[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

هر کدام خصوصیتی برای بعضی از حاجتها دارا می باشند چنانچه دعای توسل شاهدی بر این مطلب است.

رسول خدا صلی الله علیه آله وسلم و دختر بزرگوارش خضرت فاطمه زهرا علیها السلام و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در حاجت ها مربوط به بدست آوردن طاعت خدا و خشنودی او خصوصیتی دارند.

 امیرالمومنین علیه السلام خصوصیتی در مورد انتقام از دشمنان و بر طرف نمودن ظلم ظالمین دارد.

 امام سجاد علیه السلام خصوصیتی در مورد ستم پادشاهان و القاءات و وسوسه های شیطان دارد.

 امام باقر علیه السلام و وامام صادق علیه السلام خصوصیتی در کمک گرفتن در مورد آخرت دارند.

 امام کاظم علیه السلام خصوصیتی در مورد سلامتی کامل از بیماری ها و دردهایی که مردم از آن گریزانند دارد.

 امام رضا علیه السلام خصوصیتی در مورد ترس های مسافرت در دریا و خشکی و زمین های بی آب و علف و بدون آبادی و سکنه دارد.

 امام جواد علیه السلام خصوصیتی در مورد توسعه روزی و بی نیاز شدن از آنچه در دست مردم است دارد.

 امام هادی علیه السلام خصوصیتی در مورد قضای نافله ها و احسان به برادران مومن و به کمال رسیدن طاعت های پروردگار دارد. 

امام حسن عسکری علیه السلام خصوصیتی در کمک نمودن در مورد آخرت دارد.

 و امام عصر( عج )، پناهگاه امید و حافظ ما، نور ما و زندگی ما، امام مهدی (عج) جامع تمام خصوصیات مذکوره بوده و برای حاجات دیگر نیز توسل به او مناسب است.

 خلاصه : ما راٌیت اٍلا جمیلا 


منبع:کتاب  المراقبات: آیت الله جواد ملکی تیریزی (ره)تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ترجمه ی ابراهیم محدث بندر ویگی 

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 13:27 ] [ شاهزاده ] [ ]

لطفا پست کنید و نشر دهید.                                                                       


به اطلاع می رساند طی توهین بی سابقه به ساحت مقدس حضرت امام علی النقی علیه السلام که توسط مزدور خوک صفت انگلیسی، شاهین نجفی صورت گرفته است، زمانی که اسم مقدس این امام معصوم علیه السلام را با نام های نقی و امام نقی در جستجوگر گوگل سرچ می کنیم، همراه با چهره ها و عکسهای زننده ظاهر می شود.
توجه داشته باشید، دوستانی که وب دارند، پوسترهای زیبا از امام هادی علیه السلام را با برچسب های، نقی، naghi، امام نقی، imam naghi، امام نقی علیه السلام، emam naghi، در وب خود قرار دهند تا از ادامه این حرکت زشت جلوگیری شود.
شایان به ذکر است شما می توانید با ورود به وب ya-20.blogfa.com از تعدادی پوستر امام نقی علیه السلام برای استفاده در وبتان بهرمند شوید.
این مطلب را گسترش دهید!
مراجعه شود به وبلاگ امام هادی النقی (علیه السلام)
http://yahadiyanaghi.blogfa.com
چند وبلاگ که در زمینه (حمایت از امام نقی علیه السلام، بخاطر توهینی که در فضای مجازی به ساحت مقدس این امام بزرگوار شده) فعالیت دارند، به محضر شما محب اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام، معرفی می شوند تا ان شاءالله برای حمایتشون لینک نمائید.
1.امام هادی النقی (علیه السلام)
http://yahadiyanaghi.blogfa.com
2.عشقم امام هادی علیه السلام
http://ya-20.blogfa.com
3.امام هادی(علیه السلام)
http://emam-hadi.blogfa.com/
4.امام علی النقی (هادی)
http://www.yaalinage.blogfa.com
5. امام نقی (ع) emamhadinaghi.blogfa.com
اجرتون با امام غریب و مظلوم امام نقی علیه السلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم!
اللهم عجل لولیک الفرج!

لطفا پست کنید و نشر دهید ، یا علی مدد                                                   تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی  

بخاطر امام عزیزم ، نور چشمانم ...

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 19:37 ] [ شاهزاده ] [ ]

برگزاری جشن میلاد امام رضا (ع) در حرم حضرت عبدالعظیم(ع)

به مناسبت ولادت، سید الکریم ،  حضرت عبدالعظیم حسنی ( شاه عبدالعظیم )   

محقق بزرگ مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی می نویسند: «بنابر نقل کتاب الخصائص العظیمیّه ولادت حضرت عبد العظیم علیه السلام در روز پنجشنبه چهارم ربیع الثانی سال 173 ق در مدینه واقع شده است». پدرش عبداللّه و مادرش فاطمه دختر عقبة بن قیس به پرورش و آموزش او اهتمام زیادی داشته اند. عمده دوران کودکی او به تعلیم قرآن و ممارست در معارف اهل بیت علیهم السلام سپری شد


حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در دانش و تقوا به منزلتی رسید که همواره مورد احترام و اعتماد امام معصوم زمان خویش بود. نقل شده است که شخصی به نام اَبا حَمّاد رازی با تحمّل زحمت های فراوان خود را به سامرّا می رساند تا از امام علی النقی علیه السلام مسائلی را بپرسد. امام علیه السلام پس از پاسخ گفتن به پرسش های حمّاد فرمودند: «ای اباحمّاد، هرگاه با مشکلی از مشکلات دینی یا پرسشی از مسائل اسلامی روبه رو شدی آن مشکل و سئوال خود را با عبدالعظیم حسنی در میان بگذار و از او بخواه تا پاسخ سؤالات تو را بیان نماید و ضمنا سلام مرا هم به او برسان». امام هادی در جای دیگر به شخصی از اهالی ری می فرمایند: «اگر قبر عبدالعظیم علیه السلام را که در نزد شماست زیارت می کردی مانند کسی بودی که امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است »


آرامگاه عبدالعظیم حسنی در مجموعه آرامگاه‌های نوادگان حسن بن علی است که در شهر ری (در جنوب تهران) قرار دارد. این آرامگاه با آرامگاه حمزه و طاهر یکی از مشهورترین زیارتگاه‌های شیعیان ایران بوده و مربوط به دوره ایلخانی - دوره صفوی - دوره قاجار است. این اثر در تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۳۴ با شمارهٔ ثبت ۴۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است


بعضی گفته اند كه از تاریخ وفات او اطلاعی در دست نیست ولی قدر مسلم آن است كه در زمان امام هادی علیه السّلام وفات كرده است . ولی بعضی دیگر در تاریخ وفات آن جناب نتیجه تحقیق را چنین دانسته اند كه او در 15 شوال سال 252 هجری رحلت كرده است . بنابراین نقل ، آن جناب ده ساله بوده اند كه امام موسی بن جعفر علیه السّلام از دنیا رفته اند ، یعنی تمامی زمان امام هشتم و نهم و امام دهم را درك كرده و دو سال قبل از شهادت حضرت هادی علیه السّلام رحلت كرده اند . بعضی نیز نقل كرده اند كه آن حضرت به مرگ طبیعی ازدنیا نرفت بلكه دشمنان او را به طور زنده ، در همین محلی كه فعلاً قبر آن بزرگوار قرار دارد در زیر خاك مدفون ساختند

 

از جذابیت‌های اطراف حرم بازار قدیم ری است. این بازار در شمال آرامگاه شاه عبدالعظیم، بازار ری واقع است. بازار ری متشکل از دو راسته بازار است که در محل تلاقی خود تشکیل یک چهار سوق را می‌دهند. این محل از قدیم الایام یکی از مراکز فروش ادویه، داروهای سنتی و کالاهای تجاری بود که توسط بازرگانان از طریق جاده ابریشم وارد ری می‌شد. این بازار دارای ساختاری متشکل از گچ، آجر، خشت و گل و از نظر قدمت متعلق به صفویه است

 

از شیخ رجبعلی نکوگویان نقل شده است که حضرت عبدالعظیم را در عالم معنا زیارت می‌کند و از او می‌پرسد: از کجا به این مقام رسیدید؟ ایشان پاسخ می‌دهد: «از راه احسان به خلق. از قرآن، نسخه برداری می‌کردم و آن نسخه‌ها را در اختیار مردمی که طالب آنها بودند، می‌گذاشتم و دستْمزد ناچیزی نصیبم می‌شد که آن را احسان می‌کردم .»

 کرامات


نجات پینه دوز

علامه سید محمد حسین در کتاب روح مجرد، ص: 271نقل کرده است :پينه‏دوزى بود سر كوچه حمّام وزير كه منزل ما در آنجا بود، و ما كفشهاى خود را براى پينه و وصله به او ميداديم. يك روز با حالت گريه به منزل آمد و اين قضيّه را براى پدرم كه عالم محلّه بود تعريف كرد، و من صغير بودم و خوب به خاطر دارم.مى‏گفت: ما كفش دوزها عادتمان بر اينست كه چون بخواهيم ميخهائى را به كفش بزنيم، يك مشت از آنرا در دهان خود ميريزيم، سپس يكى يكى در مى‏آوريم و به كفش ميكوبيم. من يك مشت ميخ سياه بنفش (كه معروف است و بلند و نوك تيز است) در دهان خود ريختم تا به كفش بزنم. ناگهان كسى آمد و مشغول گفتار شد و من غفلت كردم و آنها را بلعيدم در آنگاه مرگ را در برابر چشمانم مشاهده كردم كه اينك است كه معده و روده من پاره پاره شود. بدون معطّلى در دكّان را بستم و به حضرت عبد العظيم عليه السّلام رفتم، و خود را به ضريح چسباندم و گفتم: يا سَيِّدَ الْكَريم! تو ميدانى كه من عائله سنگين دارم، فقط شفاى خود را از تو ميخواهم. حالم بسيار منقلب بود. چون از حرم بيرون آمدم، وسط صحن كنار حوض نشستم. ناگهان حال قِى و استفراغى به من دست داد، چون قى كردم ديدم همه آن ميخها در آن است‏

پيمان دو خادم

دو نفر از خادمين حضرت عبدالعظيم عليه السّلام با هم عهد مي بندند كه هر كدام زودتر ازدنيا رفت از خدا بخواهد ديگري را هم ببرد . از قضا يكي از آنان به رحمت خدا مي رود . پس از گذشت چهل روز، يار هم عهد در عالم رويا ، متوّفي را مي بيند كه در جايگاهي مناسب و خوب قرار دارد . سلام مي كند و به او مي گويد : رفيق ، از تو گله دارم ، مگر ما با هم قرار و عهد نداشتيم ؟ و او پاسخ مي دهد : درست است . من بر سر عهد بودم ، اما مقداري از پيمانه ات خالي است ، وقتي پر شود ، خواهي آمد . اين بار مي پرسد : به من بگو آنجا چه خبر است ؟ اين مكان خوب و خرّم را چطور به تو داده اند ؟ پاسخ مي دهد : آن قدر بگويم كه سخت است . يادت مي آيد در آن سفر كربلا كه رفتيم از چند گمرك بايد مي گذشتيم . اينجا هم همان است . گمرك به گمرك جلوي آدم را مي گيرند . يكي از آنها مربوط به حساب نماز است . يكي مربوط به روزه است و الي آخر. امّا رفيق ، من به هر يك از اين جايگاهها مي رسيدم ، وجود مقدّس حضرت عبدالعظيم عليه السّلام تشريف مي آورد ، دست مرا مي گرفت و از آنجا رد مي كرد . تا مرحله آخر كه مرا به اينجا آوردند و مي بيني … . ده سال پس از اين خواب ، آن خادم هم از دنيا رفت تا به يار هم عهد خود بپيوندد …

ماجراي تعزيه

در سالهاي گذشته ، موضوعي تا مدّتها در شهرري نقل محافل بود و امروز نيز پيرمردها آن را به ياد دارند ، و اگر از آنان بپرسيد چه كسي كاشي كاري مناره هاي حرم سيّدالكريم عليه السّلام را انجام داده ، پاسخ مي دهند :«همان كه از ايوان امامزاده حمزه عليه السّلام افتاد دنبه گوسفندش تركيد .» حال ببينيم كه اين ماجرا چه بوده است؟! در آن زمان ايّام محرّم كه فرا مي رسيد در صحن حضرت حمزه بن موسي عليه السّلام هر روز مراسم تعزيه خواني برقرار مي شد . آن روز موضوع تعزيه مربوط به قرباني كردن حضرت اسماعيل عليه السّلام توسّط حضرت ابراهيم عليه السّلام بود . در اين تعزيه اينطور عمل مي شد كه وقتي تعزيه خوان به تلاش حضرت ابراهيم عليه السّلام براي قرباني كردن حضرت اسماعيل عليه السّلام مي رسيد و به اراده خداوند موفّق به اين كار نمي شد ، در همين لحظه جعبه اي از بالاي ايوان به طرف پايين مي آمد كه درون آن فردي كه نقش جبرئيل را ايفا مي كرد به همراه يك گوسفند قرار داشت . گوسفند كه به زمين مي رسيد ، كسي كه نقش حضرت ابراهيم عليه السّلام را داشت آن را مي گرفت و قرباني مي كرد . اين جعبه به وسيله طنابي از بالاي ايوان هدايت مي شد. آنرزو در حالي كه جمعيّت انبوهي به تماشاي تعزيه نشسته بودند كار به لحظه پايين آمدن جعبه رسيد . طبق معمول درون جعبه «استاد محمود كاشي كار» كه نقش جبرئيل را داشت به همراه يك رأس گوسفند قرار گرفته بود . جعبه هنوز فاصله چنداني از ايوان نگرفته بود كه صداي جمعيّت و شيپور و طبل موجب رم كردن گوسفند شد كه در اثر تكان هاي شديد بالاخره به واژگون شدن جعبه انجاميد . در اين لحظات حسّاس معين البكاء (مسؤول تعزيه) كه مراقب اين اوضاع بود در يك آن متوجّه اين واقعه مي شود و در همان حال با ذكر «يا پسر موسي بن جعفر عليه السّلام » متوسّل به حضرت حمزه بن موسي عليه السّلام مي گردد . در آنجا بود كه جمعيّت در عين ناباوري مي بيند گوسفند به صورت چهار دست و پا در ميان جمعيّت مي افتد و در پي آن استاد محمود كاشي كار نيز آنچنان دقيق بر روي گوسفند مي افتد كه دنبه گوسفند مي تركد . در اين واقعه با وجود آن جمعيّت فشرده و ارتفاع زياد ، به هيچ يك از تماشاچيان و همچنين استاد محمود كاشي كار ، كوچكترين آسيبي وارد نمي شود . استاد محمود كاشي كار همان كسي است كه كاشي كاري مناره هاي حرم حضرت عبدالعظيم عليه السّلام يادگار اوست.

هديه سيّدالكريم عليه السّلام

يكي از علماي بزرگ پس از آنكه مقطعي از درسش را در نجف به پايان مي برد به تهران مي آيد و مقدّمات ازدواج ايشان فراهم مي گردد . دختري معرّفي مي شود و به خواستگاري مي روند ، مسائل مطابق سليقه طرفين طي مي شود . جز اينكه پدر دختر شرطي را براي داماد مطرح مي كند ، تا پس از تحقّق آن دختر به خانه بخت برود . شرط پدر دختر تهيّه اين اقلام بود : يك جفت گوشواره ، 4 عدد النگو ، 2 عدد پيراهن ، 2 قواره چادري و 2 جفت كفش . اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگير نبود ، لكن براي آن عالم بزرگوار تهيّه همين قدر هم مقدور نبود .ايشان نااميد از انجام شرط ، عازم قم مي شود . امّا قبل از حركت به سمت قم به قصد زيارت حضرت عبدالعظيم عليه السّلام در شهرري توقّف مي كند . آن عالم بزرگوار قبل از آنكه به حرم مشرّف شود ، دقايقي را در حياط صحن و مقابل ايوان مي ايستد . تمام حواسش به شرطي است كه از عهده انجام آن برنيامده است . در اين لحظه كاملاً متوجّه آن حضرت مي شود و مشكل را با آن وجود مقدّس در ميان مي گذارد . در حالتي دل شكسته زار زار مي گريد و براي آنكه كسي متوّجه نشود عبايش را روي صورتش مي گيرد . چند لحظه بعد ، كسي دست روي شانه اش مي گذارد و آرام به گوشش مي خواند : كه آقا ، بسته تان را برداريد تا خداي نكرده كسي آن را نبرد ! و ايشان ناراحت از اينكه او را از چنين حالي بيرون آورده اند ، مكثي مي كند و بعد چشم مي اندازد ، بسته اي جلوي پايش افتاده است ! ابتدا اعتنا نمي كند ، امّا ، بلافاصله طنين صدايي را كه لحظاتي قبل او را متوجّه اين بسته كرده بود در ذهنش مي نشيند . نگاه جستجو گرش كسي را نمي يابد . بسته را مي گشايد . درون بسته اين اشياء به طور مرتّب چيده شده بود : 2 جفت كفش زنانه ، 2 قواره چادري ، 2 عدد پيراهن ، 4 عدد النگوي طلا و يك جفت گوشواره .

يك ريال بده ، دو ريال بگير

 يكي از خادمين سادات نقل مي كرد : يك روز صبح عيالم رو به من كرد كه : «امشب مهمان داريم ، برو چيزي تهيّه كن .» از منزل بيرون آمدم در حالي كه حتيّ يك شاهي هم نداشتم . آن روز نوبت كشيك من نبود . در آن وضعيّت كسي را نيافتم تا از او درخواست كمكي كنم . اگر هم مي يافتم ، از چنين درخواستي شرم مي كردم . بنابراين بي اختيار به سمت حرم رفتم . حرم خلوت بود و معدود زوّار مشغول زيارت بودند . رو به ضريح به حضرت عبدالعظيم عليه السّلام عرض كردم : «يابن رسول الله تفضّلي فرما ، شرمنده عيال و مهمان نشوم .» بعد ازاينكه اين خواسته از قلبم گذشت ، گوشه اي از حرم ايستاده بودم كه زائري جلو آمد و به من گفت : «سيّد، يك ريال به من بده ، وقتي از زيارت امامزاده حمزه عليه السّلام برگشتم ، دو ريال به تو مي دهم .» اين موضوع زياد متعجّبم نكرد . بسياري بودند كه براي بيشتر شدن بركت مالشان اينكار را مي كردند ، و به همين رسم پولي به دست سيّدي مي دادند و آن را پس مي گرفتند . خوشحال از اينكه بالاخره با اين يك ريال ها به التفاوت مي توانستم مهماني آن شب را آبرومندانه برگزار كنم . امّا من همان يك ريال را هم نداشتم . به زائر گفتم : «آقا ، يك دقيقه صبر كنيد ، الان برمي گردم .» بيرون آمدم ، همينطور كه دور و برم را نگاه مي كردم ، يكي از آشنايان را ديدم . به او گفتم يك ريال به من قرض بده نيمساعت ديگر پس مي دهم ، يك ريالي را گرفته به نزد آن زائر رفتم . ايشان يك ريالي را گرفت و به زيارت امامزاده حمزه عليه السّلام رفت . و همان طور كه گفته بود ، وقتي از زيارت بازگشت يك سكّه كف دستم گذاشت . خادمين ديگر كه اين صحنه را زيرنظر داشتند ، پرسيدند قضيّه چيست ؟ ماجرا را گفتم . امّا آنان به حرف من اكتفا نكردند و از آن زائر هم پرسيدند . ايشان هم به آنان همان را گفته بود و از حرم بيرون رفته بود . من به خيال خودم رفتم ، تا يك ريالي كه قرض گرفته بودم ، پس بدهم . امّا وقتي چشمم به سكّه افتاد ، ديدم اين دو ريالي زرد است و مي درخشد ! با تعجّب به بازار رفتم . سكّه را به يكي از طلا فروشان نشان دادم . عيار گرفت و گفت : «طلاست » و آن را 3 تومان مي خرد . از آن سه تومان يك ريال قرض را پس دادم و 29 ريال بقيّه را به خانه بردم . آن زائر غريب را هيچگاه قبل از آن نديده بودم و بعدها نيز نديدم

برگرفته از : ویکی پدیا (دانشنامه آزاد ) - شیعه نیوز - حدیث نت 

این پست ارزشمند رو در شب ولادت این سید بزرگوار نوشتم ، برای حوائج همه ی هموطنان گرامی  ، خصوصا  حاجت خواهر عزیزم ، تا امشب ان شاالله که  خبر خوشی از جواب آزمایش پزشکی ایشون بشنوم 


[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 16:40 ] [ شاهزاده ] [ ]
sms www.3et.ir 161 داستان زیبای ابلیس و مرد عابد

داستان عابد و شیطان

عابدی از کنار جماعتی رد شد و دید درختی را عبادت می کنند. از شدت خشم برآشفت. به خانه رفت و به نیت بریدن درخت، تبری برداشت.سوار بر الاغ به راه افتاد. در طول مسیر با شیطان برخورد کرد. شیطان گفت: کجا راه افتاده ای؟ گفت : مردم درختی راعبادت می کنند. برای قطع کردن آن می روم. شیطان گفت: چرا خودت را در مشقت می اندازی؟ انسانهای بی خرد که آن را عبادت می کنند خود خسته می شوند. آن مرد قبول نکرد و راه خود را پیش گرفت، شیطان وقتی دید که نمی تواند او را قانع کند به سویش حمله کرد و با عابد درگیر شد. تا سه مرتبه شیطان مغلوب شد و ضربات بسیار شدیدی بر بدنش وارد شد . وقتی شیطان فهمید نمی تواند به این طریق جلوی عابد بایستد، حیله و نیرگی را به کار برد؛ گفت : شما از انجام دادن این کار صرف نظر کن من در عوض روزانه دو درهم به تو می دهم و آنها را هر صبح زیر رختخوابت قرار می دهم. عابد اندکی به این حرف شیطان فکر کرد و در دام پلید و مؤثر شیطان افتاد. عابد گفت: آیا واقعا چنین خواهی کرد؟ شیطان گفت : بله به شما وعده می دهم . عابد از کارش منصرف شد و به خانه اش بازگشت. هر صبح وقتی از خواب بیدار می شد دست زیر تختخوابش می برد و دو درهم را بیرون می آورد. یک ماهی به همین منوال سپری شد، تا اینکه وقتی صبح شد طبق روزهای قبل دست زیر تختخوابش کرد ولی چیزی نیافت، روز دوم نیز درهمی نبود تبر را برداشت و به راه افتاد، در راه با شیطان برخورد کرد. شیطان گفت : کجا؟ عابد گفت : آمدم تا درختی را که مردم گمراه عبادت می کنند از بین ببرم. شیطان با صدای بلندی خندید. عابد گفت : ای لعین من را مسخره می کنی. شیطان گفت : این کار از توانت خارج است . عابد خشمگین شد و به طرف شیطان حمله کرد اما شیطان در چند لحظه او را زیر قدمهایش گذاشت . عابد با تعجب پرسید: چگونه توانستی من را شکست دهی در حالی که من تو را دفعات قبل به شدت شکست دادم. شیطان جواب داد: بار اول به خاطر خدا حرکت کردی و قصد نابودی درخت را داشتی، به طوری که اگر من تمام توانم را به کار می گرفتم باز هم توان منع تو را نداشتم ، ولی حالا به خاطر خدا نبود ، بلکه به خاطر دو درهم به راه افتادی . اگر یک قدم بیشتر جلو حرکت کنی گردنت را در جا خواهم زد. این بود که عابد از تصمیمش منصرف شد و با حالت پشیمانی و اندوه به خانه بر گشت !!!

                     *************************************************
در زمان حضرت موسی(ع) مرد عابدی بود که به زهد و تقوا و عبادت مشهور بود. شیطان که حسابی از دست این مرد به تنگ اومده بود روز از انصار و اعوان خودش چاره جویی کرد که چطور میشه این مرد عابد رو از راه به در کرد. هر کدوم از بر و بچه ها یه نطری دادن که البته مورد تایید قرار نگرفت. تا اینکه یکی از این بچه ها که نسبت به بقیه با هوشتر بود یه نظری داد. اون گفت که به من اجازه بده تا از راه خودش وارد بشم و این مرد عابد رو گول بزنم. ابلیس هم گفت چطور میخوای این کارو انجام بدی؟ در جواب گفت من هم مثل خودش عابد و متقی میشم و از این راه حسابی از راه به درش میکنم. شیطان هم از این نقشه خوشش اومد و این ماموریت رو به اون واگذار کرد. این شیطونک در هیبت جوانی خوش سیما در خونه این عابد رفت و به اون گفت که من دوست دارم موحد باشم ولی خانواده من با این مرام مخالفن. اگه اجازه بدی من همینجا کنار تو به عبادت خدا مشغول بشم. مرد عابد که از این جوون خوشش اومده بود با کمال میل قبول کرد و این دو با هم مشغول عبادت شدن. تا جایی که وقت غذا رسید و مرد عابد به جوون گفت که بیا یه غذایی بخوریم و بعد مشغول عبادت بشیم. جوون گفت که نه تو برو غذاتو بخور ولی من باید بیشتر عبادت کنم. بعد عبادتشو ادامه داد تا وقت خواب شد. اینبار هم وقتی که مرد عابد از جوون خواست تا بیاد بخوابه جوون همون جواب قبلی رو داد. بعد از گذشت چند روز به همین منوال عابد که دیگه حسابی کم آورده بود به جوون گفت که تو چطور میتونی اینهمه بی وقفه عبادت کنی؟ جوون گفت: من در گذشته یه خطایی کردم که الان به تاوان اون خطا خودمو مجبور به عبادت بیشتر میبینم. گفت چه خطایی؟ گفت: زن فاحشه و زانیه ای بود که من یکبار از روی نادانی با اون زنا کردم و البته بعدش توبه کردم ولی الان هر وقت یاد اون خطا میفتم نمیتونم از عبادت دست بردارم. مرد عابد گفت که آخه من نه محلشو میدونم و نه پول کافی برای این کار دارم. جوون گفت که محلشو من معرفی میکنم یه کمی هم پول دارم که بهت میدم تا بتونی بعد از اینکار و توبه کردن به عبادت بسیار مشغول بشی. مرد عابد که تمام شرایط رو محیا میدید قبول کرد. جوون آدرس اون زن رو به مرد عابد داد. مرد به سراغ اون زن رفت و در زد. وقتی زن دم در اومد با یک مردی روبرو شد که از قیافه اون عابد بودن میریخت. گفت که شما حتما اشتباه اومدین. مرد گفت نه، من درست اومدم. زن گفت نه، من مشتریهای خودمو خوب میشناسم. تو نمیتونی جزء اونا باشی. آدرس منو از کجا گیر آوردی؟ مرد هم ماجرا رو براش تعریف کرد. زن خطاکار گفت که من هرگز چنین مشتری نداشتم. اون هر کی که بوده میخواسته تو رو گول بزنه در ضمن من با حرف خودت خودتو محکوم میکنم. مگه نگفتی که اون جوون بعد از این کار توبه کرده؟ چه تضمینی داره که تو که از پیش من رفتی اجل فرصت توبه رو به تو بده؟ اونوقت تو با حالت جنابت از حرام از دنیا میری و با همین حالت دفن میشی. مرد کمی فکر کرد و از راهی که اومده بود برگشت. بعد از چند هفته خداوند به حضرت موسی(ع) وحی کرد که به فلان آدرس برو. در اونجا یکی از اولیای ما مرده ولی کسی خبر نداره. نذار جنازه اون روی زمین بمونه. حضرت موسی که به در اون خونه میره متوجه نگاههای مرموز افراد میشه. یکی به خودش جرات میده و نزدیک میاد و میگه ای پیغمبر خدا تو کجا و خونه این زن فاحشه نابکار کجا؟ در اینجا حضرت موسی رو به پروردگار کرده و میپرسه که تو میگی یکی از اولیات اینجاس ولی مردم چیز دیگه ای میگن. جریان چیه؟ خدا وحی میکنه که نه من دروغ میگم و نه مردم. صاحب این خونه قبلا یه زن زانیه و خطاکار بوده ولی چند هفته پیش هم از خطای یه مرد عابد جلوگیری کرد و هم بعد از رفتن اون خودش به خطای خودش پی برد و توبه کرد و در این مدت گناهی نکرد و مدام مشغول عبادت بود.
[ سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 21:41 ] [ شاهزاده ] [ ]
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم                                                                          و اعلموا ان الله یعلم ما فی انفسکم فاحذروه  و اعلموا ان الله غفور الرحیم                                                       ( و بدانید خداوند آنچه را در دل دارید ، می داند ، از مخالفت او بپرهیزید و بدانید خداوند آمرزنده و بردبار است )      و در مجازات بندگان عجله نمی کند 

"حلیم " کسی است که در عین توانایی ، در هیچ کاری قبل از وقتش شتاب نمی کند و در کیفر مجرمان عجله ای به خرج نمی دهد ، مصداق کامل این صفت خداوند متعال است 

در روایتی آمده است که امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) شنید کسی به قنبر ، خدمتکار باوفایش دشنام داد و قنبر خواست با او مقابله کند ! امام او را صدا زد و فرمود :                                                                         " آرام باش و کسی را که به تو دشنام داد ، رسوا شده رها کن ، که در این صورت ، خدای رحمان را راضی کرده ای و شیطان را خشمگین و دشمنت را مجازات کرده ای !                                                                قسم به خدایی که دانه را شکافت و جانداران را آفرید ، انسان با ایمان با هیچ چیزی همانند حلم و بردباری ، خدای خود را خشنود نمی کند و شیطان را با هیچ چیزی مانند سکوت خشمگین نمی سازد و آدم احمق را به خاطر کار زشتش با هیچ چیزی مثل سکوت در برابر { بی ادبی های } او مجازات نمی کند " 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ     

روايات زيادي دربارة حلم وارد شده است. در بعضي از روايات دارد که بعد از علم، برترين صفت مؤمنين، حلم است. حضرت صادق فرمودند: «عَلَيْكَ بِالْحِلْمِ فَإِنَّهُ رُكْنُ الْعِلْم ؛ برتو باد که در کارهايت حليم باشي؛ چرا كه حلم، رکن علم است». مواظب باش با شتاب زدگي عملي را انجام ندهي و زود تصميم به کاري نگيري.

 

يک سوال: ممکن است کسي بگويد: شما مي فرماييد که انسان در برخوردها و ناملايمات، حلم بورزد و بردبار باشد؛ پس من بنشينم تا يک کسي بزند توي سرم و من هم هيچ چيز نگويم؟ آيا معناي حلم، اين است؟
جواب، اين است که نه؛ اين، معناي آن نيست. كسي که به حق من تجاوز مي­كند - هر بعدي از ابعاد؛ توهين باشد، فحاشي باشد، قتل باشد، ضرب باشد، فرق نمي کند- بايد جلوي او بايستم. در قرآن مي فرمايد:
فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْكُم ؛ هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن، بر او تعدّى كنيد.

همين طوري که دشمن مي خواهد به تو آسيب برساند بايد جلوي او بايستي و از خودت دفاع بکني. دفاع واجب است. حتي حيوانات هم از خودشان دفاع مي کنند. اما گاهي هست که اين شخص که به من بدگويي مي کند، از روي نفهمي، جهل و ناداني او است. اين جا، حلم بورز. جايگاه حلم، اينجاست؛ مثلاً اگر بچه­ات به تو بي ادبي کرد، حلم بورز. اگر خويشان نزديکت به تو توهين كردند، حلم بورز. در خانه، خانمت عصباني شده است و به تو برگشته، اينجا حلم بورز و عصباني نشو. اينجا جاي «فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى‏ عَلَيْكُم» و مقابله به مثل نيست.                از نظر روانشناسی تحمل به زور نباشد تا از جایی دیگر این زخم سر باز کند ،  بلکه " گوش دادن فعال " و کنار آمدن و سازگاری باشد 

 اگر دشمن آبروي من را مي خواهد از بين ببرد، تصميم گرفته ناموس من را، مالم را، جانم را،‌از بين ببرد، در اينجا دفاع کن. اگر هم کشته شدي، از جمله شهدا هستي؛ اما گاهي اشخاصي، از روي جهل، ناداني، بي فکري و نفهمي به من توهين مي کنند. اينجا من بايد حلم بورزم. آيات قرآن و روايات حلم، اينجا را مي گويد.

مثلاً حضرت حق كه حليم است، برابر ما كه از روي جهل و ناداني، گناه و معصيت مي کنيم، حليم است. ما كه عنادي با خدا نداريم؛ لذا او هم با ما حليم است، مي بخشد، عفو مي کند. موقع افطار، ميليون ميليون مي بخشد و عفو مي کند؛ چون، قصد مخالفت با حق را نداريم. از روي جهل، ناداني، سفاهت و بي فکري، گناه مي کنيم و اسير نفسيم. لذا اگر صادقانه بگوييم: «خدايا نفهميدم»، خدا هم مي­گويد: «همه را بخشيدم»؛ اما يک دفعه است کسي چون با خدا عناد دارد، مخالفت مي­کند و خدا هم براي او عذاب مي فرستد. خدا هم دو جور عمل مي کند و هر طايفه اي را بر اساس نيت و عمل آن‌ها مجازات مي کند.انسان هم بايد همين طور باشد.

يکي از بزرگان فرموده است : «موقعي که غضب کردي، تصميم نگير و کسي را هم مجازات نکن». نه براي عملي تصميم بگير و نه کسي را مجازات و تأديب کن. چرا؟ زيرا عقل در اين حالت از کار مي افتد. غضب، حاکم است و عقل نيست؛ لذا پشيماني ها و ناراحتي هاي زيادي براي تو دارد

در روايت است که وقتي غضب کردي، يک کم آب سرد بخور، تا غضب تو فروکش کند. يا اگر ايستاده‌اي، شروع کن راه برو؛ چند قدم حرکت تا غضب تو فروکش کند ... !

حضرت علی علیه السلام میفرمایند : 

اِن لَم تَكُن حَلیماً فَتَحَلَّم، فَاِنَّه قَل مَن تَشَبَّه بِقَوم اِلاّ اَوشَك‌َ اَن یَكُون مِنْهُم

اگر بردبار نیستی، در ظاهر بردباری از خود نشان بده، زیرا بسیار اندك هستند كسانی كه به گروهی شباهت وَرزند مگر اینكه به زودی جزء آن گروه شوند.

برگرفته از"  قرآن حکیم"  و نیز " پایگاه جامع اخلاق " 

[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 19:40 ] [ شاهزاده ] [ ]

آغاز هفته وحدت گرامی باد  

به عشق پیامبر اعظم می نویسم : 

حضرت محمد صلوات الله علیه می فرمایند : 

مرا با دنیا چه کار ؟!                                                                                                                      من در دنیا چون مسافری هستم که در سایه ی درختی نشست و برفت و آن را واگذاشت ...!!!

1- براستی برای صاحب خلق خوش ، اجری چون روزه دار شب زنده دار است 

2- هر کس زیاد استغفار کند ، خداوند گره غم های او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش برد 

3- مومن از همه ی مردم گرفتار تر است ، زیرا باید به کار دنیا و آخرت ، هردو برسد 

4- خوشا بحال کسیکه اصلاح عیوب خویش وی را از پرداختن به عیوب مومنان باز دارد 

5- پرهیزگارترین مردم کسی است که ، حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید !

6- نمی توان همه را به مال راضی کرد ، اما به "حسن خلق "  میتوان ...!

7- کسی که به ملاقات برادر مومن خود برود ، در صورتی که نیازی به وی نداشته باشد ، گویی خدا را ملاقات کرده است 

8- سخن چینی موجب عذاب قبر است 

9- هر کس عمل زشت دیگری را در دهن ها اندازد ، مثل این است که : خود کننده ی آن است 

10- از لجاجت بپرهیز که انگیزه آن نادانی و حاصل آن پشیمانی است 

11- بر دروغ گویی تو همین بس که : هر چه شنیدی نقل کنی 

12- خداوند بهشت را بر مردم بد زبان ، که هرچه بگویند و بشنوند اهمیت نمی دهند ، حرام کرده است 

13- خداوند برهیچ پدر ، موهبتی ارجمندتر از " حسن ادب " به فرزند عنایت نکرده است 

14- هیچ کس بعد از ایمان ، غنیمتی بالاتر از "همسر موافق " به چنگ نیاورده است 

15- بدترین مردان شما را معرفی کنم ؟!                                                                                       آنکه به بی گناهان تهمت میزند - بخیل و بد زبان است - سر سفره تنها می نشیند - خیرش به کسی نمی رسد - همسر و غلامش را می زند - عائله اش را محتاج دیگران می کند و پدر و مادرش را می آزارد 

16- بهترین زنان شما را معرفی کنم ؟!                                                                                         بچه آور - مهربان و پاکدامن - نزد فامیل عزیز و محترم - در مقابل شوهر متواضع - برای شوهر زینت کند و نسبت به دیگران باوقار و بی اعتنا باشد 

17- برادرم جبرئل (ع) به من خبر داد و همواره سفارش زنان را می نمود تا آنجا که من گمان می کردم ، برای شوهر جایز نیست که به زنش اْف بگوید ( شما زنان را به عنوان امانت خدا گرفته اید !)

18- آنکه امانت دار نیست "ایمان " ندارد 

19- اگر زن و شوهری یک ساعت کنار هم بنشینند و به یکدیگر مهر بورزند و حرفهای عاشقانه بزنند ، ثوابش به اندازه ی یک شب ، شب زنده داری در "مسجد النبی " است !

20- کیفر هیچ گناهی چون " ظلم " زودرس نیست 

21- بپرهیز از ظلم کردن که خانه هایتان را ویران می کند 

22- بهترین خانه ی شما خانه ای است که : در آن " یتیمی " مورد احترام باشد

23- صله رحم موجب ازدیاد مال و محبوبیت در بین خویشاوندان و تاخیر در مرگ میشود 

24- بهترین شما کسی است که برای عهد و عیالش بهتر باشد 

25- از هوش مومن حذر کنید که به نور خدا می نگرد 

26- هیچ صدقه ای نزد خدا ، بهتر از " حق گویی " نیست !

27- نشانه های مومن پنج چیز است :                                                                                        پرهیزگاری در خلوت - صبر در مصائب - صدقه در تنگدستی - حلم در وقت غضب - راستگویی هنگام ترس

28- هر کس نزد ثروتمندی برود و ( به خاطر ثروتش ) برای او فروتنی کند ، دو سوم  دینش بر باد رفته است 

29- کسی که به روی بی نمازی تبسم کند ، مثل این است که خانه ی خدا را ویران کرده است و یا مثل کشتن هزار فرشته است 

30- خاموشی زینت دانا و حجاب نادان است 

( برمحمد و آل محمد صلوات ... ) 

 

[ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ] [ 16:17 ] [ شاهزاده ] [ ]

جملات زیبا گیله مرد

*****************************************************

به یازده خُم مِی گر چه دست ما نرسد 

بده پیاله که یک خٌم هنوز سر بسته است

همانا ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان ریشه کنتان می کردند  تقوی پیشه سازید و به ما اعتماد کنید.( از توقیعات حضرت صاحب الزمان (عج) به شیخ مفید) 

آغاز امامت ولی عصر عج بر  شما مبارک باد

*****************************************************

امام حسن عسگری علیه السلام میفرمایند : 

1- از نشانه های تواضع سلام کردن به همه ی کسانی است که برخورد می کنی و در مجلس پایین تر از مقام خود نشستن است !

2- کسی که دوست خود را پنهانی اندرز گوید ، او را آراسته کرده است و کسی که دوست خود را آشکارا نصیحت کند ، او را شرمنده کرده است 

3- بهترین دوستان تو آنست که گناه تو را فراموش کند و نیکی های تو را از یاد نبرد 

4- چقدر زشت است که مومن به چیزی علاقمند باشد ، که او را خوار کند !

5- کاملترین " سرمایه ی ادب "  آنست که آنچه از دیگران بد می دانی از آن دوری کنی

6- خشم  کلید هر بدی است 

7- " احتیاط  " را اندازه ای است که چون از آن بگذری ، ترس است 

8- عبادت به زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست ، بلکه بیشتر " اندیشیدن " در کار خداوند است 

9- شادی کردن در برابر شخص مصیبت زده ، از بی ادبی است 

10- حسودان نا آسوده ترین مردمند 

11- روزی همه ی انسانها دست خداست و با حواله ی " سعی  " به دستشان میرسد 

12- جود و سخاء اندازه ای دارد ، که اگر از آن تجاوز کنند اسراف میشود 

13- جدال مکن ! که خوبی وحسن تو از بین می رود 

14- دو خصلت بالا دست ندارد : ایمان به خدا  - نفع رساندن به برادران 

15- نعمت را جز شخص سپاسگزار نشناسد 

16- شوخی زیاد مکن ، که دیگران برتو جرات پیدا می کنند 

17- هر عزیزی که "حق " را رها کرد ، خوار شد و هر ذلیلی که به "حق " عمل کرد ، عزیز شد 

18- تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند 

19- قلب احمق در دهان او و دهان حکیم در قلب اوست 

20-گستاخی فرزند بر پدر و مادر خود در کودکی ، به عاق والدین در بزرگی می انجامد !

21- راحتی کینه توز از همه ی مردم کمتر است 

22- ستیزه جویی مکن ، تا فرٍّ و شکوهت از میان نرود

23- بدترین "بنده " انسانِ دورو است !

24- هر که فرمان خدا برد ، فرمانش برند 

25- هر کس از مردم پروا ندارد ، از خدا هم پروا ندارد 

"عرض تسلیت خدمت آقا امام زمان (عجل الله ) بخاطر شهادت پدر بزرگوارشان "

هدیه گر تو خواهی فرستی بر اموات ، هدیه بر حسن عسگری نما ، صلوات ...

[ پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:11 ] [ شاهزاده ] [ ]
آیت الله سید علی قاضی تبریزی 

ـ مراقبه 

خود ایشان می گویند: « چون بیست سال تمام چشمم را کنترل کرده بودم، چشم ترس برای من آمده بود، چنان که هر وقت می خواست نامحرمی وارد شود از دو دقیقه قبل خود به خود چشم هایم بسته می شد و خداوند به من منت گذاشت که چشم من بی اختیار روی هم می آمد و آن مشقت از من رفته بود. »

آقا سید هاشم حداد می فرمودند: « من در تمام مدت سلوک در خدمت مرحوم آقا (قاضی) نامحرم نمی دیدم، چشمم به زن نامحرم نمی افتاد.

یک روز مادرم به من گفت: عیال تو از خواهرش خیلی زیباتر است !!!
من گفتم: من خواهرش را تا به حال ندیده ام، گفت: چطور ندیده ای در حالی که بیشتر از دو سال است که در اطاق ما می آید و می رود و غالباً بر سر یک سفره غذا می خوریم؟! به رسم اعراب که زنانشان حجاب درستی ندارند و در منزل غالباً همه با هم محشورند؛ در عین عصمت تام و عفت کامل.من گفتم: والله! که یک بار هم چشم من به او نیفتاده است!! و این عدم نظر نه از روی حفظ و خودداری چشم بوده است؛ طبعاً حالشان اینطور بوده است.

ـ پول با برکت  

آیت الله سید عباس حسینی کاشانی می فرمود: « در ایامی که نجف اشرف بودیم دوستی داشتم که در امرار معاش دچار سختی و فشار بسیاری شده بود؛ روزی به محضر آقای قاضی رفت و عرض کرد: آقا! خداوند سبحان به من تمام چیزهای خوب را داده است جز اینکه سخت در فقر و فاقه هستم و فشار بسیاری را از این لحاظ تحمل می کنم، اگر ممکن است چاره ای برای این مشکل من بنمائید. مرحوم آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای این شخص دستش را در جیبش برد و یک مشت فلوس ( پول خرد عراقی) را از جیب خود در آورد و به وی داد و فرمود: بدون اینکه به مقدار این پول دقت کنی از آن استفاده نما.

دوست ما نقل کرد که تا مدتهای مدید بدون اینکه از مقدار آن پول آگاه باشم، هر جا که نیازی به پول پیدا می کردم از آن استفاده می نمودم تا اینکه روزی وسوسه شدم و با خود گفتم مگر این پول چقدر است که تمامی ندارد؛ برای همین دست در جیب بردم و به شمارش آن پرداختم دیدم جز چند فلس ناچیز، چیز دیگری نیست! ولی طولی نکشید همین پول ناچیز، برکتش از بین رفت و دوباره به فقر و فلاکت افتادم. دوباره به محضر آقای قاضی رفتم و قبل از اینکه من چیزی بگویم فرمود: ها! چکار کردی؟ پولها را شمردی؟ بار دیگر مقداری فلوس به من داد و فرمود:دیگر آنها را مشمر! آیت الله کاشانی فرمودند: تا زمانی که دوستم در قید حیات بود از آن پول با برکت استفاده می کرد بدون اینکه در آن کاستی پیدا شود! »

ـ نمونه شکیبایی شاگرد 


آقا سید هاشم حداد می فرمود: « چندین بار خدمت آقای قاضی عرض کردم که اذیت های قولی و روحی، امّ الزوجه( مادر زن) من، به حد نهایت رسیده است و من حقاً دیگر تاب و صبر شکیبایی آن را ندارم و از شما می خواهم اجازه دهید زنم را طلاق دهم.» مرحوم قاضی فرمودند:
از این جریانات گذشته، تو زنت را دوست داری؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: آیا زنت هم تو را دوست دارد؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: ابداً راه طلاق نداری. برو صبر پیشه کن، تربیت تو به دست مادرزنت می باشد، با این طریق که می گویی خداوند چنین مقرر فرموده است که ادب تو به دست مادرزنت باشد. باید تحمل کنی و بسازی و شکیبایی پیشه کنی!

من هم از دستورات مرحوم آقای قاضی ابداً تخطی و تجاوز نمی کردم و آن چه این مادرزن بر مصایب ما می افزود تحمل می نمودم تا این که یک شب تابستانی خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم، داخل اطاق بودم که مادرزنم تا فهمید من آمده ام شروع کرد به ناسزا گفتن و فحش دادن و همین طور به این کلمات مرا مخاطب قرار دادن، من هم داخل اتاق نرفتم، یکسره رفتم پشت بام تا در آن جا بیفتم،  ولی این زن صدای خود را بلند کرد به طوری که نه تنها من بلکه همسایگان هم می شنیدند و به من سبّ و شتم و ناسزا گفت، گفت و گفت و همین طور می گفت تا حوصله ام تمام شد ولی بدون این که به او پرخاش کنم و یا یک کلمه جواب بدهم از خانه بیرون رفتم و سر به بیابان نهادم.

بدون هدفی و مقصودی همین طور داشتم می رفتم، در این حال ناگهان دیدم من دو تا شدم، یکی سید هاشمی است که مادرزن به او تعدّی می کرده و سبّ و شتم می گفته و یکی، من هستم که بسیار عالی و مجرد و محیط می باشم و ابداً فحش های او به من نرسیده، و اصلاً به این سید هاشم، فحش نمی داده و مرا سبّ و شتم نمی نموده، در این حال برایم منکشف شد که این حال بسیار خوب و سرور آفرین و شادی زا فقط در اثر تحمل آن ناسزا ها و فحش هایی است که وی به من داده است و اطاعت از فرمان استاد مرحوم قاضی برای من فتح باب نموده است و اگر من اطاعت نکرده، تحمل اذیت های مادرزن را نمی نمودم تا ابد همان سید هاشم محزون و غمگین و پریشان و ضعیف و محدود بودم.

الحمدلله که الان این سید هاشم هستم که در مکانی رفیع و مقامی بس ارجمند و گرامی هستم، که گرد و خاک تمام غصه های عالم بر من نمی نشیند و نمی تواند بنشیند. فوراً از آن جا به خانه بازگشتم و به دست و پای مادرزنم افتادم و می بوسیدم و می گفتم: مبادا تو خیال کنی من الان از آن گفتارت ناراحتم از این پس هر چی می خواهی به من بگو که آن ها برای من فایده دارد. »

آقای قاضی می فرمودند:
« انسان هیچ وقت نباید مأیوس شود و از دیر کرد نتیجه نباید دست از سیر و سلوک بردارد زیرا ممکن است کسی با ناخن زمین را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جاری شود. »

ـ دعای ولیّ خدا 


آیت الله سید عباس حسینی کاشانی نقل می کرد: « روزی در محضر آقای قاضی نشسته بودیم که ناگهان شخصی با عجله و ناراحتی بسیار خود را به مجلس آقای قاضی رسانید و با نگرانی بسیار گفت: همسرم در حال احتضار است و نزدیک است بمیرد، اگر او بمیرد من هیچ کس را ندارم؛ خواهش می کنم دعایی بفرمایید حالش خوب شود و از مرگ نجات پیدا کند.

آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای آن شخص به آرامی فرمود: « چرا با حالت جنب به اینجا آمده ای! برو غسل کن دوباره به اینجا بیا تا دعا کنم.»مرد عرب در حالی که از تعجب حیرت زده شده بود با عجله بلند شد و به منزلش رفت و پس از مدتی بازگشت و در مقابل آقای قاضی مودبانه نشست. مرحوم قاضی دو انگشت سبابه اش را به دو شقیقه پیشانی آن مرد گذاشت و به قرائت دعا مشغول شد و در این مدت مدام اشک چشمان آقای قاضی بر محاسن سفیدش می ریخت؛طولی نکشید دعا تمام شد و مرد عرب به منزلش رفت. من دیگر او را ندیدم تا اینکه چند روز بعد در صحن حرم مطهر او را ملاقات کردم و از نتیجه دعا پرسیدم. او گفت: وقتی به منزل بازگشتم دیدم همسرم سالم و تندرست بیدار شده و از خطر مرگ رهایی یافته و مشغول امورات منزل است!

ـ جلسات منحصر به فرد 

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد رضا آل یاسین نقل میکند:« روزی به یکی از مجالس خاص که به خواص معمولی از تلامذه ایشان تعلق داشت راه یافتم. وقتی از منزل ایشان بیرون آمدم همین را بگویم که عبا را روی سر و صورتم کشیدم و راه افتادم و مالک اشکهای چشمانم نبودم و بی اختیار گریه می کردم به هر کجا و به هر کس که نگاه می کردم بدم می آمد و در اثر انقطاع موقت که از عوالم دنیوی برایم حاصل شده بود طاقت ماندن در دنیا و زندگی با مردم دنیا از من سلب شده بود؛ صد حیف که بعدها نتوانستم در آن مجالس نورانی حاضر شوم. »

ـ توجه به شاگردان 

 آن قدر با آن ها مهربان و بی تکلف بود که وقتی فهمید شاگردش آیت الله کشمیری خرما نمی خورد و خرمای دری دوست دارد، به در منزلش می رود و برایش از آن نوع خرما می برد.
حجت الاسلام حاج آقا مروی می گوید:آیت الله سید عبدالکریم کشمیری می فرمود: « روزی آقای قاضی خرمایی تعارف کرد بخورم عرض کردم: آقا! من خرما میل ندارم. فرمود: از این نوع میل ندارید یا نوع دیگر میل دارید؟ عرض کردم: «خرمای دری» را سخت دوست دارم. پس از مدتی دیدم ایشان با همان لباس عربی بلند آمده منزل ما و دو جیب اش را پر از آن نوع خرما کرده و آورده است! »

ـ توحید، حقیقت انکار ناپذیر 
علامه طهرانی(ره) می فرماید: چندین نفر از رفقا و دوستان نجفی ام از یکی از بزرگان علمی و مدرسین نجف اشرف نقل کردند که او می گفت: « من درباره مرحوم استاد العلماء العاملین حاج سید علی آقا قاضی طباطبائی(ره) و مطالبی که از ایشان احیاناً نقل می شد و احوالاتی که به گوش می رسید در شک بودم. با خود می گفتم آیا این مطالبی که اینها دارند درست است یا نه؟ 

مدتها با خود در این موضوع حدیث نفس می کردم و کسی هم از نیّت من خبری نداشت. تا یک روز رفتم برای مسجد کوفه برای نماز و عبادت و به جای آوردن بعضی از اعمالی که برای آن مسجد وارد شده است.
در بیرون مسجد به مرحوم قاضی برخورد کردم و سلام کردیم و احوالپرسی از یکدیگر نمودیم و قدری با یکدیگر سخن گفتیم تا رسیدیم پشت مسجد. در این حال، در پای  دیوار های بلندی که در خارج مسجد در بیابان بود ، هر دو با هم روی زمین نشستیم تا قدری رفع خستگی کرده و سپس به مسجد برویم. با هم گرم صحبت شدیم، و مرحوم قاضی از اسرار و آیات الهیه برای ما داستانها بیان می فرمود و از مقام اجلال و عظمت توحید !

 من در دل خود با خود حدیث نفس کرده و گفتم: که واقعاً، در شک و شبهه هستیم و نمی دانیم چه خبر است در این حال، مار بزرگی از سوراخ بیرون آمد و در جلوی ما خزید،  چون در آن نواحی مار بسیار است و غالباً مردم آنها را می بینند ولی تا به حال شنیده نشده است که کسی را گزیده باشند. همین که مار در مقابل ما رسید و من فی الجمله وحشتی کردم، مرحوم قاضی (ره) اشاره ای به مار کرده و فرمود: مت بإذن الله! « بمیر به اذن خدا!»


مار فوراً در جای خود خشک شد. مرحوم قاضی بدون آنکه اعتنایی کند شروع کرد به دنباله صحبت که با هم داشتیم و سپس برخاستیم رفتیم داخل مسجد؛ مرحوم قاضی اول دو رکعت نماز در میان مسجد گزارده و پس از آن به حجره خود رفتند. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این بزگوار در تبریز، 13 ذی الحجه 1285 متولد شدند.

 و پدر ایشان آیت الله سید حسین قاضی که مشهور به تقوا بودند از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود.

 و در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده شدند 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بر گرفته از : " انجمن مذهبی ،  فرهنگی و سیاسی نور آسمان "  


[ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:44 ] [ شاهزاده ] [ ]
گـشتـم بر در دیــوار حریـمت

جایی ننوشتند گنهکار نیاید… 

امام رضا علیه السلام  میفرمایند :

1- نیکی به پدر و مادر واجب است ، گرچه مشرک باشند - ولی نباید از دستوراتی که معصیت خداوند را در بر دارد اطاعت کرد 

2- خویشاوندی را پیوند ده ، گرچه با یک خوراک آب باشد 

3- کسی که به روزی اندک راضی شود ، خدا نیز به عمل اندک از وی راضی گردد 

4- هیچ پرهیزگاری مفید تر از آزار نرساندن به مومن نیست 

5-اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را می پسندی ، اجابت کن و از تنگ دستی او نهراس  

6-  از نقطه های مرتفعی که راه بالا رفتنش آسان و راه برگشتن آن سخت و ناهموار است پرهیز کن

7- نعمت ها را با گناه و معصیت از خود مرانید 

8- زبانت را نگه دار تا عزیز باشی 

9- کسی که از خدا توفیق بخواهد و لی تلاش نکند ، خود را مسخره کرده است !

10- هرکس اندوه مومنی را برطرف کند خداوند روز قیامت غم از دلش می زداید 

11- با دوستان فروتن و با عموم مردم گشاده رو باش 

12- کسی که کار نیک خود را پنهان کند ، ثوابش برابر با 70 کار نیک است و کسی که کار زشت خود را آشکار کند ، خوار و بی یاور میماند و کسی که کار زشت خود را پنهان کند ، امید بخشیده شدنش میرود 

13- مومن کسی است که از مراجعه مردم و رفع گرفتاریهایشان خسته نمیشود 

14- از نشانه های فهمیدن دین خویشتن داری و خاموشی است 

15- شتابزده و بی تامل جواب دادن موجب خطا و اشتباه می شود 

16- هرکس کار را از راهش وارد شود ، اشتباه نمی کند

17- سه خصلت مومن که نشانه ی ایمان کامل است :                                                                       صفت از خدا (کتمان سر) - صفت از پیامبر (مدارا با مردم ) - صفت از امام ( صبوری در ناملایمات ) 

18- مهمانی دادن هنگام ازدواج از سنتهای پیغمبر است 

19- پنج مورد است که حتما باید در فرد باشد وگرنه خیر دنیا و آخرت را از او انتظار نداشته باش :                      حسب و نسب خوب - استواری در اخلاق (دمدمی مزاج نباشد ) - مناعت طبع - حیا و نجابت - ترس از خدا  

20- بر اشخاص توانا لازم است که در زندگی زن و فرزند خود توسعه و گشایش دهند 

         ______________________________________________________________

21- سخاوتمند از غذای مردم می خورد تا از غذای او بخورند ، ولی بخیل از غذای مردم نمی خورد تا از غذای او نخورند 

22- طعام گرم برکت ندارد و شیطان در آن بهره دارد 

23- شخصی به خدمت امام شکایت کرد ، از کمی فرزند ! فرمودند : استغفار بکن و تخم مرغ را با پیاز بخور 

24- انجیر ، گند دهان را زایل می کند و استخوان را سخت می کند و مو را می رویاند و با آن به دوای دیگر حاجت نیست  و شبیه ترین میوه ها به میوه های بهشت است 

25- خوردن کاسنی شفای همه ی درد هاست ، هیچ دردی اندرون فرزند آدم نیست ، مگر آنکه کاسنی آن را از بیخ می کّنّد 

26- بخورانید به بیماران خود برگ چغندر را ، که آن شفاست و در آن درد نیست و ضرر ندارد و بیمار را به خواب راحت می اندازد و اصلش سودا را به حرکت در می آورد 

27- آب جوشیده که هفت مرتبه بجوشد و از ظرفی به ظرف دیگر بگردانند ، تب را زایل می کند و قوت می دهد ساق و قدم را 

28- بعد از طعام آب بسیار نوشیدن ضرر ندارد ، اما در غیر آن حال ، آب بسیار مخور 

29- هر گاه چیزی خوردی ، برپشت بخواب و پای راست را روی پای چپ بگذار 

30- خدای رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده کند ، گفته شد : چگونه ...؟!                                                        فرمودند : علوم ما را یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:29 ] [ شاهزاده ] [ ]

پوستر هایی زیبا برای حضرت محمد رسول الله (صل الله علیه و آله و سلّم)

1-پیامبر فرمود : هنگامی که خدا بنده ای را دوست داشت ، او را مورد آزمون قرار می دهد و هنگامی که او رابسیار دوست بدارد او را ویژه ی خود قرار میدهد . گفتند چگونه ؟! ثروت و فرزندی دست و پاگیر برایش نمی نهد ...

2- کسی که زبان خویش را از آبرو و امنیت مردم نگاه دارد ، خدا در روز رستاخیز لغزشهای او را می بخشد

3- هنگامی که پروردگارم مرا بالا برد ، به مردمی گذر نمودم که دارای ناخن هایی از "مس" بودند و چهره و سینه های خود را می خراشیدند . گفتم : ای جبرئیل اینان کیانند ؟! گفت : اینان کسانی هستند که در دنیا گوشت مردم را میخورند و بر آبروی مردم می تازند

4- بر شرارت و بد منشی انسان همین بس که برادر مسلمان خود را تحقیر کند

5- بهره یا ربا هفتاد و سه گونه است ، که آسانترین آن در کیفر چنان است که ربا خوار با مادرش ازدواج کند و بدتر از همه رباها و رباخواریها تجاوز به آبروی مردم مسلمان است !

6- از نشانه های رستاخیز آنست که : دانش از میان برداشته میشود و نادانی و بی فرهنگی آشکار می گردد ، ناپا کدامنی و زنا رایج و شراب نوشیده میشود ، مردان میروند و زنان می مانند ، تا جایی که پنجاه تن زن می مانند و یک سرپرست ...!!!

7- روزگاری برمردم خواهد آمد که انسان با ایمان در آن روزگار از بز و بزغاله ی خود هم خوار و بی مقدارتر می گردد

8- جامه هایتان را بشویید و موهای اضافی را بچینید و مسواک بزنید ، آراسته و بهداشتی زندگی کنید ، چرا که فرزندان اسرائیل  چنین نکردند و همین کارشان باعث ناپاکدامنی برخی از زنان آنان شد ...

9- کسی که در زندگی با درنگ و شکیب رفتار کند به آنچه آرزو می کند خواهد رسید

10- ساعت های رنج وآزار این جهان ، ساعت های رنج آن جهان را از میان میبرد

11- برای انسان با ایمان روا و حلال نیست که به برادر خود به گونه ای بنگرد که نگاهش او را بیازارد ...

12- جز آن چه آسان بگیری آسانی نخواهد بود !!!

13- انسان با ایمان آسان گیر و نرم خوست تا جایی که از نرم خویی کم خردش پنداری ...!

14- لذت و بهره ی انسان های حسود از همه کمتر است

15- درهای آسمان در هر روز دوشنبه و پنج شنبه گشوده میشود  و آنروز هر بنده ای که به خدا شرک نورزیده ، مورد آمرزش قرار می گیرد ، مگر کسی که میان او و برادرش دشمنی و کینه باشد ...

16- نیمه های شب درهای آسمان گشوده میشود و ندا کننده ای بانگ میزند که : آیا دعا کننده ای هست تا دعایش پذیرفته شود ...؟    و آنگاه هیچ انسانی نمی ماند که دعا و تقاضا کند جز آنکه خدا تقاضای او را می پذیرد ، مگر زن روسپی که با روسپی گری روزگار می گذراند و یا باجگیر و زور گیری که مال مردم را به ستم می گیرد !

17- کسی که گناه و لغزشش به راستی او را بد حال سازد ، گرچه آمرزش نخواهد – مورد آمرزش قرار می گیرد  

18- کفاره ای کسی که غیبت او را نموده ای آنست که برایش آمرزش بخواهی

19-  آفت دین و آیین سه چیز است : دانا و دانشمند بد کردار ، زمامدار بیدادگر و پیشوای نادان و ساده اندیش

20- آموزش دهید و خشونت نورزید ، چرا که آموزگار بهتر از پر خاشجو وخشونت گر است !

21- چون یکی از شما کسی را به کار گیرد ، مزدش را به او اعلام کند

22- جز با اجازه ی دو نفر میان آن دو منشینید...!

23- هنگامی که همسایگانت تو را بستایند ونیکوکارت وصف کنند ، تو نیکوکار هستی – و آنگاه که همسایگانت تو را به بدی یاد کنند ، تو بد رفتار هستی ...

24- رابطه ات را با کم خرد بگسل !!!

25- از همه ی ایمان داران ، ایمان کسی کامل تر است که اخلاق و منش او نیکوتر باشد و نسبت به خاندان خود پرمهر تر

26- بنگر که فرزند خود را در کجا قرار می دهی ، چرا که وراثت ، سخت اثر گذار است ...

27- برترین صدقه آن است که میان دو تن ، طرح آشتی درافکنی !

28- آن گاه که مردان از زنان بی فرهنگ فرمان ببرند ، نابود خواهند شد ...

29- کسی که از افکار عمومی شرم نمی کند ، از خدا هم شرم نخواهد کرد

30- پنج چیز از رویدادهای کمر شکن است : بد رفتاری با پدر و مادر – کار زنی که شوهرش به او اعتماد می کند و او به شوهر خیانت می کند – و کار کسی که وعده می دهد و تخلف می ورزد – و بد گویی در باره ی ریشه و نسب مردم ...

31- از نشانه های نزدیک شدن رستاخیز : دشنام گویی و زشت کرداری – گسستن از خویشاوندان – برچسب خیانت زدن به امانت دار و امانتدار جازدن خیانتکار است !

32- ترسناک ترین چیزی که بر جامعه خود از آن میترسم ، هر انسان دوچهره ای است که : دانشور و زبان باز باشد ...

33- از نشانه های ایمان بنده ی خدا آنست که با دقت و احساس مسولیت سخن بگوید و در همه ی سخنانش استثنایی بیاورد

34- نیت انسان مومن از کار او رساتر و شایسته تر است

35- از هوشمندی انسان با ایمان بترسید ، چرا که او بوسیله نور خدا می نگرد !

36- چاره اندیشی درست نیمی از زندگی ـ مردم دوستی و مردم داری نیمی از خرد – اندوه نیمی از پیری  و شمار کم خانواده نیمی از توانگری است

37- شرط بندی روی اسب و مسابقه اسب سواری رواست!!!

38- کسی که بخواهد دعایش پذیرفته شود و اندوهش برطرف شود ، باید در زندگی آدم تنگدستی گشایش پدید آورد

39- کسی که خدا شش دهه عمر به او بدهد (60 سالگی ) ، از نظر عمر و زندگی – حجت را برای جبران و اصلاح کارها بر او تمام کرده است  

40- باور داشتن تقدیر و اندازه گیری در آفرینش اندوه را از بین می برد

" بر خاتم انبیاء محمد مصطفی صلوا ت   "

برگرفته از کتاب : فرهنگی از آزمونهای محمد ( برگردانی از نهج الفصاحه ) نوشته ی :علی کرمی فریدنی

[ سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:19 ] [ شاهزاده ] [ ]

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

1 در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.

اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.

امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.

ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آن عمل را انجام میدهد، پس عمل، از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .

ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.

2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد. چون وقتى ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.

3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد، تا شيطان فرار كند.

4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:

 ((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))

زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.

5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.

6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.

ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.

7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود.

دوستان پس هنگام خواندن مطالب در هر جایی و شروع هر کاری ((بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ )) را فراموش نکنید تا شیطان بر عقلتان حاکم نشود

برگرفته از وب ارزشمند : زندگی

[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 22:58 ] [ شاهزاده ] [ ]

امام موسی کاظم (علیه السلام ) میفرمایند :

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

1- ازما نیست کسی که به حساب خود نرسد همه روزه ... ! اگر کار خوب کرده از خدا افزایش بخواهد و اگر کار بد کرده از خدا طلب بخشش نماید و توبه کند

2- هرکس برادر خود را بفریبد از رحمت خدا بدور باد

3- از خدا بترس و حق را بگوی ، گرچه موجب نابودی تو گردد

4- طول عمر برای خود پیش بینی نکنید زیرا این عمل شما را حریص و آزمند می کند

5- مثل مال دنیا مانند آب شور دریاست ! هر اندازه که تشنه از آن بیاشامد ، تشنه تر گردد تا اورا هلاک نماید

6- {حکمت } را به نافهمان ارزانی مدارید ، که به آن ستم کرده اید و آن را از اهلش دریغ مکنید که به آنان ستم روا داشته اید !

7- هر گاه مردم گناهانی را که سابقآ مرتکب نمی شدند ، انجام دهند خداوند برای آنها بلاهایی را که سابقه اش را نداشته اند پدید می آورد ....!!!

8- حق چشمانت این است که آنرا از هرچه روانیست بپوشانی

9- کسی که تعهد نداشته باشد ، دین ندارد

10- مومن کم حرف است و عملش زیاد ، و منافق پرحرف است و کم کار !

11- دوستی و رفاقت با مردم نصف معیشت انسان را تآمین میکند

12- سه کس را روز قیامت جز پناه عرش سایه ای نیست و در سایه عرش الهی است :

کسیکه برادر مسلمانش را زن دهد - کسیکه خادمی برای او تهیه کند - کسیکه سر و راز برادرش را فاش نکند

13- خدا برای هیچ چیز خشمگین نمیشود چنانچه برای : ظلم به زنان و کودکان !

14- سبکی و کج خلقی طفل در کودکی ، علامت آن است که : در بزرگی ، دانا و بردبار خواهد بود

15- کسی که پشت سر برادر مومنش دعا کند ، از عرش ندا میشود که : برای خودت یکصد برابر است

16- از واجب ترین حقوق برادرت این است که ، او را به خیر و صلاحش متوجه کنی و هر چیزی را که برای امر دنیا و آخرتش مفید وکافی است از او پنهان نداری

17- صله ارحام کنید گرچه آنها با شما قطع رابطه کرده باشند !

18- هیچ چیزی نیست که چشمت آن را ببیند مگر آنکه پندی داشته باشد ...!!!

19- نیرومندترین مردم آنست که خشم خویش را نگه دارد

20- در نهان از خدا شرم داشته باشید ، همچنان که در آشکارا از مردم شرم دارید

21- طمع از دیگران ببرید زیرا این صفت سرچشمه ی خواری و ذلت است ....!

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 0:14 ] [ شاهزاده ] [ ]

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

در کتاب امیرالمومنین آمده است : سخت ترین مردم از نظر بلا و گرفتاری انبیاء و سپس اوصیاء و بعد اشخاص شریف و بعد از آن اشخاص شریفتر از دیگران می باشند

و اساسا مومن به مقدار اعمال نیکی که انجام داده است مبتلا میشود ! بنابر این کسی که دین وکردارش صحیح است ابتلاءش شدید و سختتر است !

زیرا حق عزوجل دنیا را اجر و پاداش برای موءمن و عقوبت برای کافر قرار نداده است - وکسی که دینش سخیف و عملش ضعیف باشد ، ابتلاءش کمتر است !

و بلا و گرفتاری نسبت به موءمن از ریزش باران به سطح زمین سریع تر می باشد

و نیز آن حضرت فرمودند  : اگر موءمنی در قله ی کوهی باشد هر آینه خداوند عز وجل کسی را به آنجا می فرستد تا او را آزار و اذیت کند تا موءمن را بر اذیت شدن وصبر ، اجر دهد

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : من و انبیاء قبل از من و موءمنین پیوسته مبتلا به کسی شده و می شویم که آزارمان میدهد و اگر مومن بالای کوهی باشد محققا حق تعالی برای او شخصی را آماده می کند که آزارش دهد تا بدین وسیله اجر وثواب ببرد !

حضرت امیرالموءمنین میفرمایند :

از زمانی که مادر مرا زایید پیوسته من مظلوم بودم ....

حتی زمانی پیش می آمد که چشم درد به عقیل ( برادر حضرت ) عارض میشد و وی به دیگران می گفت :

مرا ترک نکنید و وا مگذارید ، مگر آنکه علی را ترک کنید !

پس مرا ترک کرده و تنها می گذاشتند با اینکه رمد و چشم دردی در من نبود ....!!!

(کنایه از اینکه :‌ با توجه به این موضوع که حضرت سالم و بدون بیماری مسری بودند ایشان را رها میکردند و به خاطر لجاجت و حسادت بچه گانه به سمت عقیل می رفتند )

 ******************************************************

پروردگار عالم  وقتی ابتلا را بیشتر می‌کند که ببیند آن درجه ایمان انسان بیشتر می‌شود. لذا خداوند اظهار حبّش را به واسطه ابتلائات بیشتر می‌کند تا ببیند بنده‌اش چقدر حب‌ّپذیر است. پس مهم این است که چقدر این حبّ را می‌پذیرد.

ونیز  وجود مقدّس حضرت باب‌الحوائج، موسی‌بن‌جعفر(علیه الصّلوة و السّلام) یک تعبیر و تمثیل بسیار عالی در این زمینه دارند. حضرت می‌فرمایند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ کِفَّتَیِ الْمِیزَان ‏» مثل مؤمن، مثل دو کفه ترازو است،

« کُلَّمَا زِیدَ فِی‏ إِیمَانِهِ‏ زِیدَ فِی بَلَائِه» هر موقع ایمانش زیادتر شد، بلائش هم زیادتر می‌شود.

ترازوهای قدیم را دیدید، وقتی یک کفه بالاتر می‌رود، برای این که شاهینش مساوی باشد، باید همان قدر وزنه در کفه دیگر بگذارید. لذا معلوم است کسی که ایمانش کم است، خدا هم زیاد به او بلا نمی‌دهد و به همان اندازه مبتلایش می‌کند، امّا هر که ایمانش زیاد شد، ابتلاء و امتحانش هم زیادتر می‌شود.!

در ارتباط با نزول بلا و حب اهل البیت : خیلی جالب است یک مردی نزد حضرت باقرالعلوم، امام محمّد باقر(علیه الصّلوة و السّلام) آمد و قسم خورد و گفت: « وَ اللَّهِ إِنِّی لَأُحِبُّکُمْ‏أَهْلَ‏ الْبَیْتِ‏» به خدا قسم من خاندان شما اهل‌بیت را دوست دارم. حال فکر می‌کنید حضرت جواب قسمش را چگونه داد.حضرت نفرمود: خدا انشاءالله عاقبت به خیرت کند، انشاءالله با ما محشور شوی و ...،

 بلکه حضرت فرمود: « فَاتَّخِذْ لِلْبَلَاءِ جِلْبَاباً»، پس منتظر باش که مرتب به بلا گرفتارت می‌کنیم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

قسمت اول بر گرفته از : کتاب علل الشرایع = شیخ صدوق رحمة الله( اسرار آفرینش و فلسفه احکام ) جلد 1 ترجمه : سید محمد جواد ذهنی تهرانی

[ سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 23:23 ] [ شاهزاده ] [ ]

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ يَأْکُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ              سوره حجرات آیه 12

 ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز ( در کار دیگران ) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند ، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! ( به یقین ) همه شما از این امر کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است!

 

سرمایه ی بزرگ انسان در زندگی = حیثیت  - آبرو و شخصیت اوست  !!!

هرچیز که آن را به خطر بیندازد  مانند آن است که جان او را به خطر انداخته است 

گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب میشود

پیامبر (صلی الله ) میفرمایند : درهمی که انسان از ربا بدست می آورد  نزد خدا از ۳۶ بار زنا بزرگتر است و از هر بار ربا  بالاتر ریختن آبروی مسلمان است  !

ونیز میفرمایند : تاثیر غیبت در دین مسلمان از تاثیر خوره در جسم او سریعتر است !

امام سجاد (علیه السلام ) میفرمایند : از غیبت به شدت پرهیز کنید  که غیبت خوراک سگهای جهنم است !

از پیامبر پرسیدند: آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند. فرمودند: یاد كردن برادرت (در نزد كسی یا كسانی) نسبت به چیزی كه اگر بفهمد ناراحت می‌شود.

پرسیده شد: حتى اگر آن چه مى‏گویم در برادرم باشد باز هم غیبت است؟ فرمودند: اگر آن چه مى‏گویى در او باشد غیبتش را كرده‏اى و اگر در او نباشد بهتان زده‏اى

 

غیبت  چند نوع است :

 گفتاری
یعنی انسان نقص برادر مؤمنش را به دیگری بگوید.

 نوشتاری
یعنی عیوب مسلمانی را بنویسند و یا در مجلّه و روزنامه منتشر کنند.

 کرداری
مثل راه رفتن شبیه اعرج یا به چشم و ابرو و حرکت دست و سر و امثال این‌ها اشاره به نقص کسی کند که این را محاکات گویند.

 کنایی
مثل این‌که بگوید فلان کاسب آدم خوش انصاف! و ارزان فروشی است! و طوری بگوید که کنایه از بی‏انصافی و گران فروشی فرد مورد نظر باشد.

 تعریض
مثل این‌که بگوید الحمد للَّه من مبتلا به فلان چیز و یا فلان عمل نیستم و نظرش گوشه زدن به کسی است که دارای فلان چیز یا فلان عمل است.

 اشاره­‌ای
روایت است «زنی بر عایشه وارد شد چون بیرون رفت، عایشه با دست خود اشاره کرد که این کوتاه است. رسول خدا(ص) فرمود: غیبت او را کردی.» 

علل و اسباب غیبت چند چیز است:


1-وقتی انسان از کسی ناراحتی دارد می‌خواهد با ذکر معایب او خود را راحت کند
2-همراهی با دوستان در غیبت دیگران
3-وقتی انسان کار زشتی انجام داده به خاطر اینکه مورد مذمت و نکوهش قرار نگیرد دیگری را که کار او را انجام داده است نام می‌برد.

4-چون انسان می‌داند از شر زبان شخصی در امان نیست سعی می‌کند او را در نظر دیگران بی‌ارزش جلوه دهد تا سخنانش بی‌تأثیر شود.

5-انسان معایب و نواقص دیگری را ذکر می‌کند تا برتری خود را اثبات کند.

6-انسان برای خنده آوردن دیگران شخصی را مورد غیبت قرار می‌دهد.

7-انسان کسانی را می‌بیند که مرتکب منکرات می‌شوند و از فرط تعجب برای دیگران باز‌گو می‌کند.

8-انسان فردی را گرفتار و مبتلا دیده، غمگین می‌شود و این مطلب را باز‌گو می‌کند

موارد جواز غيبت:

1 - فاسق بي حيا، يعني كسي علنا مرتكب فسق و فجور ميشود. غيبت از چنين كسي در مورد كارهاي زشتي كه علنا انجام ميدهد، جايز است.

2 - تظلم مظلوم عليه ظالم؛ يعني مظلوم فرياد مظلوميت خويش را از دست ظالم بلند كند و بگويد فلاني اين ظلم را به من كرده است.

3 - نصيحت مشورت كننده، مثلا اگر كسي ميخواهد ازدواج كند، دختر يا پسري را از كسي تحقيق كند. او اطلاعاتي از مورد تحقيق دارد و به مسئله ازدواج مربوط ميشود، در اختيار مشورت كننده بگذارد.

4 - نهي از منكر، يعني غيبت كننده قصدش اين باشد كه به وسيله غيبتش، غيبت شونده را از عمل خلافش باز دارد.

5 - مبارزه با ريشه فساد؛ يعني با غيبت، بدعت گذاري كسي را آشكار كند و بدعت در دين را از بين ببرد.

6 - رو كردن دست شاهد دروغگو؛ يعني انسان در پيش قاضي اثبات كند كه فلان شاهد دروغگو است و عادل نيست.

7 - دفع ضرر از غيبت شونده؛ يعني به وسيله غيبت كردن از كسي ضرر مهمي از وي بر طرف ميشود.

8 - در لقب مشهور؛ يعني ذكر كردن كسي به عيب و نقصي كه به آن مشهور شده باشد، (مثل چشم چپ) به قصد معرفي او، نه به قصد عيب گويي و او هم ناراحت نباشد.

9 - باز گويي به يكديگر؛ يعني دو نفر از گناه كسي اطلاع داشته باشند، بعد يكي همين مسئله را به آن ديگر بازگو كند. البته بهتر است انسان زبان خود را از اين نوع غيبت هم نگاه دارد و به اين عمل نفس خود را آلوده نسازد.

10 - در مدعي نسب دروغ؛ يعني رد كردن كسي كه به دروغ ادعاي نسبي كرده باشد، مثلا به دروغ بگويد: فلاني پسر من است. در موارد جواز غيبت، عبيب پنهاني آشكار نميشود و يا اين كه مصلحت افشاي عيب و نقص از نظر شرع.

نبي گرامي اسلام(ص) فرمود: بهشت بر سه نفر حرام است: منت گذار، غيب كننده و شراب خواري كه ادامه ميدهد ...

حدیث داریم: هر كسی غیبت زن یا مرد مسلمان را بكند تا چهل روز نماز و روزه‌اش قبول نمی‌شود.

این گناه غیبت، با كمال تأسف آبرو ریختن در جامعه ما خیلی ارزان است وخیلی رواج پیدا کرده است

گوش دادن به غیبت و حضور در مجلس غیبت نیز حرام است و بر مسلمانان واجب است که از حیثیت مسلمانی که دارد غیبتش میشود دفاع کنند

غیبت از غائب می آید  و فرد غیبت کننده گوشت مرده را میخورد که دیگر رویشی برایش نیست - چون جبران آبروی ریخته دشوار است !  و نیز او نمی تواند به علت نبودش  از خودش دفاع کند

برخی از تبعات غیبت :

 مشغول شدن به عیبهای دیگران  ـ بازی با آبروی دیگران - مردم آزاری - افسار گسیختگی زبان -
ـ سوزاندن کارهای نیک خود - فراموشی خوبیها  - دریدن حرمتها  ـ پستی نفس - اندوهگین ساختن بندگان خدا - غفلت از خدا  - شکستن شیشه امانت  - قدم نهادن در بیراهه - گسستن پیوندها  - خوار شدن نزد خدا - پژمرده کردن گل تقوا -  فاش کردن بدی ها - بی اعتماد شدن به یکدیگر  -  سرد شدن روابط اجتماعی  - مرگ دلها - پایین آوردن ارزش خود - برتری جویی - سرپوش گذاشتن بر عیبهای خود - نزدیک شدن به کفر  .....!!!

 
منابع  : قرآن حکیم - دانشنامه رشد - سخنان استاد حسین انصاریان - ویکی فقه

[ پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 17:11 ] [ شاهزاده ] [ ]

این پست رو به افتخار برادر گرامیم مینویسم ، چون بنا به دلایلی عاشق آیت الله بهجت رحمة الله علیه هستند

و تقدیم میکنم به تمام  کاربران متقی و  دوستان موءمنم  .....

1-    "  معرفة الله  "  اعظم العبادات است و همه ی تکالیف مقدمه معرفت خدا هستند

2-      محبت صادقانه این است که محبت مخالف در آن نباشد . هر کس به هر کدام از این چهارده معصوم محبت داشته باشد کارش تمام است ، فقط شرطش این است که محبتش راست باشد

3-       بکاء برمصاءب اهل البیت و بخصوص سیدالشهداء شاید از قبیل مستحباتی باشد که مستحبی افضل از آن نیست !

4-      انتظار ظهور و فرج امام زمان عج با اذیت دوستان آن حضرت سازگار نیست

5-      امامان فرمودند : شما خود را اصلاح کنید ما خودمان به سراغ شما می آییم و لاز م نیست شما به دنبال ما باشید

6-      تا رابطه ی ما با ولی امر (امام زمان عج )قوی نشود،  کار ما درست نخواهد شد – و قوت رابطه ی ما با اصلاح نفس است

7-      تمام لذات روحی است ، و آنچه از لذات که در طیب {عطر} و یا از راه نساء به صورت حلال تکویناً مطلوب است ، بیش از آن و به مراتب بالاتر در نماز است

8-      یکی از عوامل حضور قلب اینست که : در تمام 24 ساعت باید حواس ( باصره ، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم  زیرا برای حضور قلب باید مقدماتی فراهم کرد و در طول روز چشم و گوش و سایر اعضاء را کنترل کنیم !

9-      بلی میشود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگوید : اللهم ارزقنی زوجةٰ صالحةً  " خداوندا زن شایسته ای را روزی من کن "    یا بگوید : اللهم ارزقنی ولداً باراً " خداوندا فرزند نیکوکاری را روزی من کن "

10-   اگر کسی اهلیت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در طلب جدیت و خلوص داشته باشد ، در و دیوار به اذن الله معلمش خواهند شد !!!

11-   اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا و صمیمی شود ، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رآفت را پیشه خود کنیم ، تا محیط خانه گرم و نورانی شود

12-   خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود ! این یک بیماری قلبی است که انسان مبتلا میشود، و با وجود راههای حلال که نیازش را برآورد ، خود را به حرام گرفتار می نماید

13-   خوب است انسان کار امروز را به فردا احاله نکند مگر از روی عذر ، وگرنه نمی داند که بعد از این ساعت چطور میشود

14-   خدا میداند که غذا چقدر در ایمان وکفر  و اعمال خیر و شر انسان مدخلیت دارد !

15-   اینهمه ابتلائات و گرفتاریهای ما در اثر ناشکری و کفران نعمتهای ماست

16-   برای اداره ی تمام جهان کافی است که انسان عاقل و مومن و متدین باشد . "دیانت و عقل" برای اداره ی کره ی زمین کفایت میکند

17-   خیلی خوب است که خدا به انسان چنین قوه و یقینی بدهد که برای غیر خدا محزون نشود ،  شجاعت و ایمان و استقامت قوی لازم دارد !

18-   راستگویی در دیدن رویاهای صادقه و صفای روح خیلی موثر است

19-   اگر انسان طرفة العینی به خود واگذار شود ، از خدا جدا خواهد شد و شیطان کار خود را کرده است

20-   وداع از این دنیا به ما بسیار نزدیک است ولی ما آن را بسیار دور می بینیم و گرنه اینقدر با هم نزاع نداشتیم !

21-   انسان با خود کاری میکند که هیچ دشمنی با او نمیکند !!!

22-   به چیزی غیر از یاد و توکل برخدا برای انسان آرامش حاصل نمیشود

23-   اگر انسان راستی راستی برای مومنین و مومنات دعا کند و برای خودش دعا نکند ، ملک {فرشته } برای او دعا می کند

24-   شرط استجابت دعا ترک معصیت است

25-   با کسی نشست و برخاست کنید که همینکه او را دیدید به یاد خدا بیفتید

26-   اکثر بدبختی ما این است که : علممان با عملمان هماهنگ نیست !!!

27-   خود را مریض نمی دانیم و گرنه علاج آسان است !

28-   کمتر کسی پیدا میشود که زندگی بر وفق مراد او باشد . هر گونه عیش و نوش در دنیا با هزار تلخی و نیش همراه است !  اگر کسی دنیا را اینگونه پذیرفت و شناخت ، در برابر ناگواریها و بدیهای همسر و همسایه و دیگران .... کمتر ناراحت میشود ،  زیرا از دنیا بیش از اینکه خانه ی بلاست انتظار نخواهد داشت !

29-   در تعبدیات از ما کوه کندن نخواسته اند ! سخت ترینش نماز شب خواندن است ، که در حقیقت تغییر وقت خواب است نه اصل بی خوابی ، بلکه نیم ساعت زودتر بخوابی – تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی !

30-   خدا میداند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میتی هدیه کند ، چه معنویتی ! چه صورتی ! وچه واقعیتی برای همین یک صلوات است !

{ بر محمد و آل محمد صلوات .....}

برگرفته از : کتاب جرعه وصال  

[ چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 15:50 ] [ شاهزاده ] [ ]

 

بسم الله الرحمن الرحيم

25 محرم الحرام بنا بر آنچه نقل شده سالروز شهادت امام زين العابدين عليه السلام است. امامي كه بنا به فرموده رسول اكرم صلي الله عليه و اله وسلم در روز قيامت با عنوان سيد العابدين خوانده خواهد شد.

امام زین العابدین (علیه السلام ) می فرمایند :

 

1-      از دروغ کوچک و بزرگ بپرهیزید – جدی یا شوخی ! زیرا آدمی وقتی دروغ کوچکی گفت  جرات میکند دروغ بزرگ نیز بگوید

2-      مباد که از گناه خشنود شوی زیرا خوشنودی از نافرمانی خدا – از ارتکاب آن بدتر است

3-      اگر کسی تو را دشنام داد و پس از آن پوزش طلبید بپذیر

4-      از ترک کار زشت خودداری مکن – گرچه بدان عمل زشت شناخته شده باشی

5-      همه ی خیر را در این دیدم که باید طمع از هرچه در دست مردم است برید

6-      کسی که عقل او از سایر قوای او کاملتر نباشد – سقوط و هلاکت از آسانترین حوادث زندگی اوست

7-      در برابر حق صبور باش گرچه تلخ باشد

8-      گفتار خوش مال را زیاد میکند و رزق را فراوان – موجب محبوبیت در خانواده و ورود به بهشت است

9-      مرگ برای افراد با ایمان مانند کندن لباس چرکین و گشودن قیود و زنجیرهای سنگین است

10-   بلندترین پایه درجات یقین – راضی بودن به مقدرات تلخ و ناگوار است

11-   خودداری کردن از آزار و اذیت دیگران نشانه ی زیادی عقل و خرد - رسیدن به کمال و مایه آسایش دو گیتی است

12-   مومن سکوت میکند تا سالم بماند و سخن میگوید تا سود برد

13-   هرکس به آنچه که خداوند قسمتش کرده قانع باشد از بی نیاز ترین مردم است

14-   دعا و بلا تا روز قیامت با هم هستند – همانا دعا ، بلایی را که به سختی استوار شده برمی گرداند

15-   از گناهانی که دعاها را باز می دارد و هوا را تاریک میگرداند – نافرمانی و رنجاندن پدر و مادر است

16-   کسیکه خود را گرامی بدارد، دنیا نزد او خوار است

17-   ستمگر و کسیکه او را کمک میکند و هر که به کار وی راضی باشد – هر سه در ظلم شریکند

18-   سه چیز مایه هلاکت است : بخل – هوای نفس – عجب و خود پسندی

19-   اگر مردم میدانستند که در دانش آموختن چه سودهایی است البته تحصیل می کردند، اگرچه به ریختن خونها و فرو رفتن در دریاها باشد !

20-    خدایا دل مرا برای دوستی خود خالی کن

[ شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ] [ 17:3 ] [ شاهزاده ] [ ]
نامهای دیگر شهر عشق (کربلا )   
كربلا، با نامهاى زيادى ناميده شده كه به بيش از بيست اسم مى رسد:


1-كربلا، كلمه اى كه اسم هيچ مكانى در شهرت وقداست به پايش ، نمى رسد و در تفسير اين كلمه كمال آفرين چه حرفها كه گفته نشده است !؟
الف : بعضى معتقدند ريشه كربلا از كلمه كربله گرفته شد و كربله يعنى به سستى گام برداشتن ، يا سست شدن گامها.
و عربها زمانى كه بخواهند از بى حالى و با كسالت راه رفتن كسى حكايت كنند مى گويند : جاد يمشى بكربلا يعنى فلانى آمد در حال كه به سستى گام بر می دارد


ب : كربلا از كلمه كربال گرفته شده و كربال يعنى غربال كردن و تميز و پاك كردن ، گفته مى شود: كربلت الحنطة ، يعنى گندم را غربال كردم و آن را از خاك و خاشاك پاك گردانيدم .
به كربلا نيز به خاطر اين كربلا گفته اند كه زمينى بود خالى از ريگ و سنگ و بدون درخت يا گياهان هرز و مزاحم ، مثل اينكه كشاورزى آن را پاك كرده و براى كشته آماده كرده باشد.
راستى كه اسم با مسمايست ! كربلا يعنى غربال تاريخ غربال كه هميشه و در طول تاريخ شريف را از ضعیف و مردان ميدان را از رجز خوانان دروغين به خوبى جدا كرده و مى كند


ج : كربلا از دو واژه كرب و ابلا تركيب يافته است يعنى حرم خدا و خانه خدايگان .


د: اين كلمه در اصل فارسى بوده و از دو كلمه كار و بالا گرفته شده است يعنى كار آسمانى و ارزشمند به عبارتى جايگاه نمارش و نيايش .

 
ه : در اصل "كور بابل" بوده است يعنى در روستاى شهر بابل

و : توسط خود حضرت سيدالشهداء و پدرش على عليهماالسلام و جدش  رسول اكرم صلى الله عليه و آله كربلا وكرب و بلاء يعنى درد و بلا و امتحان و ابتلاء تفسير شده است .


آه  .... هنگامى كه كشته شدند چه خونها كه ريخته شد و چه اشكها كه جارى شد.


2-حاير: پس از كربلا، حاير بيش از ديگر نامها حائز اهميت بوده است و كربلا در كتابهاى فقهى بيشتر با همين نام عنوان مى شود و فقهاء مسائل خاصى را كه در خصوص حائر و احكام و حدود آن مى باشد در ذيل همين عنوان بحث و بررسى مى كنند.
3- حير، مخفف همان حاير است ، حيريا حائر يعنى جايى كه آب در آنجا حيران مى ماند و به دور مى پيچد و گودال قتلگاه امام حسين عليه السلام در همين مكان مقدس واقع شده است و جسد انورش نيز در آنجا مدفون است .


4- نواويس ، در اصل و پيش از اسلام نام گورستانى بود كه مسيحيان مردگان خود را در آنجا مدفون مى كردند جالب اين كه پيشواى شهيدان حضرت اباعبدالله امام حسین عليه السلام در ضمن يكى از خطبه هاى معروفش اين كلمه را به كار برده است آنگاه كه حضرتش از حريم جدش خارج شده بود و در ظاهر به سوى كوفه و در واقع رو به سوى ابديت مى رفت ، كه قيامت تاريخ را بر پا كند و قيام عشق را قنوت جاودانه بخشد و هنگامى كه از مدينه حركت كرده بود تا هنگامه حماسه هاى هميشه جاويد و ماندگارش را بيافريند،چنين فرمود:
خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة ، و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف و خير لى مصرع انا لا قيه ، كانى باوصالى ، تقطعها، غسلان الفوات ، بين النو اويس و كربلاء و...
مرگ براى فرزندان آدم چه زيبا نوشته شده است ؟ نوشتارى كه در لطافت به نقشى مى ماند كه گردن بند، در گردن دختر كان جوان مى كشد و من براى سر كشيدن جام جان بخش شهادت و به ديدار سلف همانقدر مشتاقم كه يعقوب به ديدار پسرش يوسف ، دست تقدير الهى ، براى من قتلگاهى برگزيده است كه من به ديدارش خواهم شتافت ، مى بينم كه به همين زوديها گرگهاى گرسنه نواويس و كربلا مرا در محاصره انداخته بند بند اعضاى بدنم را از هم جدا مى كنند...


5- طف الفرات ، كنار فرات .
6- طف
7- شاطى الفرات ، اين هر سه اسم تقريبا به يك معنى است و طف به زمينهاى كه مشرف دريا باشند يا در لب رودخانه قرار داشته باشند اطلاق مى شود سرزمين كربلا را به خاطر چند چشمه اى كه در آن بوده و كربلا را در كنار خويش گرفته بوند طف گفته اند چشمه هاى مانند: قطقطانيه ، رهيمه ، عين الجمل و نهر علقم .


8- نينوا، از اسمهاى معروف و قديمى كربلاست .
9-موضع البلاء، يا موضع الابتلاء.
10- محل الوفاء
11- غاضريه
12-ماريه
13- قصر بنى مقاتل
14- عقر بابل
15- عمورا
16-صفورا
17- نوائح ، يعنى ناله ها و نوحه ها.
18- شفائا، كه در عرف مردم شثاثه خوانده مى شود.
16-مدينه الحسين عليه السلام ، شهر حسين عليه السلام .
20-مشهد الحسين عليه السلام .
21- بقعه ماركه

و اسامی  متعدد دیگر ......

برگرفته از : موعود امم

[ سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ] [ 1:4 ] [ شاهزاده ] [ ]

همانا به خاطر شهادت امام حسین (علیه السلام ) گرمایی در دلهای مومنان است که هیچگاه به سردی نمی گراید    {پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه }

امام حسین علیه السلام  میفرمایند :

۱- هر کس گره از کار مسلمانی بگشاید  خداوند در دنیا و آخرت گره از کارش خواهد گشود

۲- من مرگ را عین خوشبختی می دانم و زندگی با ستمگران را شکنجه ای دردناک !

۳- مردم بندگان دنیایند و دینداریشان فقط زبانی است !!! و تا آنجا با دین همراهند و برگرد آن می چرخند که زندگی مادی آنان رواج داشته باشد و چون گرفتار آزمایش شدند  دیندار کم است

۴- از کسانی مباش که از گناه دیگران ترسناکند و از کیفر گناه خود غافل !

۵- بواسطه ی هیچ چیزی خدای متعال عبادت نشده که بهتر از ادائ حق مومن باشد

۶- از ستم کردن به کسی که در برابر تو یاوری جز خدا ندارد بپرهیز

۷- عقل انسان تکمیل نمی گردد  مگر با متابعت از حق

۸- چیزی به زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد

۹- حیله و نیرنگ نزد ما اهل بیت حرام است

۱۰-  با گذشت ترین مردم کسی است که در عین توانایی چشم پوشی کند

۱۱- کسی که بخشش تو را بپذیرد تو را در کرم کمک کرده است

۱۲- تجربه های طولانی وسیله افزایش خرد است

۱۳- حاجت مومنی را روا کردن نزد من بهتر است از انجام  ۲۰ حج که در آن  ۱۰۰ هزار صاحبش خرج کند !!!

۱۴- هیچ بنده ای نیست که غیظ و خشم خود را فرو نشاند  - مگر آنکه حق تعالی در دنیا و آخرت عزت او را زیاد میکند

۱۵- آن را که خرد نیست ادب نیست

۱۶- بگو مگو با بی فکران نادانی است !

۱۷- شکر تو بر نعمت گذشته زمینه ساز نعمت آینده است

۱۸- هر گاه شنیدی که شخصی آبروی مردم را می ریزد بکوش تا تو را نشناسد !

۱۹- بدانید که نیازهای مردم به شما یکی از نعمتهای الهی  در حق شماست - پس از این نعمتها ملول نشوید  تا به نقمت تبدیل نشوند

۲۰- برای چشم با ایمان حلال نیست که ببیند معصیت خدا میشود  و او سوی دیگری را می نگرد !    مگر اینکه گناه را دگرگون سازد و از بین ببرد .

[ سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 20:54 ] [ شاهزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با سلام به خوانندگان محترم , بنده در مقام دبیری که وظیفه ی راهنمایی دانش آموزان را دارم
این وبلاگ را به نیت فیض بردن همه ی کاربران گرامی طراحی کرده ام وثواب آنرا به روح پدر بزرگوارم تقدیم می کنم .
امیدوارم برای شما خواننده ی محترم مفید واقع شود .
امکانات وب